SANYA NEWS
سیاسی

دشمن پنهان مسعود و معمار بازگشت طالبان؛ خلیل‌زاد، مردی در برابر افغانستانِ آزاد

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 20 سنبله 1405
نویسنده: اسحاق ثاقبی داراب

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 88


دشمن پنهان مسعود و معمار بازگشت طالبان؛ خلیل‌زاد، مردی در برابر افغانستانِ آزاد

بخش پایانی

پروژه تاپی، با هدف انتقال گاز ترکمنستان از مسیر افغانستان و پاکستان به هند، بیش از سه دهه است که مطرح است. اکنون نیز شرکت‌هایی با سابقه فعالیت در حوزه انرژی افغانستان دوباره به این کشور بازگشته‌اند.

از جمله، شرکت سعودی «دلتا اینترنشنال» در پروژه‌های انرژی افغانستان مطرح شده و حوزه نفتی کشک–تیرپل در هرات و بادغیس از جمله مناطقی است که درباره ظرفیت‌های آن صحبت شده است.

بر اساس ارقام مطرح‌شده، این حوزه حدود ۲۱.۵۵ میلیون بشکه نفت و نزدیک به ۴۴.۷۶ میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی دارد.  اما پرسش اصلی این است: 

آیا سرمایه‌گذاری اقتصادی در افغانستان می‌تواند به ابزاری برای سفیدسازی سیاسی طالبان تبدیل شود؟

اگر یک شرکت خارجی در افغانستان سرمایه‌گذاری کند، آیا می‌توان از آن نتیجه گرفت که طالبان حکومتی باثبات، مشروع و قابل اعتماد است؟

پاسخ روشن است: سرمایه‌گذاری اقتصادی به‌تنهایی مشروعیت سیاسی نمی‌آورد. اما با این حال، خلیل‌زاد تلاش دارد با جلب توجه شرکت‌های عربی و به ویژه عربستان سعودی به‌سوی طالبان، ارتباط حمایت‌محور طالبان با عرب‌ها را مستحکم کند. زیرا خلیل‌زاد به خوبی واقف است که عرب‌ها توانایی نگاه توجه غرب و امریکا به سوی طالبان را، دارند.

راه مقابله با پروژه خلیل‌زاد چیست؟

مخالفان طالبان (رهبران جبهات آزادی‌بخش) اگر می‌خواهند در برابر آنچه «پروژه عادی‌سازی طالبان» می‌نامند ایستادگی کنند، نباید تنها به شعار و واکنش‌های پراکنده بسنده کنند.

نخست، باید یک روایت سیاسی روشن و فراگیر ایجاد شود؛ روایتی که تنها بر قوم، منطقه یا یک رهبر متکی نباشد، بلکه آزادی، عدالت اجتماعی، حقوق زنان، انتخابات، حاکمیت قانون و مشارکت همه اقوام را نمایندگی کند. گرچه مخالفان طالبان همواره به این موارد مهم تاکید داشته‌اند اما برای ایجاد تفاهم گسترده و هم‌سویی سراسری در میان خود، ناکام بوده‌اند.

دوم، جبهات آزادی‌بخش و نیروهای مخالف طالبان باید میان ایستادگی نظامی، مبارزه سیاسی و دیپلماسی بین‌المللی هماهنگی ایجاد کنند. هیچ مقاومت پایداری بدون پشتوانه سیاسی و اجتماعی گسترده نمی‌تواند آینده سیاسی کشور را تعیین کند.

سوم، باید درباره ساختار آینده افغانستان بحث جدی صورت گیرد. تمرکز شدید قدرت در کابل یکی از مشکلات تاریخی کشور بوده است. نظام غیرمتمرکز، تقسیم عادلانه منابع، تقویت شوراهای محلی و مشارکت واقعی مناطق در تصمیم‌گیری می‌تواند بدیلی برای دولت متمرکز و تمامیت‌خواه طالبان باشد.

چهارم، مخالفان طالبان باید پرونده حقوق بشر، آموزش دختران، سرکوب سیاسی، کشتارهای فراقانونی و ارتباطات با تروریستان فرامرزی توسط طالبان، را مستند و به صورت حرفه‌ای در اختیار افکار عمومی جهان قرار دهند.

پنجم، باید میان مردم افغانستان و تفکر طالبان تفاوت گذاشته شود. افغانستان متعلق به طالبان نیست. مردم افغانستان، با هر قوم و زبان و مذهب، صاحبان اصلی این کشورند.

و سرانجام، مهم‌ترین کار آن است که مقاومت و ایستادگی آینده گرفتار اشتباهات گذشته نشود: شخص‌محوری، رقابت‌های درون‌گروهی، وابستگی شدید به منافع شخصی و فقدان برنامه روشن برای فردای افغانستان.

زلمی خلیل‌زاد، در نگاه بسیاری از منتقدانش، نماد سیاستی است که منافع ژئوپولیتیک، محاسبات قدرت و ملاحظات قومی را بر عدالت سیاسی و خواست واقعی جامعه افغانستان ترجیح داده است. آنان او را چهره‌ای می‌دانند که در مراحل مختلف، از سیاست‌های مورد حمایت واشنگتن سوی استفاده کرده و در نهایت در مسیر مشروعیت‌بخشی به طالبان قرار گرفته است.

اما قضاوت نهایی درباره خلیل‌زاد را تاریخ خواهد کرد.

تاریخ البته یک چیز را نمی‌تواند انکار کند: احمدشاه مسعود در برابر ارتش شوروی، طالبان و تروریسم فرامرزی ایستاد؛ مارشال فهیم و هزاران نیروی مقاومت ملی در کنار او جنگیدند؛ اما پس از پیروزی، بخش بزرگی از قدرت سیاسی آنان به تدریج از دست رفت.

امروز طالبان دوباره بر افغانستان حکومت می‌کنند و خلیل‌زاد هم‌چنان از تعامل با آنان سخن می‌گوید.

حالا پرسش اصلی این است:

آیا باید اجازه داد پروژه‌ای که با حذف نیروهای باتجربه‌ی مردمی از معادله قدرت آغاز شد، با عادی‌سازی طالبان پایان یابد؟

پاسخ این پرسش نه در گذشته، بلکه در آینده افغانستان نوشته خواهد شد؛ آینده‌ای که اگر قرار است از چرخه استبداد، تروریسم و انحصار قدرت بیرون بیاید، باید بر سه ستون استوار باشد: آزادی، عدالت و مشارکت واقعی مردم؛ یعنی برقراری عدالت اجتماعی و نظام غیر متمرکز.

مسعود از میان مردم رفت، اما ایده افغانستان آزاد از میان نرفت.

و اگر امروز طالبان بر کابل حکومت می‌کنند، این پایان تاریخ افغانستان نیست.

تاریخ زمانی پایان خواهد یافت که مردم افغانستان از حق تعیین سرنوشت خویش و از آرمان رسیدن به افغانستان مستقل و جامعه‌ی آزاد، دست بکشند؛ و چنین روزی هنوز فرا نرسیده است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر