SANYA NEWS
فرهنگی

حلیم تنویر دروغ می‌گوید یا خوشحال ختک؟

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 21 سنبله 1405
نویسنده: عبدالله دانش

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 446


حلیم تنویر دروغ می‌گوید یا خوشحال ختک؟

فارسی یا دری؛حلیم تنویر، نویسنده و پژوهشگر زبان پشتو، در تازه‌ترین اظهارات خود به حکومت‌های کنونی و آینده افغانستان و مردم این کشور توصیه کرده است زبان افغانستان را دری بنامند، نه فارسی.

این دیدگاه اما با میراث مکتوب افغانستان، به‌ویژه آثار شاعران و نویسندگان پشتوزبان، برخورد مستقیم دارد. در این آثار، فارسی و پارسي بارها برای نامیدن همین زبان به کار رفته است و از دری خبری نیست؛ از خوشحال ختک، قادر ختک، رحمان بابا تا عبدالحمید مومند، اشرف خان هجری و نویسندگان معاصر. 

مسئله اینجاست: اگر تنویر و همفکران او می‌گویند فارسی نام زبان افغانستان نبوده با این همه کاربرد صریح فارسی، پارسي و پارسۍ ژبه در ادبیات پشتو خودشان چه می‌کنند؟

خوشحال خان ختک؛ پارسۍ ژبه

خوشحال خان ختک، پدر زبان پشتو و یکی از بزرگ‌ترین شاعران کلاسیک این زبان، بارها از فارسی و پارسي سخن گفته است و چیزی را به‌نام «دری» نمی‌شناسد. به این نمونه‌ها توجه کنید:

که تازی ژبه هر ګوره ښه ده،

فارسی هم ډېره په خوند خوږه ده.

په وزن په مضمون په نزاکت او په تشبیه کې

پښتو ویل مې عین تر پارسي دی رسولی.

در جای دیگر می‌گوید:

چې خوشحال خټک یې وایي په پښتو ژبه خبرې

په پارسي ژبه به نه وي که پوهېږې سخن هسې.

په پارسۍ ژبه مې هم ژبه ګویا ده،

په پښتو ژبه مې خلق بهره‌مند کړۀ.

و:

پارسي شعر مې هم زده سلیقه لرم د دواړو…

خوشحال در بیتی دیگر صریح‌تر می‌نویسد:

زه خوشحال پښتون چې په پښتو په پارسي طاق یم

لا مې په پښتو ژبه کې ژبه درغلېږي.

وقتی خوشحال خان بارها از پارسۍ ژبه و پارسي شعر سخن می‌گوید، نمی‌توان این کاربرد را یک اتفاق زبانی دانست. این شاعر بزرگ که او را پدر زبان پشتو لقب داده‌اند، زبان فارسی را با همین نام می‌شناخته است.

رحمان بابا؛ فارسي

رحمان بابا که از شاعران شناخته شده زبان و ادبیات پشتو بوده است، در سراسر دیوان شعرش، پارسی را بلد است و با واژه‌ای به‌نام «دری» آشنایی ندارد. رحمان در شعر خود، فارسی را این گونه به کار برده‌است.

په پښتو کي رحمان ووي،

په فارسي کي سنایي.

رحمان، زبان خود را پشتو و زبان سنایی را فارسی می‌نامد. این نمونه در کنار شواهد خوشحال و دیگر شاعران، تصویر روشنی از کاربرد نام فارسی در ادبیات کلاسیک پشتو ارایه می‌کند.

عبدالحمید مومند؛ فارسیانو

عبدالحمید مومند می‌گوید:

فارسیانو د حیرت ګوتې په غاښ کړي،

چې حمید سخن سازي کا په پښتو کې.

و در جای دیگر:

چې هیچرې په پارسي کې مونده نه شي

هسې ساز دی حمید ایښی په پښتو کې.

اینجا نیز فارسیانو و پارسي بدون ابهام در متن آمده است.

اشرف خان هجری؛ فارسي شعر

اشرف خان هجری، فرزند خوشحال خان، نیز از فارسی با همین نام یاد می‌کند:

هسې نه چې سحر کړم پخپله ژبه،

تر پښتو مې د فارسي شعر والا دی.

و:

زه حلال سحر بیشکه په اشعار کړم،

ځکه هومره په خپل شعر افتخار کړم،

په اشعار چې د فارسي سخنراني کړم…

این نمونه‌ها نشان می‌دهد که کاربرد فارسی در میان شاعران بزرگ پشتوزبان، محدود به یک نسل نبوده است.

عبدالقادر خان ختک؛ پارسي کتابونه

عبدالقادر خان ختک پسر دیگر خوشحال ختک در مقدمه ترجمه پشتوی گلستان سعدی می‌نویسد:

«بعضو دوستانو را څخه ګلستان لوست ډېر ـ ډېر به یې راته ویل چې د عربي، پارسي کتابونه ډېر دي، اما په پښتو ژبه کې کتابونه د پښتو نشته.»

ترکیب پارسي کتابونه در اینجا روشن است. نویسنده پشتوزبان، آثار فارسی را با همین نام از آثار پشتو جدا می‌کند.

کاظم خان شیدا؛ شعر فارسی

کاظم خان شیدا نیز از شاعران برجسته کلاسیک پشتو و آشنا با سنت ادبی فارسی بود. نمونه‌ای از شعر فارسی منسوب به او چنین آغاز می‌شود:

به مشتاقان رویت قصه هر جا می‌توان گفتن،

حدیث حسن یوسف با زلیخا می‌توان گفتن.

این نمونه نیز نشان می‌دهد که فارسی در فضای ادبی شاعران پشتوزبان، بخشی از سنت ادبی افغانستان بوده است.

از محمود طرزی تا نویسندگان معاصر

در گزارشی از گفت‌وگوی محمود طرزی و باچا خان، از قول طرزی آمده است:

پارسي هم زموږ د ملک ژبه ده.

یعنی فارسی نیز زبان کشور ماست.

عبدالروف بینوا نیز اثری زیر عنوان اريايي، پارسي، پښتو مرثيې او ويرني دارد.

محمد صدیق پسرلی در گفت‌وگویی می‌گوید:

ما د پښتو او پارسي دېوانونه ډېر را غونډ کړل.

او از «د پارسي په زرګونو دېوانونه» نیز سخن می‌گوید.

عبدالهادي داوي، معروف به پریشان، نیز در لاله رېخته از ترجمه اشعار اردو به پارسي نظم سخن گفته است.

بنابراین، کاربرد پارسي به شاعران چند قرن پیش محدود نمی‌شود؛ در نوشته‌های معاصر افغانستان نیز ادامه داشته است.

پارسی‌وان؛ واژه‌ای در زبان مردم عام

بحث تنها در کتاب‌ها و دیوان‌ها نیست. در بخش‌هایی از جنوب و شرق افغانستان، واژه‌هایی مانند پارسیوان، فارسیوان و پارسي در گفتار عامه سابقه داشته و دارد.

در میان مردم عام پشتون نیز پارسي و پارسیوان از واژه‌های آشناتر بوده‌اند، در حالی که دری همیشه با همین گستردگی در گفتار عامه به کار نرفته و پشتون‌ها جنوبی و روستایی‌های این قوم، زبانی را به‌نام دری بلد نیستند.

اگر به جنوب افغانستان رفته باشید یا با پشتون‌های این مناطق معاشرت کرده باشید، یک واژه آشنا را بارها شنیده‌اید: پارسی‌وان‌ یا فارسی‌وان. پشتون‌ها برای فارسی‌زبانان و غیرپشتون‌ها از این واژه استفاده می‌کنند؛ اما دری‌وان‌ و دری‌زبان‌ در این گفتار جای شناخته‌شده‌ای ندارد.

در گفت‌وگوهای روزمره و مصاحبه‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نیز این تفاوت به‌روشنی دیده می‌شود. وقتی از یک پشتون پرسیده می‌شود «دری می‌دانی؟» پاسخ منفی است؛ اما وقتی همان پرسش با «پارسی می‌دانی؟» مطرح می‌شود، پاسخ مثبت است. 

پس تنویر و همفکرانش باید به یک پرسش ساده پاسخ بدهند: اگر فارسی نام زبان افغانستان نبوده، پارسی‌وان از کجا آمده است؟ چرا در زبان و ادبیات پشتو پارسي و فارسي برای همین زبان به کار رفته، اما دری‌وان یا دری زبان در حافظه عمومی چنین جایگاهی ندارد؟

این‌ها را نمی‌توان با یک توصیه سیاسی یا یک نام‌گذاری رسمی از میان برداشت. نام زبان را مردم در گفتار و نویسندگان در متن‌های‌شان ثبت کرده‌اند. اگر تنویر می‌خواهد این حافظه زبانی را انکار کند، باید با سند به میدان بیاید؛ وگرنه تغییر نام در روایت امروز، گذشته را تغییر نمی‌دهد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر