SANYA NEWS
فرهنگی

آتشی در باد؛ سرگذشت مینا کشور کمال

نوشته شده توسط admin در تاریخ 16 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 323


آتشی در باد؛ سرگذشت مینا کشور کمال

نویسنده : حامیه نادری

در ادبیات مبارزاتی افغانستان، نام مینا کشور کمال، بانوی شاعر، نویسنده و بنیان‌گذار نخستین تشکل مستقل زنان این کشور  به خوبی می‌درخشد. زندگی کوتاه اما پُربار او نماد عصیان علیه ساختارهای ناعادلانه و تلاش آگاهانه برای رهایی محرومان زنان افغانستان، بود.

مینا در دوره‌ پرتلاطم از تاریخ افغانستان رشد کرد. او که دانشجوی رشته حقوق در دانشگاه کابل بود، با مشاهده نابرابری‌ها و رنج اجتماعی، به اندیشه‌های عدالت‌خواهانه و انقلابی گرایش یافت. نقطه عطف فعالیت سیاسی او، اشغال نظامی افغانستان از سوی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۵۸ خورشیدی بود؛ رخدادی که او را واداشت تحصیل را رها کند و تمام‌قد وارد میدان مبارزه شود. در همان سال، او در سازمان‌دهی تظاهرات دختران مکتب‌های کابل علیه اشغال نقش داشت؛ اعتراضاتی که با سرکوب خونین همراه شد و دو تن از یارانش جان باختند.

مینا باور داشت که مبارزه مؤثر زنان بدون تشکل مستقل امکان‌پذیر نیست. از همین رو، در سال ۱۳۵۶ خورشیدی برابر با ۱۹۷۷ میلادی، همراه با زنان همفکر خود، جمعیت انقلابی زنان افغانستان را بنیان نهاد. 

این تشکل، از همان آغاز، مبارزه برای حقوق زنان را در پیوند با دموکراسی، سکولاریزم، عدالت اجتماعی و مقابله با هر نوع بنیادگرایی تعریف کرد. در سال ۱۳۶۰ خورشیدی، مینا نشریه «پیام زن» را به‌عنوان ارگان راوا راه‌اندازی کرد؛ رسانه‌ای که به ابزار مهم آگاهی‌بخشی و افشاگری سیاسی بدل شد.

با افزایش تهدیدها، مینا ناچار به ترک افغانستان شد و پاکستان را به پایگاه ادامه مبارزه بدل کرد. فعالیت او در تبعید تنها سیاسی نبود؛ او در کنار رهبری راوا، در امور اجتماعی مهاجران افغانستانی نقش فعال داشت و در تاسیس یک بیمارستان، آموزشگاه پرستاری، دو مکتب و کارگاه‌های فنی‌حرفه‌ای مشارکت کرد.

در اواخر سال ۱۳۶۰ خورشیدی به دعوت دولت فرانسه، به‌صفت نماینده مقاومت افغانستان در کنگره حزب سوسیالیست فرانسه شرکت و سخنرانی کرد؛ حضوری که نام او را در سطح بین‌المللی مطرح ساخت.

اگرچه در برخی منابع از مینا به‌عنوان فمینیست یاد می‌شود، اما شواهد تاریخی نشان می‌دهد که او پیش از هر چیز یک انقلابی عدالت‌خواه بود که مسئله زنان را در چهارچوب مبارزه گسترده‌تر علیه استبداد، اشغال و نابرابری اجتماعی می‌دید. شعر معروف او، «هرگز برنمی‌گردم» بازتاب همین روحیه قاطع، رادیکال و آگاهانه است.

مینا که همواره از سوی گروه‌های بنیادگرا و نیروهای وابسته به قدرت تهدید می‌شد، سرانجام در ۱۵ دلو ۱۳۶۵، در شهر کویته پاکستان کُشته شد. بنا بر اسناد و روایت‌های منتشرشده از سوی راوا، این ترور از سوی 

 عوامل سازمان اطلاعات افغانستان (خاد) و با همکاری نیروهای حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، طراحی و اجرا شد. در سال ۲۰۰۲ میلادی، دو تن از عاملان این ترور پس از محاکمه، طبق حکم دادگاه عالی پاکستان اعدام شدند.

شهادت مینا صدایش را خاموش نکرد. مجله تایم در سال ۲۰۰۶ نام او را در فهرست۶۰ قهرمان آسیا قرار داد و نوشت: مینا بذر جنبش آزادی‌خواهانه زنان افغانستان را کاشت.‌ امروز، سازمان راوا و نشریه «پیام زن» همچنان میراث فکری و سیاسی او فعال‌اند.

مینا کشور کمال، با وجود عمر کوتاه، یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های تاریخ معاصر افغانستان است. نمادی از مقاومتی آگاهانه که در تاریک‌ترین سال‌ها شکل گرفت. شناخت او نیازمند نگاهی تاریخی و منصفانه است: هم قدردانی از شجاعت و آرمان‌خواهی‌اش و هم درک محدودیت‌های عینی‌ای که سبب شد دامنه تاثیر عملی او بیش از همه در تبعید و میان شبکه‌های روشنفکری و کنشگران سیاسی گسترش یابد. 

هرگز بر نمی‌گردم

من‌ زنم‌ كه‌ دیگر بیدار گشته‌‌ام

از خاكستر اجساد سوخته‌ی‌ كودكانم‌ برخاستم‌ و توفان‌ گشته‌ام

از جویبار خون‌ برادرانم‌ سر بلند كرده‌ام

از توفان‌ خشم‌ ملتم‌ نیرو گرفته‌ام

از دیوارها و دهكده‌های‌ سوخته‌ كشورم‌ نفرت‌ به‌ دشمن‌ برداشته‌ام

حالا دگر مرا زار و ناتوان‌ مپندار هموطن،

من‌ زنم‌ كه‌ دیگر بیدار گشته‌ام

راه‌ خود را یافته‌ام‌ و هرگز بر نمی‌گردم

من‌ دیگر آن‌ زنجیرها را از پا گسسته‌ام

من‌ درهای‌ بسته‌ی‌ بی‌خبری‌‌ها را گشوده‌ام

من‌ از همه‌ چوری‌‌های‌ زر وداع‌ كرده‌ام

هموطن‌ وای‌ برادر، دیگر آن‌ نیستم‌ كه‌ بودم

من‌ زنم‌ كه‌ دیگر بیدار گشته‌‌ام

من‌ راه‌ خود را یافته‌‌ام‌ و هرگز بر نمی‌گردم

با نگاه‌ تیزبینم‌ همه‌ چیز را در شب‌ سیاه‌ كشورم‌ دیده‌ام

فریادهای‌ نیمه‌‌شبی‌ مادران‌ بی‌فرزند در گوش‌هایم‌ غوغا كرده‌اند

من‌ كودكان‌ پا برهنه‌، آواره‌ و بی‌لانه‌ را دیده‌ام

من‌ عروسانی‌ را دیده‌ام‌ كه‌ با دستان‌ حنا بسته،

لباس‌ سیاه‌ بیوه‌گی‌ بر‌ تن‌ نموده‌اند

من‌ دیوارهای‌ قد كشیده‌ی‌ زندان‌‌ها را دیده‌ام

كه‌ آزادی‌ را در شكم‌های‌ گرسنه‌ی‌ خود بلعیده‌اند

من‌ در میان‌ مقاومت‌‌ها، دلیری‌ها و حماسه‌‌ها دوباره‌ زاده‌ شده‌ام

من‌ در آخرین‌ نفس‌‌ها در میان‌ امواج‌ خون‌ و در فتح‌ و پیروزی

سرود آزادی‌ را آموخته‌ام

حالا دیگر مرا زار و ناتوان‌ مپندار

هموطن‌ وای‌ برادر،

من‌ در كنار تو و با تو در راه‌ نجات‌ وطنم‌ همنوا و همصدا گشته‌ام

صدایم‌ با فریاد هزاران‌ زن‌ برپا گشته‌ پیوند خورده‌ است

مشتم‌ با مشت‌ هزاران‌ هموطنم‌ گره‌ خورده‌ است

من‌ در كنار تو و در راه‌ ملتم‌ قدم‌ گذاشته‌ام

تا یكجا بشكنیم‌ این همه‌ رنج‌ زندگی‌ و همه‌ بند بندگی

من‌ آن‌ نیستم‌ كه‌ بودم

هموطن‌ وای‌ برادر،

من‌ زنم‌ كه‌ دیگر بیدار گشته‌ام

من‌ راه‌ خود را یافته‌ام‌ و هرگز بر نمی‌گردم

سروده شهید مینا

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر