SANYA NEWS
سیاسی

حکمتیار و تناقض‌های سیاسی؛ از جنگ با دوستم و ربانی تا تفاهم با غنی و حمایت از طالبان

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 23 میزان 1405
نویسنده: عبدالله دانش

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 30


حکمتیار و تناقض‌های سیاسی؛ از جنگ با دوستم و ربانی تا تفاهم با غنی و حمایت از طالبان

گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی که بر اساس گزارش‌ها در مالیزیا به‌سر می‌برد، مواضع‌های تندی و صریح علیه طا.لبان اتخاذ می‌کند. او این گروه را به استبداد، ظلم و محروم‌کردن دختران از آموزش متهم می‌سازد و می‌گوید طا.لبان امتیاز جنگ علیه امریکا را به دست آورده‌اند، در حالی که حزب اسلامی پیش از حضور طا.لبان در این جنگ سهم داشته است. کارنامه سیاسی حکمتیار سوال‌ های جدی درباره ثبات مواضع او ایجاد می‌کند. از جنگ با جنرال دوستم و حکومت استاد برهان‌الدین ربانی تا تفاهم با حکومت اشرف غنی احمدزی، از مخالفت با حضور نظامیان امریکایی تا همکاری با طالبان، بارها میان شعارها و عملکرد سیاسی او فاصله دیده شده است. اکنون سوال این است که مردم با توجه به این پیشینه، بر چه اساسی باید به موضع‌گیری‌های تازه او اعتماد کنند؟

از جنگ با جنرال دوستم تا تفاهم با او

یکی از نمونه‌های برجسته تغییر موضع حکمتیار، برخورد او با جنرال عبدالرشید دوستم است. حکمتیار در مقطعی با دوستم وارد تقابل شد و با شعار «جنگ، جنگ تا ختم گلم‌جمع» نیروهای خود را به جنگ علیه او فراخواند. با این حال، در ادامه تحولات سیاسی و نظامی افغانستان، مسیر تفاهم با دوستم را در پیش گرفت و در چارچوب شورای هماهنگی، در کنار جریان‌هایی قرار گرفت که با حکومت استاد برهان‌الدین ربانی مخالفت می‌کردند.

پرسش روشن است: کسی که زمانی جنگ با دوستم را تا پایان اعلام می‌کرد، چگونه در ادامه به تفاهم سیاسی با او رسید؟ اگر موضع نخست بر مبنای اصول و باورهای سیاسی اتخاذ شده بود، چه چیزی تغییر کرد که دشمن دیروز به طرف تفاهم امروز تبدیل شد؟ اگر هم شرایط سیاسی تغییر کرده بود، چرا حکمتیار این تغییر را با توضیحی روشن برای افکار عمومی همراه نکرد؟ همین پرسش درباره دیگر چرخش‌های سیاسی او نیز مطرح است.

مخالفت با استاد ربانی؛ از رد حکومت تا پذیرش مقام نخست‌وزیری

حکمتیار در برابر حکومت استاد برهان‌الدین ربانی نیز موضعی سخت‌گیرانه داشت. او حضور ملیشه‌ها و بقایای جریان‌های کمونیستی در ساختار حکومت را از دلایل مخالفت خود می‌دانست و بر همین اساس، حکومت ربانی را نمی‌پذیرفت. نیروهای حزب اسلامی با حکومت او جنگیدند و درگیری‌های آن دوره، به‌ویژه در کابل، خسارت‌های سنگینی بر مردم و شهر وارد کرد.

اما حکمتیار سرانجام در چارچوب یک توافق سیاسی، مقام نخست‌وزیری را پذیرفت و وارد همان ساختاری شد که پیش‌تر با آن مخالفت می‌کرد. این تفاهم نیز دوام نیاورد و اختلاف‌ها دوباره بالا گرفت. در ادامه، ساختمان صدارت در کابل هدف راکت‌ های حکمتیار قرار گرفت.

اینجا تناقض اصلی در فاصله میان شعار و عمل آشکار می‌شود. حکمتیار زمانی ترکیب حکومت ربانی را دلیل جنگ می‌دانست، اما بعدتر مشارکت در همان حکومت را پذیرفت. سپس بار دیگر در برابر آن موضع گرفت. اگر این تغییرها نتیجه ضرورت‌های سیاسی بود، انتظار می‌رفت که او دلایل آن را روشن کند. بدون چنین توضیحی، این پرسش باقی می‌ماند که معیار تصمیم‌گیری او چیست و چه چیزی باعث می‌شود مخالفت قاطع دیروز به تفاهم سیاسی امروز تبدیل شود.

از جنگ با طالبان تا بازگشت به افغانستان در دوره جمهوریت

حکمتیار در دوره نخست حاکمیت طالبان نیز با این گروه درگیر شد و پس از آن به پاکستان رفت. با تغییر وضعیت سیاسی افغانستان و شکل‌گیری نظام جمهوری، زمینه بازگشت او فراهم شد و سرانجام با حکومت محمد اشرف غنی به توافق رسید.

بر اساس روایتی که در این تحلیل مطرح شده، پیش از بازگشت حکمتیار، هیأتی از حکومت جمهوریت در ننگرهار با او دیدار کرده بود و از وی خواسته بود مواضع تندی علیه طالبان اتخاذ کند تا زمینه بازگشت و مشارکتش در حکومت فراهم شود. این روایت، پرسش دیگری را پیش می‌کشد: آیا مخالفت حکمتیار با طالبان در آن دوره بر یک موضع اصولی و ثابت استوار بود یا محاسبات سیاسی و شرایط وقت نیز در شکل‌گیری آن نقش داشت؟

برای فهم این موضوع باید به یکی از صریح‌ترین اظهارات پیشین او درباره حضور نظامیان امریکایی و سپس توافقش با حکومت غنی توجه کرد.

خط سرخ حضور امریکایی‌ها؛ از اظهارات تند تا توافق با غنی

حکمتیار پیش‌تر گفته بود تا زمانی که حتی یک سرباز امریکایی در افغانستان حضور داشته باشد، اگر به کابل بازگردد و با حکومتی که امریکایی‌ها در آن حضور دارند تفاهم کند، از امت حضرت محمد نباشد. این اظهارات، مخالفت با هرگونه تفاهم با حکومت تحت حضور نظامیان امریکایی را به‌عنوان یک خط سرخ مطرح می‌کرد.

با این حال، حکمتیار در دوره ریاست‌جمهوری اشرف غنی به افغانستان بازگشت و توافق‌نامه صلح با حکومت او را امضا کرد، در حالی که هزاران نیروی امریکایی هنوز در کشور حضور داشتند. او همچنین از آمادگی برای قرارگرفتن حدود ۳۰ هزار تن از افراد حزب اسلامی در چارچوب نیروهای امنیتی حکومت جمهوریت سخن گفته بود تا علیه طالبان بجنگند.

تفاوت میان این دو موضع روشن است. کسی که تفاهم با حکومت دارای حضور نظامیان امریکایی را با چنان ادبیاتی رد می‌کرد، سرانجام با حکومت غنی توافق کرد. پرسش این نیست که آیا سیاست‌مدار حق تغییر نظر دارد یا نه. پرسش این است که وقتی یک موضع با چنان قطعیتی اعلام می‌شود، تغییر آن بدون توضیح روشن چگونه توجیه می‌شود؟ اگر حکمتیار به این نتیجه رسیده بود که تفاهم با حکومت غنی ضروری است، چرا معیارهای تازه خود را به‌روشنی توضیح نداد؟

این نمونه از مواردی است که امروز می‌تواند مبنای تردید درباره دوام موضع‌گیری‌های تازه او باشد.

مخالفت با دموکراسی و انتخابات؛ اما نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری

تناقض دیگر در مواضع حکمتیار به دموکراسی، انتخابات و حقوق زنان مربوط می‌شود. او در دوره حکومت اشرف غنی، این مفاهیم را ارزش‌های غربی معرفی می‌کرد و کسانی را که به آن‌ها پایبند بودند، به وابستگی به امریکا متهم می‌ساخت.

با این حال، حزب اسلامی در انتخابات ریاست‌جمهوری نامزد معرفی کرد و خود حکمتیار نیز در انتخابات سال ۲۰۱۹ به‌عنوان نامزد ریاست‌جمهوری شرکت کرد. او برای رسیدن به قدرت سیاسی، وارد رقابتی شد که بر رأی مردم و سازوکار انتخاباتی استوار بود.

اینجا نیز تفاوت میان گفتار و عمل نیازمند توضیح است. اگر دموکراسی و انتخابات ابزار نفوذ غرب معرفی می‌شدند، شرکت در انتخابات بر چه مبنایی صورت گرفت؟ آیا حکمتیار در دیدگاه خود تجدیدنظر کرده بود یا این سازوکار را در شرایطی که برایش سودمند بود، پذیرفت؟ تغییر دیدگاه به خودی خود غیرعادی نیست، اما سیاست‌مداری که در برابر یک ارزش موضعی قاطع می‌گیرد و سپس از همان سازوکار برای رسیدن به قدرت استفاده می‌کند، باید درباره این تغییر توضیح بدهد.

از ستایش طالبان تا پیشنهاد جنگ با مخالفان این گروه

پس از بازگشت طالبان به کابل در آگست ۲۰۲۱، حکمتیار نظریات مثبت خوش‌بینانه‌ای درباره این گروه اتخاذ کرد. او گفت به آرزوی دیرینه خود رسیده است، اعضای طالبان را فرزندان صدیق و راستین افغانستان خواندو  تاکید کرد که کابینه طالبان در صد سال پسین تاریخ معاصر کشور بی‌نظیر است.

حکمتیار همچنین آمادگی حزب اسلامی برای همکاری با طالبان را مطرح کرد. او با اشاره به شناخت افراد حزب اسلامی از جغرافیای پروان، کاپیسا و پنجشیر، گفت که جنگ‌جویان این حزب می‌توانند در رویارویی با نیروهای مخالف طالبان نقش داشته باشند. این موضع‌گیری در حالی صورت می‌گرفت که حکمتیار پیش‌تر با طالبان جنگیده بود و در دوره جمهوریت نیز آمادگی نیروهای حزب اسلامی برای جنگ علیه این گروه را اعلام کرده بود.

به این ترتیب، مسیر سیاسی او از جنگ با طالبان به استقبال از بازگشت این گروه و پیشنهاد همکاری با آن‌ها رسید. این تغییر به‌تنهایی پاسخ روشنی درباره انگیزه‌های او به دست نمی‌دهد، اما یک پرسش جدی را مطرح می‌کند: اگر طالبان در آن مقطع شایسته چنین ستایشی بودند، چه اتفاقی افتاد که اکنون به یکی از تندترین منتقدان آن‌ها تبدیل شده است؟

از نارضایتی در برابر طالبان تا موضع‌گیری‌های تازه

طالبان به درخواست‌های حکمتیار برای همکاری به شکلی که انتظار داشت، پاسخ مثبت ندادند. همچنین، تصرف خانه او در دارالامان و محدودشدن فعالیت مسجدش از جمله مسایلی عنوان شده که به نارضایتی او انجامید. حکمتیار سرانجام افغانستان را ترک کرد و به مالیزیا رفت.

اکنون او طالبان را به استبداد، ظلم، محروم‌کردن زنان از آموزش و نادیده‌گرفتن حقوق مردم متهم می‌کند. در کنار این انتقادها، او می‌گوید حزب اسلامی پیش از حضور طالبان علیه نیروهای امریکایی جنگیده بود، اما طالبان امروز امتیاز آن جنگ را به دست آورده‌اند.

این موضع‌گیری‌ها پرسش مهمی را درباره زمان و زمینه تغییر دیدگاه او مطرح می‌کند. آیا مخالفت کنونی حکمتیار حاصل بازنگری سیاسی و اعتقادی است، یا اختلاف‌ها و ناکامی‌های او در تعامل با طالبان نیز در این چرخش نقش داشته است؟ صرف‌نظر از پاسخ، مردم حق دارند بدانند که معیارهای سیاسی او چه هستند و چرا گروهی که زمانی از بازگشتش به قدرت استقبال می‌کرد، اکنون با چنین شدت مورد انتقادش قرار گرفته است.

جان کلام؛ چرا مردم باید بار دیگر به حکمتیار اعتماد کنند؟

کارنامه سیاسی گلبدین حکمتیار، از تقابل با جنرال دوستم و جنگ با حکومت برهان‌الدین ربانی تا پذیرش مقام نخست‌وزیری، از مخالفت با حضور نظامیان امریکایی تا توافق با حکومت اشرف غنی، از انتقاد از دموکراسی و انتخابات تا شرکت در رقابت‌های ریاست‌جمهوری، و از جنگ با طالبان تا ستایش و پیشنهاد همکاری با این گروه، مجموعه‌ای از تغییر مواضع را در بر می‌گیرد که نمی‌توان بدون پاسخ روشن از کنار آن‌ها گذشت.

اکنون که حکمتیار بار دیگر علیه طالبان موضع گرفته و از ظلم، استبداد و محرومیت زنان سخن می‌گوید، پرسش اصلی این است که آیا این موضع‌گیری بر یک معیار ثابت سیاسی استوار است یا ممکن است با تغییر شرایط، بار دیگر دگرگون شود؟ 

حکمتیار اگر می‌خواهد مردم به سخنان امروز او اعتماد کنند، باید درباره تفاوت میان شعارهای دیروز و تصمیم‌های سیاسی خود توضیح بدهد. چرا با دوستم جنگید و سپس با او تفاهم کرد؟ چرا حکومت استاد ربانی را رد کرد و بعد مقام نخست‌وزیری آن را پذیرفت؟ چرا حضور سربازان امریکایی را خط سرخ اعلام کرد، اما با حکومت غنی توافق‌نامه صلح امضا کرد؟ چرا دموکراسی و انتخابات را ارزش‌های غربی می‌خواند، اما خود در انتخابات شرکت کرد؟ و چرا پس از استقبال از طالبان و پیشنهاد همکاری با این گروه، اکنون مواضع تندی علیه آن‌ها اتخاذ می‌کند؟

این پرسش‌ها با چند سخنرانی تند پاسخ داده نمی‌شوند. مسأله اصلی، مخالفت امروز حکمتیار با طالبان نیست، بلکه نبود توضیح روشن درباره تغییر مواضع گذشته اوست. تا زمانی که این پرسش‌ها بی‌پاسخ بمانند، تردید درباره دوام موضع کنونی او پابرجا خواهد بود. اگر فردا طالبان راه تفاهم را دوباره به روی او باز کنند، چه تضمینی وجود دارد که حکمتیار بار دیگر مسیر خود را تغییر ندهد؟ این همان پرسشی است که او برای جلب اعتماد مردم باید به آن پاسخ بدهد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر