خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 5 میزان 1405
نویسنده: ایمل مرزایی
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 150
چگونه میتوان اصلاحات را پیش برد، بیآنکه سرمایه یک جریان سیاسی فرسوده شود؟
در هر سازمان سیاسی که با شرایط پیچیده و پرهزینه روبهرو است، اختلاف نظر امری طبیعی است. حتی میتوان گفت سازمانی که در آن هیچکس نقد نمیکند و همه تصمیمها بدون پرسش پذیرفته میشود، دیر یا زود با مشکل مواجه خواهد شد. رهبری بدون نقد میتواند از واقعیتهای پیرامون خود فاصله بگیرد و منتقد بدون مسئولیت نیز میتواند نقد را از ابزار اصلاح به ابزار تقابل تبدیل کند.
بحث امروز در جبهه مقاومت ملی را باید دقیقاً از همین نقطه دید
در هفتههای اخیر، بخشی از گفتوگوهای درون و پیرامون جبهه از سطح مطالبه اصلاحات و نقد عملکرد عبور کرده و در مواردی به تقابل شخصی، تخریب اعتبار افراد، برجستهسازی اختلافات و آشکار کردن نقاط ضعف داخلی کشیده شده است. فارغ از نیت افراد، ادامه این روند میتواند از یک اختلاف مدیریتی فراتر رود و به مسئلهای برای انسجام سازمانی و سرمایه سیاسی جبهه تبدیل شود.
مسئله این نیست که چه کسی حق دارد نقد کند و چه کسی حق ندارد پاسخ دهد. مسئله مهمتر این است که نقد چگونه انجام شود که سازمان را اصلاح کند، نه اینکه ظرفیت آن را برای ادامه فعالیت کاهش دهد.
نقد، زمانی سازنده است که به اصلاح منتهی شود
در ادبیات رهبری و مدیریت سازمانی، وجود تعارض لزوماً نشانه ضعف نیست. تعارض اگر در چارچوب مشخص مدیریت شود، میتواند تصمیمهای ضعیف را آشکار کند، خطاهای مدیریتی را کاهش دهد و سازمان را وادار به بازنگری کند.
اما تعارض زمانی مخرب میشود که از «موضوع» به «شخص» منتقل شود.
وقتی بحث این باشد که یک تصمیم اشتباه بوده، میتوان درباره تصمیم، دلایل آن، پیامدها و راه اصلاح صحبت کرد. اما وقتی اختلاف به تخریب شخصیت تصمیمگیرنده، زیر سؤال بردن نیت افراد، انتشار اختلافات خصوصی و آشکار کردن ضعفهای ساختاری کشیده شود، دیگر موضوع صرفاً اصلاح یک تصمیم نیست؛ اعتبار افراد و انسجام سازمان درگیر میشود.
این همان مرزی است که باید جدی گرفته شود.
منتقد باید بتواند بگوید: «این تصمیم اشتباه است.»
رهبری نیز باید بتواند بپرسد: «دلیل شما چیست و راهحل عملیتان کدام است؟»
اما اگر نقد به «تو مشکل هستی» تبدیل شود و پاسخ رهبری نیز به «تو مخالف هستی»، گفتوگو از مسیر اصلاح خارج میشود.
رهبری احمد مسعود؛ سرمایهای که باید هم تقویت شود و هم پاسخگو بمان
در این بحث، نمیتوان جایگاه احمد مسعود را نادیده گرفت.
او امروز رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان است و این جبهه در سطح سیاسی و رسانهای با نام او شناخته میشود. در روزهای اخیر نیز تصمیمهای سازمانی مهمی در ساختار جبهه با فرمان او اعلام شده است؛ از جمله انتصاب صالح محمد ریگستانی بهعنوان فرمانده عمومی عملیاتی ستاد نظامی و تأکید بر هماهنگی مسئولان و فرماندهان در چارچوب ساختار و مقررات جبهه.
جایگاه مسعود را نمیتوان تنها با نسبت خانوادگی او با احمدشاه مسعود توضیح داد. آن نسبت، بدون تردید بخشی از سرمایه نمادین اوست؛ اما جایگاه سیاسی امروز او حاصل مجموعهای از عوامل است: استمرار رهبری جبهه پس از سقوط جمهوری، شناختهشدن جبهه در فضای سیاسی افغانستان، حضور آن در گفتوگوهای مربوط به آینده سیاسی کشور و مواضعی که مسعود درباره نظام آینده افغانستان، انتخابات و حاکمیت مردم مطرح کرده است.
از همین رو، بحث درباره جایگاه او باید دو گزاره را همزمان بپذیرد:
احمد مسعود باید بتواند رهبری کند؛ و احمد مسعود نیز باید بتواند نقد بشنود.
این دو گزاره در تضاد با یکدیگر نیستند.
رهبری که از نقد محروم شود، ممکن است بخشی از واقعیت سازمان را نبیند؛ و جریانی که رهبر و ساختار شناختهشده خود را در معرض تخریب مستمر قرار دهد، ممکن است بخشی از سرمایهای را که برای ساختنش سالها هزینه شده، از دست بدهد.
بنابراین، حمایت از رهبری نباید به معنای تعطیل کردن نقد باشد و نقد نیز نباید به معنای بیاعتبار کردن رهبری.
بیبدیل بودن یک رهبر به معنای بینیازی او از اصلاح نیست
اگر در میان اعضا و حامیان جبهه، احمد مسعود بهعنوان چهره محوری و در شرایط کنونی دارای جایگاهی دشوار برای جایگزینی دیده میشود، این جایگاه باید بهعنوان سرمایه سیاسی موجود در نظر گرفته شود، نه بهعنوان مصونیت از نقد.
این تفکیک بسیار مهم است.
یک رهبر میتواند جایگاه محوری داشته باشد و همزمان نیازمند اصلاح ساختار، تغییر روش، مشورت گستردهتر و پاسخگویی بیشتر باشد.
حتی میتوان گفت هرچه سرمایه سیاسی یک رهبر بزرگتر باشد، مسئولیت او برای استفاده درست از آن نیز بیشتر است.
بنابراین، منتقدان اگر اصلاحات میخواهند، باید آن را به برنامه تبدیل کنند: کدام ساختار باید تغییر کند؟ چه اختیاری باید توزیع شود؟ چه سازوکاری برای مشورت لازم است؟ چگونه نیروهای متخصص جذب شوند؟ چگونه عملکرد مسئولان ارزیابی شود؟ و چگونه رابطه میان رهبری و بدنه جبهه منظمتر شود؟
در طرف مقابل، رهبری نیز باید میان «انتقاد از یک تصمیم» و «تهدید علیه رهبری» تفاوت بگذارد.
این همان نقطهای است که یک سازمان بالغ از یک سازمان گرفتار تعارض جدا میشود.
خطر اصلی؛ انتقال اختلاف از اتاق تصمیمگیری به میدان عمومی
یکی از حساسترین پیامدهای تقابل درونی، عمومی شدن اختلافات است
هر سازمان سیاسی نقاط قوت و ضعف، اختلافات داخلی، اطلاعات تشکیلاتی و مسائل حلنشدهای دارد. همه این موارد برای انتشار عمومی طراحی نشدهاند.
وقتی یک اختلاف داخلی به فضای عمومی منتقل میشود، سه اتفاق ممکن است رخ دهد:
اول، طرفین دیگر برای عقبنشینی و رسیدن به توافق هزینه بیشتری احساس میکنند؛ زیرا مواضعشان در برابر مخاطبان عمومی ثبت شده است.
دوم، اختلاف از یک موضوع مشخص به مسئله حیثیتی تبدیل میشود.
سوم، اطلاعاتی که برای اصلاح داخلی ارزشمند بود، ممکن است برای طرف مقابل نیز قابل استفاده شود.
بنابراین، شفافیت با افشای همه اطلاعات یکی نیست.
یک سازمان سالم باید سازوکاری داشته باشد که اعضا بتوانند ضعفها را بدون ترس مطرح کنند، اما در عین حال اطلاعات حساس و آسیبپذیریهای سازمانی بیمحابا در فضای عمومی منتشر نشود.
این موضوع درباره هر جریان سیاسی صدق میکند و جبهه مقاومت ملی نیز از این قاعده مستثنا نیست.
اگر همه انرژی صرف اختلاف شود، مأموریت اصلی چه میشود؟
یک سازمان سیاسی ظرفیت محدودی دارد: نیروی انسانی، زمان، منابع مالی، ارتباطات، اعتبار و توان تصمیمگیری.
اگر بخش قابل توجهی از این ظرفیت صرف پاسخگویی به حملات داخلی، دفاع از شخصیتها، انتشار پاسخیهها و مدیریت اختلافات شود، هزینه فرصت آن بسیار سنگین خواهد بود.
به زبان سادهتر:
هر ظرفیتی که برای جنگ درونی مصرف شود، دیگر برای سازماندهی، دیپلماسی، تولید فکر، ارتباط با جامعه و طراحی آینده سیاسی در دسترس نیست.
این به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست. اتفاقاً مشکلات باید سریعتر شناسایی و حل شوند؛ اما حل مشکل با فرسایش سازمان تفاوت دارد.
در همین روزها، خود احمد مسعود در مواضع علنی بر وحدت مخالفان و مدیریت اختلافات تأکید کرده و در نشست «هفته شهید» نیز بر ضرورت هماهنگی نیروهای مخالف طالبان سخن گفته است.
از سوی دیگر، در یک نشست سیاسی در کمبریج نیز نماینده روابط خارجی جبهه مقاومت ملی بر ایجاد یک ائتلاف گسترده میان نیروهای سیاسی، مدنی، زنان و جریانهای مخالف طالبان تأکید کرده و اختلاف دیدگاه را لزوماً به معنای شکست یا نبود وحدت ندانسته است.
این نکته مهم است: وحدت به معنای یکسان فکر کردن نیست.
وحدت یعنی بتوانیم با وجود اختلاف نظر، یکدیگر را از میدان خارج نکنیم.
راه اصلاح چیست؟
برای عبور از وضعیت کنونی، نه «سکوت منتقدان» راهحل است و نه «تخریب رهبری».
راهحل، ایجاد یک سازوکار روشن برای نقد و اصلاح است.
رهبری میتواند یک کانال مشخص برای دریافت نقدهای مستند ایجاد کند؛ منتقدان نیز میتوانند نقد خود را از سطح شخصیتها به سطح سیاستها و عملکردها منتقل کنند.
اختلافات جدی باید تا حد امکان در نشستهای داخلی، کمیتههای تخصصی یا میانجیگری افراد مورد اعتماد حلوفصل شود.
ضعفهای واقعی باید شناسایی شوند، اما افشای عمومی آنها باید با ملاحظات امنیتی و سازمانی همراه باشد.
مسئولان نیز باید بر اساس عملکردشان ارزیابی شوند، نه صرفاً میزان نزدیکی یا دوریشان از رهبری.
و مهمتر از همه، رهبری باید از اصلاح ساختار نترسد و منتقدان نیز از حفظ سرمایه سیاسی موجود غافل نشوند.
احمد مسعود برای جبهه یک سرمایه سیاسی موجود است؛ منتقدان و نیروهای متخصص نیز سرمایه انسانی آناند. قرار دادن این دو سرمایه در برابر یکدیگر، به جای تقویت جبهه، از ظرفیت آن میکاهد.
سخن آخر
نه رهبری بدون نقد پایدار میماند و نه یک جریان سیاسی با تخریب رهبری اصلاح میشود.
احمد مسعود باید از حق رهبری، تصمیمگیری و سازماندهی برخوردار باشد؛ اما همزمان باید در برابر نقد مستند، مشورت و اصلاح پاسخگو بماند. منتقدان نیز باید حق نقد داشته باشند؛ اما نقد آنان باید متوجه عملکرد و ساختار باشد، نه تخریب شخصیت و افشای بیمحابای آسیبپذیریها.
رهبری را تقویت کنیم، نه اینکه آن را از نقد محروم کنیم؛
نقد کنیم، نه اینکه سرمایه سیاسی را تخریب کنیم؛
ضعفها را اصلاح کنیم، نه اینکه آنها را به ابزار دشمن تبدیل کنیم؛
اختلاف داشته باشیم، اما اختلاف را به فرسایش تبدیل نکنیم.
وقت، منابع، اعتبار و توان انسانی محدود است.
این سرمایهها باید برای اصلاحِ درون، تقویتِ سازمان و پرداختن به مسئله اصلی افغانستان مصرف شود؛ نه برای فرسودن یکدیگر.
اصلاحات، اگر برای قویتر شدن باشد، با رهبری در تضاد نیست؛
و رهبری، اگر اصلاحپذیر و پاسخگو باشد، با نقد در تضاد نیست.
مسئله، انتخاب میان «رهبری» و «نقد» نیست؛
مسئله، ساختن رابطهای است که در آن رهبری و نقد، هر دو در خدمت بقای سازمان و اصلاح آن قرار گیرند.
خلص کلام وقت، منابع ، امکانات ، تمرکز خود را وقف مبارزه با دشمن نمائید
هیچ یک را نه هدر دهید و نه تلف نمائید !
مسائل خودی،مشکلات، قابل حل است اما با همکاری نه با تقابل !
از فرصت ها موجود زیرکانه و متحدانه استفاده نمائید.
رهبری جبهه را یاری رسانید، در بحث کلان رهبر جبهه احمد مسعود جمع نام و نشانی و اعتبار که از احمدشاه مسعود قهرمان ملی دارد ، نزد منطقه و جهان نیز رهبر خوش نام، مبرا از فساد و دارای برنامه برای افغانستان است و یکی از طرف های جدی در مسله افغانستان به شمار می رود که هیچ یک از دیگران چنین نیست .
مبادا این تقابل های خودی به نفع صف دشمن و درز اطلاعات و آشکار شدن ضعف ها تمام گردد، ضعف ها را باید هوشیارانه و بدون سر و صدا از میان برداشت.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025