نوشته شده توسط admin در تاریخ 18 دلو 1404
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 42
میراجان امیری
بخش چهارم
ساعت ۳:۱۴ بعد از ظهر بود که مرشد به سرای شمالی رسید. هوای کابل ابری بود و پیش از آمدنش، نمنم بارانی هم باریده بود.
سوار موترهای شهری شد. همینکه به ده افغانان رسید، از موتر پایین شد و در انتظار موترهای لینی چهلستون ایستاد. لحظهای بعد، یک کرولای جگری جرمنی نزدیک شد و صدا زد:
«چهلستون، چهلستون…»
مرشد رفت به سیت نشست و منتظر ماند تا چند نفر دیگر سوار موتر شوند. هفت دقیقه طول کشید تا موتر پُر شد و آمادهٔ حرکت گردید.
وقتی به پل گذرگاه رسید، پیاده شد و از سرک ده مرادخان راه خانه را در پیش گرفت؛ خانهای که چند کوچه بالاتر از پارک ورزشی بنیاد بیات قرار داشت. همینکه رسید، بعد از احوالپرسی با پدر و مادر، به اتاق خود رفت. دراز کشید، چشمانش را به سقف دوخت و در افکارش غرق شد؛ به دنبال راه و چارهای برای خود و بهاره.
در همین فکرها بود که با تکتک دروازه، پدر وارد اتاق شد. کنارش نشست و گفت:
چی شده جان پدر؟ چرا اینقدر به چرت رفتی؟
مرشد آهی کشید و گفت:
بابه جان، هیچ… کمی حالم خوب نیست، بس همین.
پدر با نگاهی مهربان گفت:
جان بابه، از چهرهات معلوم است که چیزی شده. بگو تا چارهای برایش بسازیم.
مرشد ناچار شد همهچیز را برای پدرش قصه کند:
بابه جان، مدتیست دختری را دوست دارم؛ او هم مرا دوست دارد. مشکل اینجاست که فامیلش میخواهند او را به پسر کاکایش بدهند، در حالی که خودش راضی نیست. من در فکر این بودم که چگونه برای شما و مادرم بگویم تا شما را راضی بسازم که برایم خواستگاری کنید. میدانم فعلاً شرایطش نیست، اما مجبورم بابه جان.
در جریان همین صحبتها، مادر با پتنوس چای وارد اتاق شد. هنگام ریختن چای، پدر رو به مادر کرد و گفت:
زنکه، بچیت عاشق شده؛ آن هم به یک دختر پنتونی( دانشگاهی). حال و روزش را میبینی، از این خاطر است که فامیل دختر میخواهند او را به بچهٔ کاکایش بدهند. حالا میگوید که برویم خواستگاری. چی کنیم؟
مادر لبخند زد و گفت:
هیچ گپی نیست جان مادر. هر وقت گفتی، من میروم خانهشان و کارهای ابتدایی را رو به راه میکنم. اگر خواست خدا بود، بعدش بابیت کارهای بعدی را انجام میدهد.
مرشد با دل آرامتری گفت:
خداوند شما را عمر دراز بدهد. خیر ببینید که مرا از این همه پریشانی خلاص میکنید. فقط کمی وقت بدهید که با بهاره صحبت کنم، ببینم خودش چی میگوید.
مادر خندید و گفت:
واه واه، بهاره! براستی که دختر پنتونی (دانشگاهی) است، چه نام قشنگی هم دارد.
مرشد پوزخندی زد و هر سه به نوشیدن چای پرداختند.
ساعت ۹ شب، مرشد موبایل را برداشت و به بهاره زنگ زد. زنگ خورد، اما جواب نداد. سه چهار بار دیگر هم پیدرپی تماس گرفت، ولی بینتیجه. دلش آشوب شد.
ناوقتهای شب دوباره زنگ زد؛ این بار شمارهاش خاموش بود. نگرانیاش دوچند شد و تا صبح حتی پلک بهم نزد.
هنوز در بستر بود که مادر صدا زد:
بیا جان مادر، چای صبح تیار است.
مرشد آهسته گفت:
مومه جان، شما بخورید، دل من نمیشود.
مادر کنارش آمد و پرسید:
چی شده جان مادر؟ سُنویم چیزی گفته؟
مرشد زهرخندی زد و گفت:
کاش چیزی میگفت. از سر شب زنگ میزنم، موبایلش خاموش است. گفته بود با مادرم گپ میزنم در بارهٔ خود ما، اما از شب تا حال هیچ خبری نیست.
مادر دستی به شانهاش زد و گفت:
تشویش نکن جان مادر. شاید موبایلش چارج نداشته باشد. خودت میدانی برقهای کابل چندان به سُور نیست؛ از ما هم دو روز نبود، دیشب آمد.
این حرفها کمی دل مرشد را آرام کرد. با مادر به سر سفره رفت، چای صبح را با خانواده نوش جان کردند و بعد با پدر، یکجا به سمت بازار راه افتادن…
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025