SANYA NEWS
سیاسی

همسنگر دیروز، سوژه امروز؛ طالبان غیرپشتون در برابر یک پرسش تاریخی

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 11 میزان 1405
نویسنده: عبدالمجید قادری

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 78


همسنگر دیروز، سوژه امروز؛  طالبان غیرپشتون در برابر یک پرسش تاریخی

ویدیوی تمثیلی‌ ای که از ولایت خوست در شبکه‌ های اجتماعی منتشر شده و در آن ماجرای تسلیمی جمعه خان فرمانده تاجیک‌تبار و ناراضی ط-البان به شکل تمسخر آمیز در حضور داشت افراد گروه ط-البان به نمایش گذاشته شده یک تصویر نمادین از مسئله‌‌ای بزرگتر را در برابر افکار عمومی قرار میدهد مسئله‌ ای که ط-البان غیر پشتون به‌ ویژه فرماند هان و افراد صاحب‌ نفوذ این گروه نمی توانند برای همیشه از کنار آن بی‌ تفاوت بگذرند.

به باور من مسئله فقط جمعه خان  نیست.

مسئله این است که در ساختار قدرت ط-البان نیروهای غیرپشتون چه جایگاهی دارند؟

آیا آنان شریک واقعی در قدرت‌ اند یا نیرویی برای جنگیدن، سرکوب کردن و اجرای فرمان‌ هایی که در جای دیگری صادر می‌ شود؟

آیا تاجیک، هزاره و اوزبیک هایکه در صفوف ط-البان قرار گرفته در تصمیم‌ گیری‌ های کلان سیاسی و امنیتی همان اندازه اختیار دارد که در میدان جنگ از آنها انتظار وفاداری دارند؟ 

و اگر روزی با تصمیم مرکز قدرت مخالفت کنند آیا حق اعتراض و مخالفت برای شان محفوظ است یا سرنوشت شان می‌ تواند از همسنگر به فرمانده ناراضی از فرمانده ناراضی به دشمن و سرانجام به  سوژه تمسخر تغییر کند؟

این‌ ها پرسش‌ هایی است که باید پاسخ داده شود.

امروز داستان جمعه خان  در شبکه‌ های اجتماعی دست‌ مایه تمثیل و تمسخر شده است فردا ممکن است افرادی دیگری در همین موقعیت قرار گیرد. نام‌ ها تغییر می‌ کنند اما اگر ساختار قدرت و شیوه برخورد با مخالفان تغییر نکند پرسش همچنان پابرجا خواهد ماند.

قدرتی که وفاداری را می‌ خواهد اما تحمل پرسش و مخالفت را ندارد دیر یا زود با بحران اعتماد رو به‌ رو می‌ شود. 

طالبان غیرپشتون باید از خود بپرسند

 آیا جایگاه امروز آنان بر اساس مشارکت واقعی و حقوق مشخص سیاسی است یا بر اساس میزان اطاعت از مرکز قدرت؟

اگر آنان امروز در تصمیم‌ گیری‌ های اساسی کشور سهم واقعی ندارند اگر سرنوشت مردم‌ شان بدون حضور و رضایت آنان تعیین می‌ شود و اگر مخالفت با تصمیم‌ های رهبری ط-البان می‌ تواند به حذف و سرکوب انها منجر شود پس باید درباره آینده خود و مردم‌ شان جدی‌ تر بیندیشند.

وفاداری سیاسی نباید به معنای چشم‌ بستن بر واقعیت باشد.

تاجیک، هزاره و ازبیک بودن جرم نیست همان‌ گونه که پشتون بودن نیز جرم نیست. مسئله، قومیت نیست؛ مسئله ساختار سیاسی‌ای است که آیا برای همه شهروندان حقوق برابر قائل است یا نه.

به همین دلیل، نقد طالبان نباید به دشمنی با پشتون‌ ها تبدیل شود. 

مردم پشتون با یک گروه سیاسی یکسان نیستند. 

سخن از نقد یک ساختار قدرت، سیاست‌ ها و شیوه حکومتداری ط-البان است نه محکوم کردن یک قوم.

اما طالبان غیرپشتون نیز باید یک واقعیت را جدی را بپذیرند 

هیچ قدرتی ابدی نیست و هیچ وفاداری سیاسی نباید انسان را از اندیشیدن درباره آینده مردم خودش محروم کند.

اگر امروز کسی در ساختاری قرار دارد که حق پرسشگری اعتراض و مشارکت واقعی را برای او تضمین نمی‌ کند زمان آن است که درباره معنای حضور خود در آن ساختار فکر کند.

زیرا تاریخ افغانستان بارها طالبان غیر پشتون نشان داده اند که کسانی که در یک روز همسنگر خوانده می‌‌ شوند ممکن است در روز دیگر مخالف و دشمن معرفی شوند.

پرسش امروز از فصیح‌الدین، امان‌الدین و دیگر فرماندهان غیر پشتون طالبان این نیست که به کدام قوم تعلق دارند پرسش این است که اختیار واقعی آنان در برابر مرکز قدرت چقدر است؟

آیا آنان می‌ توانند از حقوق مردم خود دفاع کنند؟

آیا می‌ توانند درباره سیاست‌ های طالبان پرسش کنند؟

آیا می‌ توانند با تصمیمی که به زیان مردم‌ شان می‌ دانند مخالفت کنند؟

و اگر پاسخ منفی است پس باید پرسید:

قدرت واقعی در دست چه کسانی است و دیگران چه نقشی در این معادله دارند؟

این پرسش‌ها را نمی‌ توان با شعار وحدت خاموش کرد.

وحدت واقعی زمانی معنا دارد که همه شهروندان در برابر قانون و قدرت سیاسی از جایگاه برابر برخوردار باشند نه اینکه گروهی تصمیم بگیرد و گروهی دیگر تنها مجری تصمیم‌ ها باشد.

افغانستان خانه مشترک همه افغانستانی هاست.

آینده این کشور زمانی ساخته خواهد شد که تاجیک، پشتون، هزاره، ازبیک و دیگر اقوام افغانستان نه به‌ عنوان ابزار جنگ و قدرت، بلکه به‌عنوان شهروندان دارای حقوق برابر شناخته شوند.

و اگر ویدیوی که در ولایت خوست نشر شده و چیزی برای گفتن داشته باشد شاید مهم‌ ترین پیام آن این باشد

قدرت را باید پرسید، وفاداری را باید سنجید و آینده را باید پیش از آن‌ که دیر شود دید.

زیرا ممکن است امروز نوبت یک فرد باشد و فردا نوبت دیگری اما آنچه برای تاریخ باقی می‌ ماند نه شعارها، بلکه رفتار انسان‌ ها در برابر قدرت و مردم‌ شان است.

افغانستان به حذف دیگری نیاز ندارد به برابری نیاز دارد.

به انتقام نیاز ندارد به عدالت نیاز دارد.

به فرمانبرداری کور نیاز ندارد به مسئولیت سیاسی نیاز دارد. و هرکس که امروز در ساختار قدرت حضور دارد دیر یا زود باید در برابر یک پرسش تاریخی پاسخ بدهد

در روزی که مردم درباره عملکرد شما قضاوت کنند، خواهید گفت برای قدرت جنگیدید یا برای آینده افغانستان؟

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر