SANYA NEWS
فرهنگی

خاطره‌ای از سال ۱۳۸۵ خورشیدی؛ نگاهی به مدیریت معارف در دوران حامد کرزی

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 26 سرطان 1405
نویسنده: رحمت‌الله بیگانه

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 805


خاطره‌ای از سال ۱۳۸۵ خورشیدی؛  نگاهی به مدیریت معارف در دوران حامد کرزی

در حاکمیت حامد کرزی، وزارت معارف افغانستان شاهد تغییرات پی‌درپی در سطح رهبری بود. در جریان پنج سال، افراد مختلفی چون: محمد الیاس زره، رسول امین، محمد یونس قانونی، داکتر احمد مشاهد و حنیف اتمر در کرسی وزارت معارف قرار گرفتند. با تغییر هر وزیر، شمار زیادی از افراد جدید وارد سیستم معارف شدند و هر دوره با تغییرات گسترده‌ای همراه بود.

به باور من، که بیشتر از یازده سال در دو دوره مسئولیت بنگاه نشراتی معارف افغانستان را بر عهده داشتم، مشکل اساسی در مدیریت دولت افغانستان این بود که هر وزیر کار خود را از صفر آغاز می‌کرد. در یک نظام منظم، اگر وزیر اول تهداب را می‌گذارد، وزیر دوم باید همان تهداب را استحکام بخشد، وزیر سوم دیوارها را بالا ببرد، وزیر چهارم سقف را بسازد و وزیر پنجم درها و پنجره‌ها را نصب کند تا سرانجام یک ساختمان کامل به وجود آید. اما در افغانستان چنین نشد.

هر وزیری که به وزارت می‌آمد، با بی‌اعتمادی به کارهای گذشته نگاه می‌کرد و می‌خواست طرح و برنامه خودش را آغاز کند. در نتیجه، تهداب‌های نیمه‌کاره رها می‌شد و وزیر بعدی دوباره به کندن تهداب تازه آغاز می‌کرد. 

حاصل این روند، اتلاف منابع، بی‌ثباتی اداری و عقب‌ماندگی در کیفیت آموزش و نصاب تعلیمی بود.

ریشه این مشکل بیشتر به نبود یک استراتژی روشن و درازمدت در سطح رهبری دولت برمی‌گشت. دولت باید اهداف مشخص و برنامه‌های ملی را تعیین می‌کرد و وزرا را بر اساس همان برنامه‌ها پاسخگو می‌ساخت. اگر چنین می‌شد، هر وزیر می‌توانست بخشی از یک پروژه بزرگ ملی را تکمیل کند و نظام معارف افغانستان به تدریج رشد و استحکام می‌یافت.

اما متأسفانه، شیوه مدیریت دولت از آغاز تا پایان، بیشتر بر تغییر افراد و ایجاد ساختارهای موقت استوار بود، نه بر ساختن نهادهای پایدار. سرانجام همین ضعف‌های مدیریتی و ساختاری، زمینه‌ای شد که حتا طالبان توانستند مشروعیت و کارآمدی آن نظام را زیر پرسش ببرند و در نهایت آن را سقوط دهند.

حکایت دوران وزارت حنیف اتمر

حنیف اتمر که پیش از آن در بخش‌های امنیتی و پولیس افغانستان کار کرده بود، با حوزه فرهنگ، آموزش و معارف فاصله زیادی داشت. او با شیوه‌ای سخت‌گیرانه و متمرکز کار خود را آغاز کرد و انتقاد را به آسانی نمی‌پذیرفت. حتی روسای مرکزی وزارت که باید در تصمیم‌گیری‌ها با وزیر نزدیک می‌بودند، به سختی فرصت دیدار با او را پیدا می‌کردند و ملاقات با وزیر برای آنان دشوار بود.

به دلیل مسئولیت کاری‌ام در بخش رادیوتلویزیون معارف، نیاز فوری به دیدار وزیر داشتم؛ اما موفق به ملاقات نشدم. ناچار از دفتر خود به ریاست دفتر وزیر مکتوب نوشتم و درخواست تعیین وقت ملاقات کردم. تا آن زمان، کمتر دیده شده بود که یک رئیس وزارت برای دیدار با وزیر مجبور به چنین روندی شود؛ زیرا در گذشته، وزرا معمولاً در دسترس روسای مربوطه قرار داشتند.

در این‌جا خاطره‌ای از برخورد حنیف اتمر با مسئولان وزارت را یادآوری می‌کنم که گوشه‌ای از شیوه مدیریتی او را نشان می‌دهد؛ هرچند همکاری من با ایشان بیشتر از شش ماه دوام نکرد.

روزی از دفتر وزیر تماس گرفتند و گفتند که وزیر صاحب می‌خواهد از لیسه نادریه دیدن کند و شما با کمره و خبرنگار برای تهیه گزارش آماده باشید. من که این فرصت را مناسب دیدم تا وزیر را از نزدیک ملاقات کنم و درباره کارهای رادیوتلویزیون معارف صحبت نمایم، همراه با کمره‌مین و خبرنگار به لیسه نادریه رفتم.

هنوز وزیر نرسیده بود. مدیر لیسه و شماری از معلمان برای استقبال ایستاده بودند. من نیز در جمع آنان قرار گرفتم. لحظاتی بعد، حنیف اتمر با چندین موتر و محافظانش رسید. پس از احوال‌پرسی، وارد محوطه لیسه شدیم. پشت سر ما شماری از معلمان، کارمندان معارف و محافظان وزیر حرکت می‌کردند.

وقتی وارد صحن مکتب شدیم، شاگردان در حیاط دیده نمی‌شدند، اما از پشت کلکین‌ها حضور آنان معلوم بود. با نزدیک شدن ما به تعمیر چهارطبقه مکتب، سروصدای شاگردان بلند شد. در میان آن صداها، تعدادی از شاگردان با یک صدا می‌گفتند: «او وزیر، چرا آمدی؟»

وزیر با ناراحتی رو به مدیر لیسه کرد و گفت:

 «مدیر صاحب، چرا این‌ها این‌قدر سروصدا دارند؟»

مدیر که فردی حاضر جواب بود، گفت:

 «این‌ها از آمدن شما خوشحال شده‌اند و به استقبال شما بی‌تابی دارند.

اما وزیر قهر شد و گفت:

 «من در چنین مکتب بی‌انضباط داخل نمی‌شوم.»

برنامه دیدار به پایان رسید و ما دوباره برگشتیم.

فردای آن روز، صبح زود از وزارت تماس آمد که ساعت ده جلسه عمومی برگزار می‌شود. در جلسه بیش از ۲۴ رئیس مرکزی و آمرین مربوط حضور داشتند. وزیر حادثه روز گذشته در لیسه نادریه را مطرح کرد و گفت: «تمام شاگردان بی‌تربیت از این لیسه خارج شوند و مدیر لیسه به دلیل بی‌کفایتی تبدیل گردد.»

محمد رحمتی که در آن زمان ریاست یکی از بخش‌های مهم وزارت معارف را بر عهده داشت، در پاسخ گفت:

 «وظیفه وزارت معارف تعلیم و تربیت است. ما مسئول تربیت فرزندان این وطن هستیم. تبدیل کردن شاگردان و مدیر مکتب، راه حل مشکل نیست؛ بلکه باید علت این رفتار را پیدا و اصلاح کنیم.» وزیر که پاسخی برای این استدلال نداشت، موضوع را تغییر داد؛ اما بسیاری از روسای حاضر در جلسه با دیدگاه رحمتی موافق بودند.

پس از این حادثه، حدود یک ماه بعد، شماری از مسئولان وزارت بدون ارائه دلیل قانع‌کننده و اسناد روشن از وظایف‌شان برکنار شدند؛ از جمله محمد رحمتی، رئیس اداره تربیتی، مدیر تفتیش به نام احمدزی، اجمل فیض رییس تدریسات ثانوی، غلام‌علی زینل رئیس نشرات، رحمت‌الله بیگانه رئیس رادیوتلویزیون معارف و چندین رئیس دیگر.

محمد رحمتی پس از آن به حیث رئیس تلویزیون تمدن مقرر شد. او انسانی با دانش، تجربه و مدیر توانایی است. با تأسف، امروز نام او در شمار کسانی قرار گرفته که بدون دلیل روشن در بند استخبارات طالبان قرار دارند.

نتیجه

تجربه آن سال‌ها نشان می‌دهد که مشکل افغانستان تنها کمبود افراد متخصص نبود؛ بلکه نبود فرهنگ نهادمندی، برنامه‌ریزی درازمدت و احترام به تجربه‌های گذشته، یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌های نظام دولتی بود. وقتی هر مسئول تازه‌وارد به جای تکمیل کار گذشته، همه چیز را از نو آغاز کند و تصمیم‌ها بر اساس سلیقه‌های شخصی گرفته شود، هیچ نهادی به ثبات نمی‌رسد

معارف، بیش از هر بخش دیگر، نیازمند ثبات، تخصص و نگاه ملی است؛ زیرا آینده یک کشور در صنف‌های درسی ساخته می‌شود. برخوردهای عجولانه، حذف نیروهای باتجربه و سیاسی‌سازی اداره‌ها نه تنها یک وزارت را ضعیف می‌کند، بلکه نسل‌های آینده را نیز متضرر می‌سازد.

امروز که افغانستان بار دیگر با بحران‌های عمیق آموزشی و انسانی روبه‌رو است، یادآوری این تجربه‌ها تنها برای نقد گذشته نیست؛ بلکه برای آموختن از اشتباهات و ساختن آینده‌ای بهتر است. دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما نهادهای سالم و دانش‌محور باید باقی بمانند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر