SANYA NEWS
سیاسی

آنان که ماندند؛ سرمایه‌های انسانی و امیدهای زندهٔ افغانستان‌اند

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 23 میزان 1405
نویسنده: بشیربیغم، فعال سیاسی

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 30


آنان که ماندند؛ سرمایه‌های انسانی و امیدهای زندهٔ افغانستان‌اند

در میان تمام دشواری‌ها، بحران‌ها و دگرگونی‌هایی که افغانستان در دهه‌های اخیر تجربه کرده است، مردمانی هستند که با وجود تمام رنج‌ها، محرومیت‌ها، گرسنگی‌ها و ناامیدی‌ها، ماندن در وطن را بر رفتن به سرزمین‌های دیگر ترجیح داده‌اند. 

آنان در همین خاک زندگی می‌کنند، با دردهای مردم نفس می‌کشند و هر روز با واقعیت‌های تلخ و شیرین این سرزمین روبه‌رو می‌شوند. در میان این مردم، به‌ویژه قشر تحصیل‌کرده، اهل قلم، روشن‌فکران و کسانی که با دیدگاه‌های متفاوت، اوضاع دیروز و امروز کشور را نقد و بررسی می‌کنند، جایگاه ویژه‌ای دارند.

این افراد، چه موافق وضعیت موجود باشند و چه منتقد آن، چه با نظام حاکم هم‌نظر باشند و چه دیدگاه متفاوتی داشته باشند، بخشی از واقعیت زنده و پویای جامعهٔ افغانستان‌اند. آنان در بطن جامعه حضور دارند، مشکلات را از نزدیک لمس می‌کنند و با تمام محدودیت‌ها، تا جایی که امکان دارند، می‌نویسند، می‌اندیشند، نقد می‌کنند و صدای مردم خود باقی می‌مانند. ارزش این حضور را نمی‌توان تنها با موافقت یا مخالفت سیاسی سنجید؛ زیرا تعلق به وطن، فراتر از هم‌سویی با یک نظام یا پذیرش یک دیدگاه خاص است.

ماندن در وطن، در شرایط دشوار، همیشه به معنای ناتوانی از رفتن نیست؛ گاهی انتخابی آگاهانه، ریشه‌دار و برخاسته از پیوندی عمیق با خاک، مردم، فرهنگ و هویت است. بسیاری از کسانی که در افغانستان مانده‌اند، با وجود فرصت‌های محدود و آینده‌ای نامطمئن، زندگی خود را در همین سرزمین ادامه داده‌اند. آنان تلخی محرومیت را چشیده‌اند، سنگینی مشکلات اقتصادی را بر دوش کشیده‌اند و با وجود همهٔ دشواری‌ها، هنوز خود را متعلق به این خاک می‌دانند.

البته، نباید فراموش کرد که بسیاری از هم‌وطنانی که کشور را ترک کرده‌اند نیز به دلایل گوناگون، از جمله ناامنی، فقر، محدودیت‌ها و نگرانی از آینده، ناگزیر به مهاجرت شده‌اند. رفتن از وطن لزوماً به معنای بی‌وفایی نیست؛ همان‌گونه که ماندن نیز به‌تنهایی معیار برتری انسان‌ها به شمار نمی‌رود. اما سخن این‌جاست که کسانی که در دشوارترین شرایط در افغانستان حضور دارند و با وجود تمام مشکلات، پیوند عملی و روزمرهٔ خود را با جامعه حفظ کرده‌اند، شایستهٔ توجه، احترام و قدردانی ویژه‌اند.

به‌خصوص قشر تحصیل‌کرده و اهل اندیشه که هنوز در داخل کشور زندگی می‌کنند و با قلم، تحلیل و نقد خود می‌کوشند مسائل جامعه را بازتاب دهند، سرمایه‌ای ارزشمند برای آیندهٔ افغانستان‌اند. جامعه‌ای که صدای اندیشمندان، منتقدان و صاحب‌نظران خود را نادیده بگیرد، در حقیقت بخشی از توانایی خود برای شناخت مشکلات و اصلاح مسیر آینده را از دست می‌دهد. نقد منصفانه، حتی اگر تلخ باشد، می‌تواند چراغی برای دیدن کاستی‌ها و فرصتی برای اصلاح باشد؛ مشروط بر آن‌که به جای حذف و طرد، با منطق، مسئولیت‌پذیری و گفت‌وگو پاسخ داده شود.

از همین‌رو، نظام حاکم نیز باید به این واقعیت توجه کند که ارزش شهروندان تنها به میزان موافقت آنان با سیاست‌ها و تصمیم‌های حکومت وابسته نیست. شهروند منتقد نیز به همان اندازه شهروند موافق، حق زندگی با عزت، برخورداری از حقوق مشروع و مشارکت در سرنوشت کشور را دارد. مخالفت فکری و سیاسی، اگر در چارچوب مسالمت‌آمیز و مسئولانه بیان شود، نباید دلیلی برای بی‌اعتنایی، محرومیت یا کنار گذاشتن افراد از جامعه باشد. برعکس، شنیدن صدای منتقدان می‌تواند زمینه‌ساز اعتماد عمومی، اصلاح سیاست‌ها و تقویت پیوند میان مردم و حکومت شود.

افغانستان برای بازسازی و پیشرفت، بیش از هر زمان دیگری به سرمایهٔ انسانی خود نیاز دارد؛ به معلمان، استادان، پزشکان، نویسندگان، پژوهشگران، جوانان تحصیل‌کرده و تمام کسانی که با وجود دشواری‌ها هنوز در این کشور زندگی می‌کنند و برای بهتر شدن آن امید دارند. هیچ جامعه‌ای با خاموش ساختن صداهای متفاوت به شکوفایی نمی‌رسد؛ همان‌گونه که هیچ نظامی با نادیده گرفتن ظرفیت‌های فکری و انسانی جامعهٔ خود نمی‌تواند به ثبات پایدار دست یابد.

قدردانی از کسانی که مانده‌اند، نباید به معنای نادیده گرفتن کسانی باشد که رفته‌اند؛ بلکه باید به معنای شناخت ارزش حضور، تحمل رنج و مسئولیت‌پذیری کسانی باشد که هنوز در متن زندگی این سرزمین قرار دارند. آنان سزاوار آن‌اند که نه‌تنها در سخن، بلکه در عمل نیز مورد احترام قرار گیرند؛ فرصت آموزش، کار، اندیشه و بیان دیدگاه‌های خود را داشته باشند و احساس کنند که آیندهٔ کشور به حضور و توانایی‌های آنان وابسته است.

در نهایت، افغانستان تنها با یک دیدگاه، یک سلیقه یا یک جریان فکری ساخته نمی‌شود. این سرزمین به همهٔ فرزندان خود نیاز دارد؛ به موافق و منتقد، به اهل قلم و عمل، به کسانی که مانده‌اند و به کسانی که در بیرون از وطن زندگی می‌کنند، اما هنوز دل در گرو این خاک دارند. با این تفاوت که باید حضور و تلاش کسانی را که در میان دشواری‌های روزمره در داخل کشور زندگی می‌کنند، به‌درستی دید و ارزش نهاد، آنان که مانده‌اند، بخشی از حافظهٔ زندهٔ افغانستان ‌اند؛ شاهدان رنج‌های آن، حاملان فرهنگ آن و یکی از امیدهای فردای آن. 

سزاوار نیست که تنها به دلیل تفاوت دیدگاه نادیده گرفته شوند. باید آنان را شنید، حرمت گذاشت و زمینه‌ای فراهم کرد تا بتوانند با آزادی اندیشه، عزت انسانی و احساس تعلق، در ساختن آینده‌ای بهتر سهم بگیرند.

زیرا وطن تنها خاکی نیست که بر آن قدم می‌گذاریم؛ وطن مردمی است که در آن زندگی می‌کنند، رنج می‌کشند، امید می‌بندند و برای فردایی بهتر تلاش می‌کنند. پاسداری از این مردم، پاسداری از خود افغانستان است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر