SANYA NEWS
سیاسی

فرمانده حسیب؛ غرور هندوکش که تا آخرین نفس ایستاد

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 30 اسد 1405
نویسنده: امیر آریایی

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 94


فرمانده حسیب؛  غرور هندوکش که تا آخرین نفس ایستاد

تو رفتی، اما رفتنت پایان یک زندگی نبود؛ آغاز ماندگاری نام مردی بود که میان آسایش و آرمان، آرمان را برگزید و میان زندگی و آزادی، عزت سرزمینش را انتخاب کرد.

کاش می‌دانستی با شهادتت چه ماتمی بر این سرزمین نشسته است. کاش می‌دیدی چگونه هزاران قلب، در سوگ مردی شکست که برای بسیاری، نه فقط یک فرمانده، بلکه نماد ایستادگی و امید بود.

تو می‌توانستی بروی...

می‌توانستی مانند بسیاری از مقامات پشین و فراری ها؛ از این سرزمین فاصله بگیری، در بهترین کشورهای جهان پناه ببری، زندگی آرام و مرفه‌ای برای خود بسازی؛ صبح‌ها بدون صدای جنگ از خواب برخیزی و سال‌های عمرت را در امنیت و آسایش سپری کنی.

اما وجدان بیدار و حس آزادگی ات‌اجازه نداد.

تو نتوانستی سرزمینی را که دوستش داشتی، در میان آتش و رنج تنها بگذاری.

نتوانستی از کنار درد مردم بگذری و خود را به آرامش برسانی.

نتوانستی آزادی را در سخن دوست بداری و در عمل، از میدان ایستادگی عقب بنشینی.

پس ماندی...

ماندی تا بایستی؛

ماندی تا بجنگی؛

ماندی تا آخرین نفس، سهم خود را در دفاع از آرمانت که آزادی سرزمین و مردمت از چنگال ظلم و تجاوز ادا کنی. عمرت را وقف این سرزمین کردی؛ سرزمینی که برایت تنها جغرافیا نبود، بلکه هویت، شرافت، خانه و آرمان بود.

تو در روزگاری ایستادی که بسیاری از ایستادن خسته بودند.

در روزگاری که رفتن آسان‌تر از ماندن بود، تو ماندن را انتخاب کردی. در روزگاری که سکوت امن‌تر بود، تو صدای خود را بلند کردی و از قله‌های شامخ هندوکش ندای آزادی و رهایی از قید و بند طالبانی سر دادی.

و امروز، مردی که می‌توانست در جایی دور از این همه رنج زندگی کند، در میان همین کوه‌ها و دره‌ها و صخره ها برای رسیدن به یک آرمان مبارک به شهادت رسیدی‌.

تو غرور هندوکش بودی؛

فرزند صخره‌هایی که در برابر توفان خم نمی‌شوند و دره‌هایی که قرن‌ها شاهد ایستادگی مردان این سرزمین بوده‌اند. سنگرت در میان کوه‌ها بود، اما سنگرت تنها خاک و صخره نبود؛ باوری بود که در قلبت ساخته بودی.

امروز تو نیستی، اما هندوکش هنوز ایستاده است.

دره‌ها هنوز خاموش‌اند، اما تاریخ، صدای گام‌هایت را فراموش نخواهد کرد.

مردمی که شاید هرگز تو را از نزدیک ندیده بودند، برایت اشک می‌ریزند؛ برایت سرود می‌خوانند و نامت را با احترام بر زبان می‌آورند. این است راز ماندگاری مردانی که زندگی خود را برای چیزی بزرگ‌تر از خویشتن می‌بخشند.

من نیز ندیدمت؛

ولی از ساعتی که خبری شهادتت را شنیده ام روح و تنم بدرد آمده است و بی‌کسی و تنهایی ام را بیشتر حس می‌کنم.

آری؛

تو رفتی؛

اما نامت ماند. تو خاموش شدی؛ اما صدای آرمانت هنوز در دره های شامخ و بلند هندوکش می‌پیچد.

تو از میان ما رفتی؛

اما در حافظه مردمی که تو را دوست داشتند، جاودانه شدی.

امروز ما مانده‌ایم و روزهایی سنگین و تاریک؛ روزهایی که نفس کشیدن در آن‌ها نیز برای بسیاری دشوار شده است. اما باور داریم خون مردانی چون شما، تنها بر خاک نریخته است؛ بر صفحات تاریخ نیز نوشته شده است.

خون تو، روایت یک انتخاب است؛ انتخاب میان آسایش و مسئولیت، میان رفتن و ماندن، میان زندگی شخصی و سرنوشت یک سرزمین.

و تو انتخابت را کردی.

فرمانده!

آرام بخواب و آرام بگیر

تو رسالت و مسوولیتت را ادا کردی.

کوه‌ها هنوز پابرجایند،

دره‌ها هنوز نامت را در خود حفظ کرده‌اند.

و مردمی که برایت اشک ریختند، خواهند دانست که بعضی انسان‌ها تنها زندگی نمی‌کنند؛ برای یک آرمان زندگی می‌کنند و با مرگ نیز از یاد نمی‌روند.

آرزو دارم ریختن خون مقدس ات؛ پیروزی ارزشمندی مردم مارا در برابری این جهل و تيره روزی ها فراهم سازد‌.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر