SANYA NEWS
سیاسی

استبداد قومی، انکشاف نامتوازن و اشغال افغانستان توسط گروه تروریستی طالبان

نوشته شده توسط admin در تاریخ 6 جدی 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 97


استبداد قومی، انکشاف نامتوازن و اشغال افغانستان توسط گروه تروریستی طالبان

نویسنده: مهرزاد عظیمی

تاریخ معاصر افغانستان همواره با استبداد سیاسی، انحصار قومی، انکشاف نامتوازن و سرکوب اقوام و گروه‌های اجتماعی همراه بوده است. یکی از مهم‌ترین ابعاد بحران در افغانستان، فقدان عدالت توسعه‌ای و برابری در توزیع منابع و خدمات دولتی است. 

با تسلط مجدد طالبان بر افغانستان، این وضعیت نه‌تنها بهبود نیافت بلکه ساختارمندتر، سازمان‌یافته‌تر و گسترده‌تر شده است. این مقاله با رویکرد تحلیلی-انتقادی، به بررسی ریشه‌های استبداد قومی، سیاست انکشاف نامتوازن و جایگاه طالبان به‌عنوان یک گروه تروریستی در ساختار سیاسی فعلی می‌پردازد.

افغانستان، کشوری با تنوع قومی، زبانی و فرهنگی، در طول تاریخ خود همواره با بحران‌هایی چون اشغال خارجی، جنگ‌های داخلی و انحصار قدرت روبه‌رو بوده است. اما آنچه کمتر مورد توجه و تحلیل ساختاری قرار گرفته، سیاست‌های تبعیض‌آمیز و انکشاف نامتوازن است که زمینه‌ساز بی‌عدالتی مزمن شده است. با تسلط دوباره طالبان در ۲۰۲۱، این بی‌عدالتی عمق بیشتر یافته و شکاف‌های اجتماعی-سیاسی را تشدید کرده است.

بخش اول: طالبان؛ دولت یا گروه تروریستی؟
طالبان بر اساس هیچ مکانیزم مشروع دموکراتیک به قدرت نرسیده‌اند. این گروه با زور نظامی، سرکوب مخالفان، حذف اقوام و اقلیت‌ها، و تبعیت از تفکرات افراطی، قدرت را غصب کرده‌اند. بر بنیاد تعاریف حقوق بین‌الملل و سازمان‌های معتبر جهانی، طا-لبان یک گروه شورشی و ترور-یستی‌اند که توسط برخی دولت‌های منطقه‌ای حمایت مستقیم دریافت کرده‌اند. آنان نه قانون اساسی دارند، نه ساختار پاسخگو، و نه اراده‌ای برای برپایی دولت ملی و همه‌شمول. چون طی یک دسیسه‌ای از قبل طرح ریزی شده توسط آمریکایی ها بخاطر هدف شونیستی و پشتونوالی داخلی و حفظ منافع آمریکایی ها کار کرده/ می کنند.

بخش دوم: انکشاف نامتوازن؛ مصداق بارز تبعیض ساختاری
یکی از چالش‌های بزرگ در افغانستان، عدم انکشاف متوازن است. در حالی‌که بخش‌های جنوبی و جنوب‌شرقی کشور از پروژه‌های زیربنایی، جاده‌سازی، بندسازی و خدمات بهره‌مند می‌شوند، مناطق شمال‌شرق به‌ویژه بدخشان و تخار که سرشار از منابع طبیعی‌اند، نه‌تنها توسعه نیافته‌اند بلکه عملاً در حاشیه نگاه داشته شده‌اند. استخراج معادن به سود طا-لبان و حامیان‌شان جریان دارد، اما کوچک‌ترین سرمایه‌گذاری برای مردم محل صورت نگرفته است.

بخش سوم:استبداد قومی و حذف سیستماتیک
حاکمیت طا-لبان با تکیه بر یک گروه قومی خاص و حذف سازمان‌یافته سایر اقوام و نخبگان، استبدادی‌ترین دوره تاریخ معاصر افغانستان را رقم زده است. تصفیه‌های قومی، ممنوعیت کار و تحصیل برای زنان، سرکوب زبان و فرهنگ دیگر اقوام، نشانه‌های روشن از استبداد سیستماتیک‌اند. 

ساختار سیاسی موجود نه نماینده مردم است و نه پاسدار عدالت. بلکه ابزاری‌ست در دست طالبان برای تحکیم قدرت از طریق حذف، ارعاب و ترس که فقط و فقط منافع قبیلوی یک قوم و گروه خاص را دنبال می کند که پول را از مناطق غیر پشتون ها در می یابد و سر مایه گذاری را در مناطق پشتون نشین انجام می دهد.

سخن پایانی، افغانستان امروز در اسارت گروهی قرار دارد که با زور و حمایت خارجی، مشروعیت را مصادره کرده‌اند. راه رهایی از این وضعیت، تنها با پایان دادن به انحصار قومی، احیای عدالت توسعه‌ای، و تعریف مجدد ساختار دولت بر پایه مشارکت ملی ممکن است. طالبان باید به‌عنوان یک گروه تروریستی شناخته شده، و جامعه جهانی از هرگونه مشروعیت‌بخشی به این گروه خودداری نماید. عدالت، توسعه و صلح، تنها در صورت شراکت واقعی همه اقوام و گروه‌های افغانستان ممکن خواهد شد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر