SANYA NEWS
سیاسی

دانشگاه کابل؛ از خانه دانش تا میدان تحقیر

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 4 سنبله 1405
نویسنده: امیر آریایی

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 54


دانشگاه کابل؛ از خانه دانش تا میدان تحقیر

بارها گفته‌ایم و باز هم باید فریاد بزنیم: دانشگاه جای دانش است، نه جای ترس؛ جای آگاهی است، نه ارعاب؛ جای گفت‌وگو و اندیشه است، نه توهین و تحقیر!

دانشگاه باید جایی باشد که یک جوان با کتاب وارد شود با پرسش روبه‌رو شود و با امید بیرون بیاید؛ نه اینکه با ترس از مأمور، تهدید، توهین و تحقیر قدم به دروازه این کانون علمی و فرهنگی بگذارد.

اما آنچه این روزها در دانشگاه های افغانستان و بویژه از دانشگاه کابل روایت می‌شود، واقعاً دردآور و تکان‌دهنده است. چندین روز است ماموران امر به معروف طالبان، در هماهنگی با مسئولان دانشگاه کابل، دانشجویان را بر سر ریش، لباس، ظاهر و حتی نداشتن کلاه متوقف می‌کنندو مانع ورود آنان می‌شوند؛ کارت‌های دانشجویی‌شان را می‌گیرند و برخی را به‌عنوان مجازات، حدود بیش‌تر از نیم ساعت زیر آفتاب داغ و سوزان کابل نگه می‌دارند و سپس با فحش، ناسزاگویی و بی‌حرمتی رخصت می‌کنند.

واقعا پرسش این است: این دانشگاه است یا محل تنبیه و تحقیر انسان؟ اگر جوانی برای درس خواندن به دانشگاه آمده، جرمش چیست؟ جز آگاهی و روشن‌گری!

اگر لباسش مطابق سلیقه یک مامور طالبانی نیست، آیا مستحق توهین است؟ اگر کلاه بر سر ندارد، آیا شایسته محرومیت از ورود به دانشگاه است؟

و اگر کارت دانشجویی یک جوان را می‌گیرند و او را زیر آفتاب به‌عنوان مجازات ایستاد می‌کنند این رفتار قرار است چه چیزی را به دانشجویان بیاموزاند؟

این نسل، همین جوانانی هستند که با هزاران دشواری خود را به دانشگاه رسانده‌اند؛ جوانانی که بسیاری‌شان نان شب‌شان را به‌سختی پیدا می‌کنند، اما هنوز کتاب را رها نکرده‌اند و هنوز به آینده‌ای بهتر امید دارند. با این جوانان چرا چنین رفتار می‌شود؟

به این گروه دشمن آگاهی و دانایی باید فهماند که: دانشجو دشمن نیست. دانشجو مجرم نیست. دانشجو آینده این سرزمین است.

اگر مشکلی در پوشش یا ظاهر یک دانشجو وجود دارد، قانون و تذکر محترمانه می‌تواند راه‌حل باشد؛ اما فحش، تحقیر، گرفتن کارت دانشجویی و ایستادن انسان زیر آفتاب، نه تربیت است و نه اصلاح.

دردناک‌تر از همه، اگر در پس این رفتارها نگاه تبعیض‌آمیز به تبار، زبان و هویت دانشجویان وجود داشته باشد، این دیگر تنها یک برخورد با یک دانشجو نیست؛ زخمی‌ست بر پیکر یک جامعه.

با تبارهای دیگر چه مشکلی دارید؟

چرا باید جوانی احساس کند به‌خاطر تبار، زبان، لباس یا هویتش کمتر از دیگری ارزش دارد؟

شمایی که از آدرس دین می‌خواهید اصلاحات بوجود بیاورید گمان نمی‌کنید که با چنین رویکرد هایی دل مردم را بیشتر از دین متنفر سازید؟

این سرزمین متعلق به همه‌ی ماست. دانشگاه کابل نیز باید خانه دانشجویان افغانستانی باشد؛ نه جایی که یک جوان در آن احساس کند هویت و کرامتش هر لحظه ممکن است بهانه‌ای برای تحقیر او شود.

با زور می‌توان انسان را ساکت کرد؛ اما نمی‌توان اندیشه را کشت.

با تهدید می‌توان دروازه‌ای را بست؛ اما نمی‌توان راه دانش را بست همانطوریکه امروز هزاران دختر این سرزمین از راه ها و دریچه های مختلف بگونه‌ای حضوری و غیرحضوری مصروف فراگیری دانش و آگاهی اند.

بنا براین با تحقیر می‌توان جوانی را رنجاند؛ اما نمی‌توان عطش او برای دانستن را برای همیشه خاموش کرد. امروز اگر دانشجو را زیر آفتاب ایستاد می‌کنید، فردا تاریخ درباره این رفتار خواهد پرسید و ما این‌جا در میدان حضور داریم و این همه جنایت و خیانت تان‌را خواهیم نوشت.

اگر کارت دانشجویی او را می‌گیرید، اگر به او ناسزا می‌گویید، اگر با ترس و تهدید وارد دانشگاهش می‌کنید، یک لحظه از خود بپرسید:

آیا واقعاً می‌خواهید نسلی بسازید که با کتاب، علم و دانشگاه آشتی باشد؛ یا نسلی که از دانشگاه، از جامعه و از آینده خود بیزار شود؟ دانشگاه ها را نباید به جایی تبدیل کرد که دانشجو پیش از ورود به صنف، از تحقیر شدن بترسد.

و اگر قرار باشد جوان افغانستانی حتی در دانشگاه نیز احساس امنیت و احترام نکند، پس از او چه انتظاری برای ساختن آینده این کشور داریم؟

به این نسل علم ستیز باید فهماند که:

نسل جوان را با احترام نگه دارید، نه با ترس. دانش را با آزادی و کرامت زنده نگه دارید، نه با ارعاب و ترس.

بنا براین دانشگاه را از سایه ترس بیرون کنید؛ زیرا ملتی که دانشگاهش را از نفس بیندازد، آینده‌اش را زخمی کرده است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر