SANYA NEWS
سیاسی

دشمن پنهان احمدشاه مسعود و معمار بازگشت طالبان؛ خلیل‌زاد، مردی در برابر افغانستانِ آزاد

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 18 سنبله 1405
نویسنده: اسحاق ثاقبی داراب

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 107


دشمن پنهان احمدشاه مسعود و معمار بازگشت طالبان؛ خلیل‌زاد، مردی در برابر افغانستانِ آزاد

بخش نخست

۲۵ سال پس از شهادت احمدشاه مسعود فرمانده بی‌نظیر افغانستان، هنوز پرسش‌های بسیاری درباره آن حادثه در ذهن مردم افغانستان باقی مانده است؛ حادثه‌ای که تنها دو روز پیش از حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱م رخ داد و معادلات سیاسی، امنیتی و ژئوپولیتیکی افغانستان را برای همیشه تغییر داد. مسوولیت این ترور به شبکه القاعده به رهبری اسامه بن‌لادن نسبت داده شد، اما درباره ابعاد کامل این عملیات، شبکه‌های پشتیبان و انگیزه‌های بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، هم‌چنان پرسش‌های جدی مطرح است.

مسعود در ۹ سپتامبر ۲۰۰۱ شهید یا به‌تعبیر سیاسی "ترور" شد؛ مردی که سال‌ها در برابر ارتش شوروی، و برای حفظ نظام اسلامی، هم‌چنین علیه طالبان و شبکه‌های فرامرزی تروریسم و افراطیت جنگیده بود. او در میدان جنگ شکست نخورد؛ اما دشمنانش سرانجام جنگ را از میدان نبرد به میدان توطئه، استخبارات و ترور کشاندند.

با مرگ مسعود، تنها یک فرمانده نظامی از صحنه کنار نرفت؛ یک مسیر وسیع سیاسی نیز ضربه خورد: پروژه افغانستانی که می‌توانست بر مقاومت ملی، مشارکت سیاسی، عدالت اجتماعی، نظام غیر متمرکز و آزادی حقیقی شهروندان استوار باشد.

در سوی دیگر این تحول، نام زلمی خلیل‌زاد بیش از پیش برجسته شد؛ دیپلمات و سیاست‌مدار پشتون‌تبار امریکایی که در دو دهه بعدی، از جنگ افغانستان تا روند صلح دوحه، یکی از چهره‌های اثرگذار سیاست امریکا در قبال افغانستان بود.

مسأله این مقاله صدور حکم قضایی درباره خلیل‌زاد نیست؛ پرسش اصلی این است که چگونه سیاست‌هایی که او نمایندگی می‌کرد، در تقابل با میراث سیاسی مسعود و نیروهای آزادی‌خواه افغانستان قرار گرفت و چگونه در نهایت به بازگشت طالبان انجامید؟

از کوه‌های هندوکش تا کانون‌های قدرت واشنگتن

در سال‌هایی که احمدشاه مسعود در دره‌های هندوکش در برابر شوروی و سپس طالبان می‌جنگید، زلمی خلیل‌زاد هنوز چهره‌ای شناخته‌شده در افکار عمومی افغانستان نبود. او یک محصل و یک ترجمان ساده بود که می‌خواست از فرشت‌ها استفاده کرده وارد کانال‌های قدرت و ثروت در امریکا شود. خلیل‌زاد اما از لحاظ فکری، یک فاشیست قبیله‌گرا بود و شدیداً بر خلاف مسعود بود. مخالفت او هم در زمان دولت مجاهدین و هم در زمان به قدرت رسیدن طالبان، با مسعود، آشکار بود.‌  

خلیل‌زاد در سال ۱۹۵۱ میلادی در بلخ، از پدر پشتون و مادر تاجیک، متولد شد. تحصیلاتش را در کابل آغاز کرد، سپس در چارچوب برنامه تبادل فرهنگی به ایالات متحده رفت. او بعدها وارد ساختار سیاست خارجی امریکا شد و در مقاطع مختلف، یکی از مهم‌ترین چهره‌های واشنگتن در پرونده افغانستان و خاورمیانه بود.

در مقابل، مسعود مسیر دیگری را پیمود: از فرماندهی جهاد ضد تجاوز شوروی تا رهبری مقاومت مردم افغانستان علیه طالبان و تلاش برای معرفی کشور در محافل سیاسی جهان.

تفاوت این دو تنها تفاوت میان یک فرمانده نظامی و یک دیپلمات نبود؛ تفاوت دو نوع نگاه به آینده افغانستان بود.

مسعود افغانستان را کشوری متکثر می‌دید که اقوام و مناطق مختلف باید در ساختار سیاسی آن سهم واقعی داشته باشند. خلیل‌زاد اما در بخش مهمی از فعالیت سیاسی خود با محافلی پیوند داشت که حفظ ساختار متمرکز و محوریت قدرت پشتون‌ها را مطلوب می‌دانستند.

از همین‌جا می‌توان ریشه یکی از مناقشه‌های بزرگ سیاسی افغانستان معاصر را دید: آیا افغانستان باید دولتی متمرکز و از بالا به پایین باشد، یا نظامی مشارکتی‌تر و غیرمتمرکز که قدرت را میان مرکز و مناطق تقسیم کند؟

خلیل‌زاد و طالبان

یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های کارنامه خلیل‌زاد، ارتباط او با سیاست امریکا در قبال طالبان در دهه ۱۹۹۰ است.

او در آن دوره با شرکت امریکایی یونیکال ارتباط داشت؛ شرکتی که در طرح انتقال گاز آسیای مرکزی از مسیر افغانستان و پاکستان به بازارهای جنوب آسیا ذی‌نفع بود. پروژه‌ای که بعدها با عنوان خط لوله تاپی شناخته شد، قرار بود گاز ترکمنستان را از مسیر افغانستان و پاکستان به هند منتقل کند.

اهمیت این موضوع در آن است که افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان، از نگاه بسیاری از بازیگران اقتصادی، تنها در صورتی برای چنین پروژه‌هایی قابل استفاده بود که امنیت مسیر انتقال انرژی تأمین شود.

در همین فضا، خلیل‌زاد در محافل امریکایی از تعامل گسترده با طالبان دفاع می‌کرد. مقاله می‌نوشت، با مقام‌های پاکستانی در ارتباط مستقیم بود و سعی می‌کرد نشان دهد گروه طالبان تنها جناح مطلوب برای ایجاد یک نظام متمرکز و امنیت‌ساز، است و باید با آنان تعامل و هم‌کاری صورت گیرد. خلیل‌زاد در تمامی ملاقات‌هایش با سیاسیون امریکایی در وزارت امور خارجه‌ی وقت و در دهلیزهای سنا، تلاش می‌کرد علیه مسعود ذهنیت‌سازی کند و راه‌های حمایت احتمالی به مسعود را ببندد و گفته می‌شود خلیل‌زاد این کار را تا یک هفته قبل از ۹ سپتامبر (شهادت مسعود به دست تروریستان) ادامه داد.

این سیاست البته تنها متعلق به او نبود و مجموعه‌ای از عوامل منطقه‌ای، امریکایی، پاکستانی و سعودی در شکل‌گیری سیاست آن دوره نقش داشتند؛ اما خلیل‌زاد بدون تردید یکی از چهره‌های شناخته‌شده این جریان بود.

طالبان در سال ۱۹۹۶ کابل را تصرف کردند و حکومت مجاهدین را کنار زدند. مسعود اما مقاومت را ادامه داد.

پس از حملات القاعده به سفارت‌خانه‌های امریکا در کنیا و تانزانیا در سال ۱۹۹۸ و افزایش اختلاف واشنگتن با طالبان بر سر اسامه بن‌لادن، فضای روابط امریکا و طالبان تغییر کرد. امریکا مواضع القاعده در افغانستان را با موشک‌های کروز هدف قرار داد و فشارهای بین‌المللی بر طالبان افزایش یافت.

اما برای مسعود، مسئله روشن بود: طالبان تنها یک نیروی داخلی نبودند؛ آنان بخشی از شبکه‌ای منطقه‌ای و فرامرزی بودند که افغانستان را به میدان رقابت قدرت‌های خارجی تبدیل کرده بود.

ترور مسعود؛ پایان یک فرمانده‌ی اثرگذار در تاریخ معاصر

۹ سپتامبر ۲۰۰۱، احمدشاه مسعود در یک عملیات تروریستی شهید شد.

ترور او در شرایطی رخ داد که مسعود تلاش می‌کرد صدای مردم افغانستان را به اروپا و جهان برساند و درباره تهدید فزاینده تروریسم طالبانی و القاعده هشدار دهد.

درباره اینکه چه کسانی دقیقاً در پشت این عملیات قرار داشتند و آیا همه ابعاد آن تاکنون روشن شده است یا نه، هنوز بحث‌های فراوانی وجود دارد. نسبت دادن عملیات به القاعده، یک بخش شناخته‌شده روایت رسمی درباره آن حادثه است؛ اما این امر به خودی خود همه پرسش‌های مربوط به سازمان‌دهندگان، تسهیل‌کنندگان و اهداف سیاسی ترور را پاسخ نمی‌دهد.

در این میان، منتقدان خلیل‌زاد نیز پرسش‌های جدی مطرح کرده‌اند. آنان مدعی‌اند که او در دهه‌های گذشته در سیاست‌هایی نقش داشته که در نهایت به تضعیف مسعود و سپس حاشیه‌نشینی هم‌رزمان او انجامیده است.

با این حال، مدرک عمومی و قطعی که ثابت کند خلیل‌زاد مستقیماً در طراحی یا اجرای ترور مسعود نقش داشته، ارائه نشده است.

اما پرسش سیاسی هم‌چنان باقی است: اگر خلیل‌زاد در طراحی عملیات ترور دخیل نبوده باشد، آیا سیاست‌هایی که او در سال‌های پیش و پس از آن نمایندگی می‌کرد، در مسیر حذف سیاسی جریان مسعود قرار نگرفت؟

پاسخ کاملا واضح است؛ بلی.

ادامه دارد...


جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر