SANYA NEWS
سیاسی

پرده‌نشینان سخنگو؛ از صدای زنان در تاریخ تا ابتکار جمع بانوان برای بیداری و آگاهی

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 16 میزان 1405
نویسنده: مهرزاد عظیمی

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 26


پرده‌نشینان سخنگو؛ از صدای زنان در تاریخ تا ابتکار جمع بانوان برای بیداری و آگاهی

پرده‌نشینان سخن‌گو؛ تناقضی میان پنهان‌بودن و سخن‌گفتن، گزینش نام «پرده‌نشینان سخن‌گو» هوشمندانه و سرشار از معناست. این نام، دوگانگی میان «غیاب» و «حضور» را آشکار می‌سازد: زنانی که از دید جامعه پنهان نگه داشته شده‌اند، اما اندیشه و سخن‌شان از پسِ پرده به گوش می‌رسد؛ زنانی که شاید چهره و حضور اجتماعی‌شان از تاریخ حذف شده باشد، ولی صدای‌شان هنوز زنده است.

این نام، پرسش‌های بنیادینی را پیش روی خواننده می‌گذارد: پرده‌نشین سخنگو کیست و چرا باید از پشت پرده سخن بگوید؟ این پرده میان زن و چه چیزی فاصله انداخته است؟ میان زن و جامعه؟ میان او و تاریخی که نامش را ننوشته است؟ میان زن و سیاستی که حضورش را نادیده گرفته است؟ یا میان هستی واقعی او و تصویری که ساختارهای قدرت از او ساخته‌اند؟

پرده در این‌جا تنها یک پوشش ظاهری نیست؛ نمادی از همه‌ی دیوارهای ناپیدایی است که زنان را از آموزش، حضور اجتماعی، مشارکت سیاسی و بازگویی تجربه‌های خویش محروم ساخته‌اند. این پرده گاه از سنت‌های سخت‌گیرانه برمی‌خیزد، گاه از ساختارهای قدرت و گاه از روایت‌های تاریخی‌ای که مردان را در مرکز و زنان را در حاشیه نشانده‌اند. از همین رو، سخن‌گفتن زن پرده‌نشین، تنها بیان چند واژه نیست؛ کنشی برای شکستن مرزهای، تحمیل‌شده و بازپس‌گیری حق حضور است. چنان‌که هانا آرنت در اندیشه‌ی سیاسی خود، به‌ویژه در کتاب «وضع بشر»، بر اهمیت سخن و کنش در پدیدارشدن انسان در جهان مشترک تأکید می‌کند، سخن‌گفتن را می‌توان راهی برای آشکارشدن انسان در عرصه‌ی عمومی دانست. 

از این دیدگاه، صدای زنانی که به حاشیه رانده شده‌اند، تنها پژواکی از گذشته نیست؛ تلاشی است برای بازپس‌گیری جایگاه آنان در جهان مشترک. «پرده‌نشینان سخنگو» از همین رهگذر، به اثری فراتر از یک گردآوری ادبی تبدیل می‌شود: صدایی در برابر بی‌چهره‌ساختن زنان، اعتراضی به حذف آنان از حافظه‌ی تاریخی و کوششی برای بازگرداندن حق دیده‌شدن و شنیده‌شدن به کسانی که سال‌ها در حاشیه نگه داشته شده‌اند.

جمع بانوانی که کانون ماگه را ایجاد کرده اند؛ زنانی اند که خواندن را به کنشی برای آگاهی بدل می‌کنند، در امتداد همین اندیشه و با الهام از میراث فرهنگی ماگه رحمانی، امروز گروهی از بانوان با ابتکار مهناز شیردل و شبنم سیمیان، گرد هم آمده‌اند تا حلقه‌ی کتاب‌خوانی «ماگه» را پایه‌گذاری کنند؛ حلقه‌ای که هدف آن، گسترش آگاهی، تقویت اندیشه‌ی انتقادی و فراهم‌کردن زمینه‌ای برای گفت‌وگوی ژرف‌تر درباره‌ی تاریخ، جایگاه و سرنوشت زنان افغانستان است.

در این میان، نقش جمع بانوان شایسته‌ی برجسته‌شدن است؛ زیرا راه‌اندازی چنین حلقه‌ای، به‌ویژه در روزگاری که فرصت‌های آموزش، گفت‌وگو و حضور اجتماعی زنان با محدودیت‌های گسترده روبه‌روست، تنها یک برنامه‌ی ساده‌ی فرهنگی نیست. این ابتکار نشان می‌دهد که دگرگونی فکری و اجتماعی، همواره از نهادهای بزرگ و برنامه‌های پرهزینه آغاز نمی‌شود؛ گاه از اراده‌ی یک انسان، از گردهم‌آمدن چند زن و از تصمیمی آگاهانه برای خواندن و اندیشیدن آغاز می‌شود.

ارزش کار این بانوان را باید در همین گام آغازین جست‌وجو کرد: این ها می‌کوشند کتاب را از قفسه‌ها بیرون آورد و به میان زندگی زنان ببرند؛ خواندن را از فعالیتی فردی به تجربه‌ای جمعی تبدیل کنند و فضایی بسازند که در آن زنان بتوانند درباره‌ی سرنوشت خویش، ریشه‌های نابرابری و راه‌های شناخت و دگرگونی آن گفت‌وگو کنند. چنین ابتکاری، در ظاهر شاید ساده به نظر برسد؛ چند بانو گرد هم می‌آیند، کتابی را می‌گشایند، بخشی از آن را می‌خوانند و درباره‌اش سخن می‌گویند. اما در لایه‌های ژرف‌تر، همین کار می‌تواند آغاز دگرگونی در شیوه‌ی اندیشیدن باشد. 

هنگامی که زنان به‌جای پذیرفتن بی‌چون‌وچرای روایت‌های آماده، به خواندن، پرسیدن، سنجیدن و گفت‌وگوکردن روی می‌آورند، زمینه برای شکل‌گیری خودآگاهی فردی و جمعی فراهم می‌شود. از این رو، نقش این بانوان را نباید تنها در جایگاه برگزارکننده‌ی یک برنامه‌ی کتاب‌خوانی خلاصه کرد. اهمیت ابتکار این‌ها در فراهم‌کردن زمینه‌ای است که زنان بتوانند در آن، هم از تجربه‌های یکدیگر بیاموزند و هم با اندیشه‌هایی آشنا شوند که درک‌شان از جامعه، تاریخ و جایگاه خودشان را گسترش می‌دهد. 

البته ارزش واقعی چنین تلاشی در ادامه‌ی راه، پایداری برنامه و کیفیت گفت‌وگوها آشکار خواهد شد. پایه‌گذاری یک حلقه، گام نخست است؛ اما نگه‌داشتن آن، گسترش دامنه‌ی خواندن و تبدیل آموخته‌ها به شناختی ژرف‌تر از زندگی اجتماعی، پشتکار و مسئولیت‌پذیری می‌طلبد. از همین رو، ابتکار جمع بانوان زمانی می‌تواند به دستاوردی ماندگار تبدیل شود که از یک گردهمایی آغازین فراتر رود و به بستری پایدار برای یادگیری، پژوهش و هم‌اندیشی زنان بدل گردد. این همان نقطه‌ای است که کار فرهنگی معنای اجتماعی پیدا می‌کند: هنگامی که یک برنامه‌ی کوچک، توانایی آن را می‌یابد که پرسش‌های بزرگ‌تری را در ذهن انسان‌ها بیدار سازد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر