SANYA NEWS
سیاسی

بازگشت ریگستانی در میدان، بازگشت اراده و حافظه‌ی تاریخی است

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 1 میزان 1405
نویسنده: اسحاق ثاقبی داراب

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 52


بازگشت ریگستانی در میدان،  بازگشت اراده و حافظه‌ی تاریخی است

افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست

سعدی

امروز به یک ویدیوی تازه با مفهوم عارفانه‌ای از فرمانده ریگستانی روبه‌رو شدم و حقیقاً روح و روانم تکان دید. مگر می‌شود مرد مبارزی عارف‌خوی و عیار همانند ریگستانی را دوست نداشت و از او الهام نگرفت؟ به ویژه آن‌گاه که بیتی جانانه و الهام‌آفرین از حافظ را خواند( این جانِ عاریت که به حافظ سپرد دوست/ روزی رخش بینم وتسلیم وی کنم) اصلا انگشت به‌دهان بردم و در حیرت فرو رفتم؛ چه دُرّی در کوهستان داریم و چه فرزانه‌مردِ دلیری از ما برای ما دارد می‌رزمد و برای ما می‌اندیشد!

به هرروی،

بازگشت صالح‌محمد ریگستانی به ارتفاعات هندوکش را نمی‌توان صرفاً یک جابه‌جایی نظامی یا حضور دوباره یک فرمانده سال‌خورده در میدان جنگ دانست. او در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که پس از یک وقفه به افغانستان بازگشته و در هندوکش حضور دارد؛ یک روز بعد نیز جبهه مقاومت ملی از بازگشت این بزرگ‌مرد خبر داد. 

اهمیت این حضور، بیش از آن‌که در تعداد افراد یا امکانات نظامی نهفته باشد، در معنای نمادین، تجربه تاریخی و حافظه‌ای است که این شیرمرد با خود به کوهستان برده است؛ حافظه‌ای از چهار دهه جنگ، سیاست، شکست، پیروزی، مهاجرت، ایجاد اداره و بازسازی در ۲۰ سال و اکنون افغانستان زیر سلطه افراطیت طالبانی‌.

مردِ قلم و سنگر

صالح‌محمد ریگستانی برای نسل من و بسیاری از نسل‌های افغانستان تنها یک فرمانده نظامی نیست. او از نزدیکان و یاران احمدشاه مسعود بود و سال‌های سال تجربه‌ی پربار نظامی و سیاسی دارد. در سال‌های گذشته نیز بخشی از تجربه، خاطرات، برداشت‌ها و تفهمات خود از مسعود و مبارزات او را مکتوب کرده است. کتاب "مسعود و جهاد"، "مسعود و آزادی" از جمله آثار اوست و "مسعود و مبارزه" نیز بر پایه سال‌ها شناخت نزدیک او از احمدشاه مسعود نوشته شده است. 

من(نویسنده) کتاب‌های این شیرِ کوهستان، را خوانده‌ام و به ویژه کتاب "مسعود و جهاد" از آثار پربار و الهام‌بخشی است. کتاب پرحجم با متنی روان و هنرمندانه که حوادث مربوط به جهاد در سال ۱۳۵۸ خورشیدی را بازتاب می‌دهد. محتوای این کتاب چگونگی برگشت مسعود به پنجشیر، زمینه‌سازی اجتماعی و نظامی برای آغاز جنگ‌ها، روش‌های هسته‌سازی، تحرک‌دهی به هسته‌ها، حملات چریکی با روش‌های پارتیزانی، دفاع استراتژیک و پیچیدگی‌ها و دشواری‌های مبارزه‌ی آن سال را در بر می‌گیرد. استاد ریگستانی به خوبی و جذابیت خاصی، این کتاب را به پایان برده است. کتابی که هم برای مبارزان، هم برای پژوهش‌گران جنگ و هم برای عاشقان مسعود و مقاومت‌گران، یک نیاز مبرم است که باید خوانده شود. باید اقرار کرد که جناب ریگستانی قلم قدرت‌مند و امینی نیز دارد.

این وجه از شخصیت ریگستانی اهمیت خاصی دارد؛ زیرا او فقط کسی نیست که جنگ را دیده باشد، بلکه بخش مهمی از آن تجربه را ثبت و روایت کرده است. به همین دلیل، حضور او در هندوکش را می‌توان بازگشت یک حافظه زنده تاریخی به جغرافیایی دانست که بخش بزرگی از زندگی او در آن شکل گرفته است.

اما تفاوت امروز با گذشته در یک نکته اساسی است: ریگستانی مبارز اکنون در سنی قرار دارد که می‌توانست زندگی آرام‌تری را انتخاب کند. با این حال، بازگشت او به کوهستان نشان می‌دهد که برای او هنوز مسئله افغانستان پایان‌یافته تلقی نمی‌شود.

این تصمیم البته به خودی خود تضمین‌کننده نتیجه نظامی یا سیاسی خاصی نیست. ارزش آن را باید در چارچوب وسیع‌تر تحولات افغانستان سنجید؛ جایی که مخالفان مسلح طالبان هم‌چنان فعال‌اند و ساختار سیاسی کشور با بحران‌های عمیق حقوق بشری و سیاسی روبه‌رو است.

هندوکش؛ جغرافیای مقاومت و آزمون‌ها

هندوکش در تاریخ معاصر افغانستان فقط یک رشته‌کوه و دره‌ها نیست؛ برای چندین نسل، این کوه‌ها و دره‌ها با مفهوم مقاومت، پناه، جنگ چریکی و ایستادگی گره خورده‌اند.

فرمانده ریگستانی نیز از نسلی است که این جغرافیا را نه از روی کتاب، بلکه از درون میدان می‌شناسد؛ تمام هندوکش را گام زده، نفش کشیده، رزمیده و زیسته است. بنابرین، حضور او می‌تواند برای نیروهای ضد طالبانی و ضد افراطیت، حامل پیام اعتماد و تجربه باشد؛ به‌ویژه در شرایطی که بخش قابل توجهی از چهره‌های سیاسی و نظامی نسل گذشته از میدان افغانستان فاصله گرفته‌‌اند و نیز دل‌شان را با برون‌دادنِ چند اعلامیه و قضاوت کردن از راه دور خوش کرده و انگار نشسته‌اند و برای خود بهانه می‌تراشند تا بیش‌تر به این بی‌ننگی و بی‌ارادگی خویش ادامه دهند.

گزارش‌های منتشرشده درباره بازگشت فرمانده ریگستانی نیز بر همین سابقه تأکید دارند و از او به عنوان یکی از افراد مورد اعتماد احمدشاه مسعود قهرمان ملی و فرمانده‌ای با تجربه طولانی نظامی یاد می‌کنند. جبهه مقاومت ملی نیز پس از بازگشت او، انتصابش به عنوان فرمانده عمومی عملیاتی ستاد نظامی این جبهه را اعلام کرده است. با این همه، اهمیت ریگستانی را نباید فقط در مهارت نظامی خلاصه کرد. شاید مهم‌ترین سرمایه او، تجربه، حافظه، شناخت جغرافیا و توان پیونددادن تجربه تاریخی با شرایط امروز باشد.

طالبان امروز نیز با افغانستان دهه‌های گذشته تفاوت‌هایی دارند؛ ابزارهای حکمرانی، ساختار امنیتی و شرایط منطقه‌ای تغییر کرده است. بنابرین، مقاومت و ایستادگی در شرایط کنونی، اگر قرار باشد پایدار و اثرگذار باشد، نیازمند شناخت دقیق جامعه، سیاست منطقه، تحولات بین‌المللی و پیامدهای انسانی جنگ است.

از همین منظر، حضور ریگستانی بیش از آن‌که صرفاً بازگشت یک مبارز به کوه باشد، بازگشت یک تجربه و یک آدرس به‌شدت معتبر به میدان است.

در برابر رژیمی که زنان، مذاهب، زبان‌ها و اقوام را سرکوب کرده است

معنای این بازگشت زمانی روشن‌تر می‌شود که وضعیت افغانستان امروز را نیز در نظر بگیریم.

طالبان از زمان بازگشت به قدرت، محدودیت‌های گسترده‌ای علیه زنان و دختران اعمال کرده‌اند. سازمان ملل می‌گوید این محدودیت‌ها آموزش، کار، رفت‌وآمد، حضور اجتماعی و مشارکت زنان در تصمیم‌گیری را به‌شدت محدود کرده است. 

سازمان ملل در سال ۲۰۲۶ نیز تأکید کرده که محدودیت‌های شدید علیه زنان و دختران، حکومت‌داری انحصاری و بحران حقوق بشری هم‌چنان از نگرانی‌های اساسی درباره افغانستان است. 

از این منظر، مخالفان طالبان این گروه را نه فقط یک قدرت سیاسی، بلکه ساختاری سرکوب‌گر می‌دانند که با حذف زنان از عرصه عمومی و اعمال محدودیت‌های گسترده اجتماعی، فضای آزادی‌های مدنی را نابود کرده است. 

گزارش‌های سازمان ملل هم‌چنین از تداوم و تشدید خشونت علیه زنان و دختران سخن گفته‌اند. 

در چنین فضایی، بازگشت چهره‌ای مانند ریگستانی می‌تواند برای جامعه افغانستان معنایی فراتر از یک اقدام نظامی داشته باشد: این پیام که شکست یک نسل، الزاماً به معنای پایان اراده مقاومت نیست.

طالبان با منع آموزش دختران و اعمال خشونت‌ها، سرکوب اعتراضات، محدود کردن آزادی‌های مدنی، سرکوب اقلیت‌های مذهبی، دشمنی با زبان باشکوه فارسی، جنگ اعلام‌ناشده با اقوام به ویژه تاجیک‌ها و اعمال نظامی از کنترل اجتماعی، افغانستانی ساخته‌اند که در آن بخش بزرگی از جامعه، به‌ویژه زنان، از عرصه عمومی کنار زده شده‌اند. 

در برابر چنین وضعیتی، اهمیت ریگستانی شاید بیش از خود شخص او، در پرسشی باشد که حضورش ایجاد می‌کند: آیا نسل پیشین مقاومت و مبارزه می‌تواند تجربه و اراده‌ی خود را به نسل جدید منتقل کند و آیا این تجربه و اراده می‌تواند به یک پروسه‌ی سیاسی و ملی برای آینده تبدیل شود؟

فرمانده ریگستانی اکنون به هندوکش برگشته است؛ اما آنچه از این بازگشت انتظار می‌رود، تنها صدای یک فرمانده در کوهستان نیست. انتظار اصلی، بازگشت تجربه، مسوولیت و حافظه تاریخی به صحنه افغانستان است.

هندوکش برای او یادآور گذشته است؛ برای نسل جوان، شاید آزمون حال و آینده.

و اگر قرار باشد افغانستان از چرخه جنگ، استبداد و انتقام بیرون شود، سرانجام این تجربه تاریخی باید از سنگر به طرحی برای آزادی، عدالت اجتماعی و یک نظام غیر متمرکز تبدیل گردد؛ زیرا ارزش واقعی مبارزه، تنها در ایستادن در برابر قدرت نیست، بلکه در ساختن روزی است که مردم افغانستان دیگر مجبور نباشند برای آزادی خود به کوه پناه ببرند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر