SANYA NEWS
فرهنگی

پارسی و دری؛ دو عنوان یک زبان

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 2 میزان 1405
نویسنده: میرا جان امیری

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 96


پارسی و دری؛  دو عنوان یک زبان

پارسی از جمله زبان‌های با قدامت تاریخی و دارای تمدن پهناور دنیا است، پارسی زبان شعر و ادب، اندیشه و روشنگری که با پیشینه حدود ۲۵۰۰ سال کم‌وبیش از امروز می‌رسد و یکی از کهن‌ترین زبان‌های شناخته‌شدهٔ دنیا به شمار می‌رود.

پارسی پس از زبان عربی دومین زبان تمدن اسلامی بوده است که در گسترش و ترویج فرهنگ و معارف این دین الهی نقش عمده و اساسی را ایفا نموده است؛ به ویژه خراسانیان که آثار ماندگاری در عرفان، فلسفه، نجوم، طبابت، تاریخ و ادبیات آفریدند.

زبان پارسی از جمله شیرین‌ترین و آسان‌ترین زبان جهان نیز، شمرده میشود.

خاستگاه زبان پارسی را در بعضی منابع در فارس امروزی، جنوب ایران، گفته‌اند که در دورهٔ هخامنشیان کتیبه‌های آن نوشته شده است که در سدهٔ ششم پیش از میلاد می‌باشد.

آهسته‌آهسته، به مرور زمان، به اثر گسترش بیشتر زبان پارسی در قلمرو خراسان بزرگ، به زبان ادبی برجسته این قلمرو شمرده شد و به‌صورت چشمگیر گسترش یافت.

زبان پارسی دری تنها در قلمرو خراسان و فلات فارس محدود نماند؛ این زبان با تمدن و فرهنگ در سدهٔ های متمادی به ویژه در سلطنت دهلی و امپراتوری گورکانیان، زبان دیوان، فرهنگ، آموزش، و ادب در بخش های مختلف شبهٔ قاری هند بود.

و در این دوره های متمادی ظهور شخصیت های چون امیرخسرو دهلوی، ابوالمعانی بیدل رح، غنی کشمیری، فیضی دکنی، اقبال لاهوری در خود پرورش داد که شبهٔ قاره هند را میتوان بزرگترین کانون های بالندگی و رشد زبان و ادبیات دانست.

زبان پارسی؛ زبان علم و دانش، زبان پروردهٔ عالمان و دانشمندان جاویدنام این جهان هستی می‌باشد که تا امروزه در بخش‌های مختلف از آثار ارزشمند فرزندان این زبان پرافتخار و شکوه‌مند استفادهٔ مزید و سودمند می‌نمایند و در عصری‌سازی و انکشاف بخش‌های مختلف زندگی مورد استفادهٔ مؤثر قرار می‌گیرد.

اما در رابطه به این که چرا پارسی نه بلکه دری در ذهن اکثر ما این پرسش میماند و چرا در صورت‌های نوشتاری و همچنان نام‌گذاری کتاب زبان ادبیات، بنام کتاب یا مضمون دری در مکاتب ما از سال‌های گذشته تا امروز مروج است و خاستگاه اصلی و ریشهٔ آن در کجا می‌باشد و چه کسی، در چه زمانی این صورت زبان را در زبان پهناور پارسی اضافه نموده است؟

برای اینکه بیشتر بدانیم چرا در پسوند و در صورت‌های نوشتاری درسی، زبان پارسی را «دری»  می‌نویسند یا هم با پسوند پارسی دری ذکر میشود آگاهانه به متون گذشته و منابع آن باید مراجعه کرد.

زبان پارسی تا این مقطع زمانی عمر پرباری را سپری نموده است و دارای سه چرخهٔ دورانی برای رشد و گسترش آن طبق روایت‌های پژوهشگران و منابع می‌باشد.

پارسی باستان؛ دورهٔ هخامنشی

پارسی میانه یا پهلوی؛ دورهٔ ساسانی

پارسی نو/دری؛ از سده‌های نخست اسلامی تا اکنون می‌باشد.

صورت‌های پارسی دری را می‌توان بیشتر در سرزمین افغانستان امروزی و تاجیکستان کنونی آسیای میانه جستجو کرد، که پارسی دری را می‌توان در گونهٔ تاریخی پارسی نو به‌کار برد.

در رابطه به نام دری، چند دیدگاه متفاوتی وجود دارد که می‌توان اینجا فشرده از آن یادآوری کرد.

دری از «در» یا «دربار» گرفته شده است و به معنای زبان دربار شناخته می‌شود که در رابطه به توضیح بیشتر آن می‌توان گفت؛ در گذشته‌ها این زبان بیشتر برای مکاتب، امور کاری، گفت‌وگوهای روزانهٔ خود از این زبان استفاده می‌کردند که بیشتر در دورهٔ ساسامنیان و در دربار پادشاهان مورد استفاده و کاربرد قرار داشته است که در متون تاریخی نیز از آن یاد شده است.

دیدگاه دیگر در رابطه به معنای دری، «دُر» است؛ یعنی دانهٔ مروارید که این زبان را به پاکی و زیبایی مروارید تشبیه کرده‌اند که از نظر و دیدگاه زبان‌شناسی اساس و بنیاد ندارد و تنها در گفت‌وگوهای عامیانه مورد استفاده بوده و می‌باشد.

دری را همچنان می‌توان از صورت‌های تازهٔ زبان پارسی دانست.

دری زبان رودکی، مولانا، حافظ، سعدی، فردوسی، ناصر خسرو است.

چنانچه که حافظ شیرازی، ابوالقاسم فردوسی، مولانا جلال الدین بلخی، ناصر خسرو بلخی و سعدی شیراز رح می‌فرمایند:

چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ

تو قدر او به سخن گفتنِ دری بشکن

حافظ شیرازی

شکرشکن شوند همه طوطیان هند

زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود

حافظ شیرازی 

ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه

که لطف طبع و سخن گفتن دری داند

حافظ شیرازی

بفرمود تا پارسی‌دری

نبشتند و کوتاه شد داوری

ابوالقاسم فردوسی رح

پارسی‌گو گرچه تازی خوش‌تر است

عشق را خود صد زبان دیگر است

مولانا

هزار بلبل دستان‌سرای عاشق را

بباید از تو سخن گفتن دری آموخت

سعدی شیرازی 

من آنم که در پای خوگان نریزم

مر این قیمتی دُر لفظ دری را

ناصر خسرو

بنابراین، به قول استاد عبدالاحد خراسانی، «دری» یکی از نام‌های اصیل کهن زبان پارسی است.

از اینکه قبلاً در رابطه به اینکه چرا در کتاب‌های مکاتب افغانستان ادبیات دری نوشته می‌شد و می‌شود، نه ادبیات فارسی یا پارسی، این برمی‌گردد به سیاست‌های هویتی دولت افغانستان و قانون اساسی سال ۱۳۴۳ خورشیدی.

پس به این نتیجه می‌رسیم که این جدا‌سازی و هویت‌سازی برمی‌گردد به ناسیونالیسم افغانی که در کوشش و کوچک‌سازی هویت، تمدن و زبان کهن پارسی بوده و می‌باشند. همان‌گونه که ناسیونالیسم ترکی و ایرانی در سرزمین‌های ترکیه و ایران شکل گرفت.

در دوره‌های مختلف و تحولاتی که در سرزمین کهن و بزرگ خراسان رخ داد، زبان پارسی نیز از این تحولات و رخدادهای تاریخی در امان نماند و به ترفندهای مختلف و سیاست‌های قومی و زبانی بیگانه درصدد کوچک‌سازی زبان پارسی شدند که هدف آنها این بود که این زبان را مختص به ولایت فارس و کشور ایران امروزی نمایند.

اما میرمحمدصدیق فرهنگ، عضو کمیسیون تسوید قانون اساسی، در خاطراتش می‌نویسد که پیشنهاد کرد به‌جای «فارسی»، نام تاریخی «دری» در متن قانون درج شود؛ محمدموسی شفیق نیز از این پیشنهاد پشتیبانی کرد. هدف فرهنگ این بود که راه بیگانه‌خواندن فارسی را ببندد و جایگاه رسمی آن را حفظ کند. بدین‌گونه، در مادهٔ سوم قانون اساسی ۱۳۴۳، «دری و پشتو» زبان‌های رسمی کشور شناخته شدند.

پس می‌توان گفت که پارسی و دری از نگاه زبان‌شناسی جدا از همدیگر نمی‌باشد، چون پارسی هویت تاریخی و خانوادهٔ زبان را نشان می‌دهد و دری میراث ادبی خراسانی آن را؛ اما اینکه دری را از پارسی جدا می‌سازی، برمی‌گردد به رویکردهای سیاسی و دست‌های بیرونی جهت تضعیف نمودن زبانی دارای تمدن، فرهنگ و هویت کهن.

اگر در سرزمین امروزی افغانستان با هویت تاریخی و تمدنی خراسان پابرجا می‌بود، امروزه این زبان که انحصار هویت قومی نمی‌باشد، دارای جغرافیای تاریخی، تمدن و فرهنگ والا به شمار می‌رفت.

خراسان کهن در دوره‌های مختلف تاریخی دارای مرزهای مشخص نبوده است و بعضی نقاط آن را ایران امروزی و بعضی قسمت‌های آن را نقاطی از آسیای میانه تشکیل می‌داد و خاستگاه بزرگ‌ترین شاعران و نویسندگان برجستهٔ زبان پارسی دری می‌باشد، که از جمله می‌توان به ابوعبدالله رودکی سمرقندی، از نخستین شاعران برجستهٔ زبان پارسی دری که زادهٔ ناحیهٔ رودک سمرقند میباشد، به دقیقی طوسی، از جمله شاعران حماسه‌سرای پارسی در دورهٔ سامانیان، اشاره کرد.

ابوالقاسم فردوسی، بزرگ‌ترین و شاخص‌ترین حماسه‌سرای زبان پارسی؛

عنصری بلخی، شاعر نامور دورهٔ غزنوی؛

فرخی سیستانی، منوچهری دامغانی، ابوالفضل بیهقی، سنایی غزنوی، از جمله شاعران نامور و برجستهٔ عرفانی؛

عطار نیشاپوری، عمر خیام، مولانا جلال‌الدین، خداوندگار بلخ، خواجه عبدالله انصاری، عبدالرحمان جامی و دیگر شاعران و نویسندگان برجستهٔ حوزهٔ کهن پارسی دری که برای شکوه‌مندی و پاسداری این زبان و حوزهٔ فرهنگی و ادبی زحمات و تلاش‌های فراوانی نموده‌اند که امروزه این زبان باشکوه و استوار ایستاده و زنده می‌باشد اشاره داشت.

سرزمین کهن خراسان تنها خاستگاه اندیشمندان و دانشمندان نبوده است؛ خراسان کهن جغرافیای روشنگری، رشد، کانون شکل‌گیری گستردهٔ زبان پارسی دری بوده است.

ریشه‌های پارسی مستحکم و مملو از تاریخ و فرهنگ کهن، روشنگری و تمدن ممتاز این جهان هستی می‌باشد و میان پارسی و پارسی دری تفاوتی وجود ندارد و پارسی و دری را می‌توان دو عنوان یک زبان پنداشت، چون پارسی دری گستره و جغرافیای بسیار عظیمی را در اختیار داشته و دارد که در هر عصر و دوره‌های مختلف، حکومت‌ها بنا به سلیقه‌های حکومت‌داری و کنترول و عدم کنترول سرزمین‌های این تمدن پهناور، مرزبندی‌هایی به وجود آمد که امروزه مرزها سد راه و مانع همدیگرپذیری، روابط جوامع بهتر فرهنگی شده‌اند که در این مانع‌سازی‌ها دست‌های استخبارات قدرت‌های بزرگ و اتاق‌های فکری‌شان بیشتر در پی نفاق‌افگنی و جداسازی فرهنگ‌های کهن و ریشه‌دارند. که دارند روی این موارد سالیان سال کار کرده‌اند و به دنبال درز و ایجاد مرزهای کوچک جهت اتحاد و همبستگی این ملت‌های هم‌زبان و هم‌فرهنگ شوند. و برای تطبیق این برنامهٔ خود رویکردهای مختلفی را تجربه و راه انداخته‌اند؛ از جمله می‌توان ناقل‌سازی مناطق بومی، درگیر نمودن استان‌ها و مناطق مختلف بنام‌های استان و قریه، رهبر و رهبرزاده و جداسازی و پارچه‌پارچه نمودن‌شان و قبولاندن فرهنگ‌های نوساز و بدون کدام پشتوانهٔ تاریخی را نام برد، اما این طرف به اصطلاح رهبران و روشنفکران حوزهٔ پارسی در خیال باطل قدرت، امتیازطلبی و مشروع‌سازی فرهنگ‌های غلط در بطن زبان و فرهنگی با پیشینهٔ تاریخی چند هزار ساله اند.

سخن آخر؛ تکیه بر ارج‌گذاری بزرگان این تمدن در رابطه به پارسی دری

نظامی که نظم دری کار اوست

دری نظم کردن سزاوار اوست

نظامی

دل بدان یافتی از من که نکو دانی خواند

مدحت خواجهٔ آزاده به الفاظ دری

فرخی سیستانی

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر