SANYA NEWS
فرهنگی

خلیل‌الله خلیلی؛ استاد سخن و قافله‌سالار شعر مقاومت

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 30 سنبله 1405
نویسنده: میرا جان امیری

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 75


خلیل‌الله خلیلی؛ استاد سخن و قافله‌سالار شعر مقاومت

استاد خلیل‌الله خلیلی از اندیشمندان نام‌آور، شاعران، نویسندگان و سیاست‌مداران شناخته‌شده خراسان/افغانستان بود، شخصیتی که بخش بزرگی از عمر خود را در راه شعر، ادب، فرهنگ و خدمت به مردم سپری کرد.

خلیل‌الله خلیلی در سال ۱۲۸۶ خورشیدی در باغ جهان‌آرای کابل چشم به جهان گشود. پدرش، محمدحسین‌خان مستوفی‌الممالک، از بزرگان شهرستان سیدخیل پر‌وان در شمال کابل و وزیر مالیه در دوره امیر حبیب‌الله خان، ملقب به سراج‌المله والدین، بود.

دوران کودکی خلیلی با رنج و دشواری همراه شد. او در هفت‌سالگی مادرش و در یازده‌سالگی پدرش را از دست داد. پدر او در دوره امانی و به فرمان امان‌الله خان به دار آویخته شد و همین رویدادها سبب شد خلیلی در سن کم از ادامه درس‌های رسمی بازبماند.

با وجود این دشواری‌ها، استعداد و ذکاوت او خیلی زود آشکار شد. خلیلی در شانزده‌سالگی به‌عنوان معلم در مکتب میربچه‌کوت گماشته شد و بعدها در جایگاه‌های گوناگون دولتی و فرهنگی در داخل و خارج از کشور کار کرد. بخش بزرگی از زندگی او در کابل، کوهستان و بلخ گذشت.

خلیلی در زندگی سیاسی خود نیز فراز و نشیب‌های بسیاری را تجربه کرد. روحیه آزاداندیش و فعالیت‌های سیاسی‌اش سبب نگرانی دولت وقت شد و او چهار سال را در تبعید سپری کرد. پس از بازگشت، در دانشگاه کابل به‌عنوان معاون دانشگاه منصوب شد.

او در وزارت مالیه نیز به‌عنوان منشی کار کرد و سپس به مقام مستوفی بلخ رسید. در ادامه، ریاست مطبوعات مستقل افغانستان، مشاورت مطبوعاتی ظاهرشاه، نمایندگی مردم در پارلمان و سفارت افغانستان در عراق و عربستان سعودی را بر عهده گرفت.

خلیلی در کنار فعالیت‌های سیاسی و اداری، یکی از شاعران برجسته کلاسیک‌سرای خراسان/افغانستان بود. بخش مهمی از شعرهای او با مضمون‌هایی چون غربت، بی‌وطنی، آزادی، حماسه و ایستادگی گره خورده است؛ شعرهایی که بازتابی از رنج‌های زمانه و دغدغه‌های او برای سرزمین و مردمش بود.

پس از مهاجرت کوتاه به امریکا، راهی پاکستان شد. در روزهایی که افغانستان در آتش جنگ می‌سوخت، او با شعر و نوشته‌هایش از مقاومت و ایستادگی مردم افغانستان حمایت می‌کرد و برای آزادگان کشور پیام حماسه و پایداری می‌فرستاد.

خلیلی شاعری آزاده، نویسنده، پژوهشگر و حقیقت‌نویس بود. عشق عمیق او به سرزمینش باعث شد زندگی آرام و آسوده را رها کند و سال‌های پایانی عمر را در غربت و دور از وطن بگذراند، غربتی که در شعرهایش نیز بازتاب زیادی یافته است.

به‌قول عبدالحی خراسانی، زندگی استاد خلیل‌الله خلیلی را می‌توان در چند مرحله مهم بررسی کرد، از دست دادن والدین، آوارگی، رسیدن به شهرت و منزلت، شکوفایی ادبی، غربت و تداوم آفرینش شعری.

خراسانی همچنان در گردآوری مجموعه اشعار خلیلی و چاپ آثار او نقش داشت و این آثار در داخل و خارج از کشور با استقبال زیادی روبه‌رو شد.

سروده‌های خلیلی در ایران نیز بارها مورد توجه فرهنگیان و مردم قرار گرفت. او در شعرهایش مضمون‌های عمیق، دردهای جامعه و جلوه‌های انسانی زندگی را به تصویر کشیده است، شعرهایی که با گذشت زمان همچنان تازگی و تاثیر خود را حفظ کرده‌اند.

می‌توان خلیل‌الله خلیلی را یکی از چهره‌های برجسته شعر و زبان پارسی دانست که بخش بزرگی از عمرش را در پاسداری از فرهنگ و زبان پارسی سپری کرد. جایگاه او تنها به شعر و نویسندگی محدود نمی‌شود. آثار و فعالیت‌هایش او را به یکی از چهره‌های اثرگذار فرهنگی و ادبی این سرزمین تبدیل کرده است.

درگذشت و بازگشت به وطن

خلیل‌الله خلیلی پس از سال‌ها فعالیت ادبی، فرهنگی و سیاسی، در ۱۴ ثور ۱۳۶۶ خورشیدی در اسلام‌آباد پاکستان درگذشت و به جهان ابدی پیوست. حدود ۲۵ سال پس از درگذشتش، پیکر او به افغانستان منتقل شد و در محوطه دانشگاه کابل به خاک سپرده شد.

آثار و نوشته‌ها

در برخی منابع، شمار آثار خلیل‌الله خلیلی ۶۲ یا ۶۳ اثر ذکر شده است. این آثار حوزه‌های گوناگون شعر، ادب، تاریخ، پژوهش و داستان را دربر می‌گیرد.

آثار شعری و ادبی

- ماتم‌سرا

- سرود خون

- زمرد خونین

- رباعیات

- سرود شهیدان

- نی‌نامه

آثار ادبی، پژوهشی و تاریخی

- آثار هرات، در سه جلد

- احوال و آثار حکیم سنایی

- فیض قدس

- سلطنت غزنویان

آثار داستانی و روایی

- عیاری از خراسان

- قهرمان کوهستان

- داستانی از داستان‌ها

- بهشتی که در آتش سوخت

- مادری از خون فرزند می‌گذرد

این مجموعه آثار، میراث ادبی ارزشمندی از شاعری است که زندگی خود را با رنج، آوارگی، مبارزه، عشق به وطن و آفرینش ادبی پیوند زد. نوشته‌ها و سروده‌های خلیلی برای نسل‌های پس از او، حامل پیام‌هایی از آزادگی، ایستادگی، تاریخ، فرهنگ و هویت ادبی این سرزمین است.

از جمله لقب‌هایی که در محافل ادبی و فرهنگی به خلیل‌الله خلیلی داده شده، استاد ادب، قافله‌سالار شعر و ادب معاصر پارسی، استاد سخن، شاعر ملی خراسان/افغانستان و امیرالشعرای خراسان/افغانستان است.

حتماً. بخش شعرها را با حفظ کامل متن ارسالی شما و بدون حذف بیت‌ها می‌توانید در پایان مقاله این‌گونه بیاورید:

نمونه اشعار استاد خلیل‌الله خلیلی

الهی

الهی! اشک چشمی، سوز آهی

فروزان خاطری، روشن نگاهی

ز هر سو بسته شد درهای امید

کلیدی، رخنه‌ای، راهی، پناهی

خلیل‌الله خلیلی

زندگی در بردگی

زندگی در بردگی شرمندگی است

معنی آزاد بودن زندگی است

سر که خم گردد به پای دیگران

بر تن مردان بود بار گران

بنده حق در جهان آزاده است

مست وی فارغ ز جام و باده است

خلیل‌الله خلیلی

به داغ نامرادی

به داغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی

به تنگ آمد دلم زین زندگی، ای مرگ جولانی

در این مکتب نمی‌دانم چه رمز مهملم یارب

که نی معنی شدم، نی نامه و نی زیب عنوانی

از این آزادگی بهتر بود صد ره به چشم من

صدای شیون زنجیر و قید کنج زندانی

به هر وضعی که گردون گشت، کام من نشد حاصل

مگر این شام غم را مرگ سازد صبح پایانی

جوانی سلب گشت و حیف کآمال جوانی هم

یکی‌یکی محو شد مانند اعلام پریشانی

ز یک جو منت این ناکسان بردن بود بهتر

که بشکافم به مشکل صخره سنگی را به مژگانی

گناهم چیست، گردونم چرا آزرده می‌دارد

از این کاسه گدا دیگر چه جستم جز لب نانی

خلیل‌الله خلیلی

ناله به دل شد گره

ناله به دل شد گره، راه نیستان کجاست؟

سینه به من شد قفس، طرف بیابان کجاست؟

در تف این بادیه، سوخت سراپا تنم

مزرعم آتش گرفت، نم‌نم باران کجاست؟

خوب و بد زندگی، بر سر هم ریختند

تا کند از هم جدا، بازوی دهقان کجاست؟

در تف این بادیه، سوخت سراپا تنم

مزرعم آتش گرفت، نم‌نم باران کجاست؟

اشک در آبم نشاند، آه به بادم سپرد

عقل به بندم فکند، رخنه زندان کجاست؟

خلیل‌الله خلیلی

راه خود رو

راه خود رو که دیگران رفتن

نه چنان رو که دیگران رفتند

به تو دادند چون نگاه نوین

جست‌وجو کن، بجو راه نوین

آنچه رفتند رفتگان در سال

شوند اکنون به یک سحر پامال

گر کمی سر به خود فرود آریم

راه دشوار پیش رو داریم

طی این راه مرد می‌خواهد

عقل گردون نور می‌خواهد

راه دور است، پیش باید رفت

لیک با پای خویش باید رفت

گر نه این ره به خود بری پایان

می‌برندت کشان‌کشان دگران

می‌برند آن‌چنان که خواهند

می‌کنند آنچه در پی آنند

رفت عصری که گفت شیخ اجل

رهبر رهروان به علم و عمل

سعدی افتاده است و آزاده

کس نیاید به جنگ افتاده

در جهانی که ما زنیم قدم

مرگ و افتادگی بود توأم

کرکسان زمانه بیدارند

هر چه افتاده زود بردارند

هر که افتاده پایمال شود

معرض ذلت و زوال شود

خلیل‌الله خلیلی

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر