SANYA NEWS
فرهنگی

بی‌توجهی به نوشتار، خیانت به زبان

نوشته شده توسط admin در تاریخ 24 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 74


بی‌توجهی به نوشتار، خیانت به زبان

نویسنده: محمدرحیم عزیزی

در سال‌های اخیر، میدان تولید و نشر مطالب علمی -معلوماتی در صفحات مجازی، توسط قلم‏به‏دستان افغانستانی که در اکثر آن‏ها، نقش پای هوش مصنوعی «چت‏جی‎بی‎تی» به وضوح مشاهده می‏شود، گرم و شلوغ شده‎است. تا جای که –از برکت این‎موجود هوش‌مند- کمتر کسی را می‎توان یافت که سودا و ادعای نویسنده‎گی نداشه باشد.

     هرچند، بسیاری از این‏نوشته‎ها از درون‎مایه و محتوای ارزشمند برخوردار استند؛ اما به سبب بی‎توجهی به اصول و قواعد درست‎نویسی، از قبیل: کاربرد درست واژه‎ها، پیوسته و گسسته‎نویسی اجزای واژه‎ها، پیوسته و گسسته‎نویسیِ پسوندها و پیشوندها، ترکیب درست اشکال ساختمانی‎ و رعایت نشانه‎های نگارشی، از وضوح و اثرگذاریِ لازم برخوردار نیستند. از این‎رو، در این‎نوشته، کوشیده‏شده است با طرح و بررسی این‏مسأله، اصول کلیِ درست‎نویسیِ معیاری، حتی‎المقدور روشن و راهکارهای نسبتاً عملی برای بیرون‏دادن یک‏نوشتۀ بی‏نقص و کم‎عیب، ارایه شود.

شرح 1: سواد چیست؟

سواد، در معنای واقعی خود به داشتن دو ویژه‌گیِ عمده و اساسی‌ (درست‌خواندن و درست‌نوشتن)، دلالت می‌کند و بدون داشتن این‌دو شاخصهٔ مهم، کُمیت اداعاکننده‌گان دانایی و چیزفهمی، لنگ و معیوب است. یعنی اندیشه را دلبخواه به روی کاغذ ریختن و تکیه‏ بر گپ‌دانی و زبان‏آوری کردن، دلالت بر دانایی و باسوادبودن افراد نمی‏کند؛ زیرا، گفتن ‏یک‏چیز و نوشتن، چیز دگری‎ست.

     بناً، نویسنده‌گانی‌که به درست‌نویسی (دستور خط) زبان فارسی توجهی ندارند و از این مهم، سرسری و بی‎تفاوتانه می‌گذرند و حتا، گاهی ناباورانه و از روی کم‌توجهی و بی‌پروایی به استدلال‌های بی‌مایه و نامعقولی چون: «رساندن مطلب کفایت می‌کند و پرداختن به دقت‌های زبانی و نگارشی، ضرورتی ندارد و آن، کار متخصصان زبان فارسی، یعنی ادبیات خوانده‌هاست» متوسل می‎شوند؛ بدانند که آن‌ها با این رویکرد و بینش کوتاه‌اندیشانه، ناشیانه در ردیف جریان‌ها و گروه‌های فارسی‌ستیزی ‌که با بنیان‌های این زبانِ معناپرداز و فرهنگ‌ساز در تقابل‌اند، قرارگرفته، وجه و اعتبار علمی‌شان را زیر سوال می‌برند.

     از آنجا که هرواژه، هرحرف و هرجزء زبانی در زبان فارسی، دارای شخصیت و جایگاه مستقل است؛ بناً، بی‌توجهی به آن، به تدریج به آشفته‌گیِ نوشتار و کاهش دقت معنایی می‌انجامد.

     بنابراین، یکی از مهم‌ترین اصل‌های دستور خط در زبان فارسی - تا جای‌که سبب بدخوانی و نامتعارف‌بودن شکل واژه‌ها نشود-، اصل جدانویسی‌ست؛ برخلاف زبان عربی که پیوسته‌نویسی در آن، قاعده‌ٔ غالب به شمار می‌رود. 

     در زبان فارسی- با تأکید بر اعتدال و دوری از افراط- اصل بر این است که واژه‌ها و اجزای مستقلِ معنایی و دستوری، جدا از هم نوشته شوند. این جدانویسی نه‌ تنها به خوانایی و درست‌خوانیِ متن کمک می‌کند، چه بسا که مرزهای معنایی و مفهومیِ متن را نیز روشن‌ می‌سازد.

     با این حال، امروزه در نوشته‌های بسیاری از نویسنده‌گان و قلم‌به‌دستانی‌ که سال‌هاست می‌نویسند و صاحب چندین اثر و مقاله استند -حتا در نوشته‌های برخی از اهل ادبیات- مرز میان پیشینه‌ها (حرف‌های اضافه، ربط، نشانه‌ها)، پیشوندها، پسوندها، میانوندها، ضمایر متصل ملکی، ساخت و ترکیب عبارت‎ها، نشانه‎های نگارشی، پسینۀ "را" و همین‌گونه ترکیب اجزای واژه‌های مرکب، به‌ درستی رعایت نمی‌شود که این مواجهه و برخورد سطحی و عاقبت‌نیندیشانه، ضربه‌های فرساینده و شکننده‌یی را بر تندیس خط و زبان فارسی وارد می‌کند. 

     از این‏که پیشینه‌های چون: "به"، "از"، "با" ، "در" و ... واحدهای مستقل‌اند، باید جدا نوشته شوند؛ زیرا نقش دستوری دارند و به‌ تنهایی معنا و کارکرد مشخصی را می‌رسانند؛ برای مثال: «به خانه رفتم.»، «از کتاب استفاده کردم.»، «به علاقهٔ خودم انتخاب نمودم.»، «با برادرم همزمان رسیدم.» و «در کار خیر، حاجت هیچ‌‏ استخاره نیست.»

     در جمله‌های بالا: "در"، "از"، "با" و "به" تنها نقش دستوری دارند و در تغییر معنای واژۀ بعد از خود، هیچ‌نقشی ندارند. بناً، باید جدا و بافاصلۀ مطلق از واژهٔ بعد از خود نوشته شوند.

     در مقابل، پیشوندهای چون: "نا"، "بی"، "هم"، "باز" و ... بخشی از ساخت واژه‌اند و با واژه‌های پس از خود، پیوند می‌خورند تا معنا و واژهٔ جدید بسازند؛ مانند: «ناآگاه»، «بی‌انصاف»، «همدل»، «بازنویسی» و ... .

     در این جمله‌ها دقت شود: «برخی جوانان "ناآگاه" و کم‌سواد، بدون دانستن اصل مسأله، دست به اعتراض و انتقاد زدند.»؛ «نادیده‌گرفتن حقوق اساسی و بنیادینِ نصف جامعه نه تنها "بی‌انصافی"، بلکه زیر پاکردن اصل عدالت و برابری‌ست.»؛ «"همدلی" از "همزبانی" خوش‌تر است.» و «کوشش بر آن شود تا قانون اساسیِ افغانستان، نظر به نزاکت‌ها و اعتراضات به وجودآمده، "بازنگری" و "بازنویسی" شود.» 

     آن‏گونه که دیده می‏شود، واژک‌های: "نا"، "بی"، "هم" و "باز" در جمله‌های فوق، نقش معنابخشی دارند (یعنی سبب تغییر معنا می‌شوند و واژهٔ جدید می‌سازند) باید با نیم‌فاصله یا پیوسته نوشته شوند. نوشتن جدا (با فاصلهٔ مطلق) این پیشوندها، ساخت واژه را مخدوش و معنای آن را مبهم می‌سازد.

     رعایت این تمایز ساده، اما بنیادین، نشانهٔ دقت زبانی و احترام به ساختار زبان‌ فارسی‌ست. اگر هر جزء زبان را با در نظرداشت اصل مستقل‎بودن و جایگاه واقعی‌ آن‎ها بنویسیم، نه‌ تنها به درست‌نویسی کمک کرده‌ایم، بلکه به حفظ هویت و سلامت زبان فارسی نیز یاری رسانده‌ایم. 

     دقت و توجۀ آگاهانه به اصول دستور خط و درست‌نویسی، مسئولیتی‌ست که بر دوش هرنویسندهٔ فارسی‌نویس به ویژه فارسی‌‎زبانان قرار دارد و باید، این مهم را رعایت کنند.

     با این پیش‌درآمد، به توضیح و تبیین چند مورد مهم و ظریف نوشتاری که این روزها، برخی از روی کم‌توجهی و یا هم ناآگاهی و برخ دیگر با تولید چت‌جی‌بی‌تی (هوش مصنوعی)، در نوشته‎هایشان در صفحات مجازی و دیگر نشریه‎های چاپی به خورد مخاطبان می‌دهند و ناشیانه در جاافتادن و ترویجِ غلط و نامعقول این ‎نادرست‏نویسی‌ها نقش ایفا می‌کنند، پرداخته می‎شود.

   هرچند، هرنویسندهٔ صاحب صلاحیت، روش و سبک نوشتاری خویش را می‌پسندد و به سختی می‏توان به یک‏دستیِ نوشتاری تأکید و پافشاری کرد؛ با آن‏هم، در کلیات دستور خط، نکاتی را می‌توان درشت و برجسته ساخت تا نویسندهٔ کم‌آشنا و ناآشنا به رموز نوشتاری به بیراهه نرفته، در ضمن، حق زبان و سخن ادا شود.

شرح 2: پیشینه‌ها یا همان حرف‌های اضافه و تفاوت آن‎ها با پیشوندها

 حرف‌های اضافهٔ پرکاربرد در زبان فارسی، این‌ها استند: «از، با، به و در». ناگفته نباید گذاشت که حرف‌های ذکرشده، گاهی خاصیت پیشوندی و میانوندی نیز دارند.

     حرف‌های فوق در صورت پیشینه یا حرف اضافه‌بودن، به طور مطلق با فاصله (جدا با یک اسپس) نوشته می‌شوند؛ اما، اگر به عنوان پیشوند یا میانوند به کاربرده شوند، باید پیوسته یا با نیم‌فاصله نوشته شوند؛ چون: «درخور، باادب، بهوش، فرنوش، نادان و ... .»

     در واژه‌های اشتقاقیِ فوق: «در، با، به، فر و نا»، مأموریت پیشوندی دارند؛ چون سبب تغییر معنای واژه‌های: خور، ادب، هوش، نوش و دان شده‌اند. حال‌آن‌که با قرار‌گرفتن‌شان در کنار واژهای زیر، هیچ‌تغییر معنایی دیده نمی‌شود و صرف، نقش دستوری ایفا می‌کنند؛ چون: در خانه، از بازار، با برادرم، به مکتب، تا کابل، بی آن‌که.

     باید اذعان داشت که وقتی واژک‌های نامستقل/بسته‌یی: «در، از، با، به، تا و بی»، سببِ تغییر معنای واژه‏ها نشوند یا واژهٔ جدید نسازند، با فاصلهٔ مطلق نوشته می‌شوند؛ مانند: در دکان، در محور بحث، در نهایت امر، با علاقه‌مندی، با آرامش کامل، تا استان تخار، تا شهرستان بلخ، تا تکمیل‌شدن درس‌ها، به طور معمول، به عنوان یک معلم، به خصوص برادرانش، به شکلی از اشکال، به محض ورود به خانه، به خاطر حساسیتی‌که داشت، به سبب بروز مشکلات، به گونهٔ مرموز، به کارهای شاقه، به طرز فجیعی و ... 

اشارهٔ ۱: مثال‏های بیش‌تر از واژک بستهٔ «به» از آن‌رو آورده شده‌است که اکثراً دیده می‌شود، نویسنده‌گان و دوستان عزیز در نوشته‌ها و پست‌هایشان در صفحات مجازی، عبارت‌های قیدی فوق را به گونه‌یی: به‌طور/بطور، به‌عنوان/بعنوان، به‌خصوص/بخصوص، به‌شکل/بشکل، به‌محض/بمحض، به‌خاطر/بخاطر، به‌طرز/بطرز و ... را با نیم‌فاصله یا پیوسته می‌نویسند که از نگاه دستورِ خط و درست‌نویسی، اشتباه محض است.

     همین‌گونه، برخی واژک‌های فوق (به، در، آ، تا و نا) در نقش میانوند نیز به کار می‌روند که در این ‌صورت، باز هم به دو طریقِ پیوسته و با نیم‌فاصله نوشته می‌شوند؛ چون: «روبه‌راه، سربه‌زیر، سربه‌کف، پی‌درپی، پشت‌درپشت، حق‌ناشناس، تکاپو، بناگوش، سرازیر، سرتاپا و ... .»

یادداشت ۱: برخی دستور‌ها، وجود میانوندها را نفی کرده و واژه‌های‌ را که با چنین ترکیب‌ ساخته می‌شوند، زیر عنوان واژه‌های آمیخته/مرکب معرفی می‌کنند.

     به هرحال، چه در ترکیب میانوند و چه در ترکیب واژه‌های آمیخته، صورت نوشتاری‌شان پیوسته یا با نیم‌فاصله است و نباید با فاصلهٔ مطلق نوشته شوند.

تأکید ۱: همان‌گونه‌که پیشوند‌ها، پسوندها، پیشینه‌ها (نشانه‌ها، حرف‌های ربط، حرف‌های اضافه) و پسینه از منظر نام با هم فرق دارند، از نظر نوشتاری نیز متفاوت استند. شکل درستِ نوشتارییِ هریک باید رعایت شود.

اشارهٔ ۲: ممکن برای برخ دوستانی که با قواعد نگارشی و دستور زبان، آشنایی ندارند یا کم آشنا استند، این پرسش پیش بیاید که چگونه بفهمند که "به" ، "در" و "با" پیشینه استند یا پیشوند تا در استفادۀ (صورت درست نوشتاری) آن به اشتباه نروند. در پاسخ باید گفت: اگر بر فرض مثال، واژک «در»  در کنار واژه‌یی ‌که به کار برده می‌شود، سبب تغییر معنای واژهٔ بعد از خود شد، پیشوند است. پس با نیم‌فاصله نوشته شود؛ چون: در + خور = درخور (سزاوار و شایسته).

     دیده می‌شود که «در»، معنای واژهٔ «خور» را که ریشهٔ شماره‌یک فعل است و صیغهٔ امر دارد تغییر می‌دهد؛ پس، نقش پیشوند را ایفا کرده است.

      اما، واژک «در» در کنار واژهٔ خانه، در عبارت «در خانه» هیچ نقش معنایی ندارد (یعنی سبب تغییر معنای خانه نمی‌شود یا واژهٔ جدید نمی‌سازد.) صرف، نقش دستوری را ایفا می‌کند. پس، پیشینه یا حرف اضافه است؛ بناً، جدا و با فاصله نوشته شود.

* نمونه‌های بیش‌تر:

 الف) «به نام، به نیرو، به هوش، به جا، به قوت» که "به" نقش پیشینه‌یی دارد.

ب) «بنام، یعنی نامدار؛ بنیرو، یعنی نیرومند و قوی؛ بهوش، یعنی هوشمند و ذکی؛ بجا، یعنی درست و پسندیده؛ بَق٘وت، یعنی قوی و پرانرژی» که "به" نقش پیشوند را ایفا می‌کند.

تأکید۲: رهنمایی فوق، ساده‌ترین راه شناخت پیشینه‌ها و پیشوندهاست که با اندک دقت و توجه، ما را از اشتباه‌نویسی به دور می‌دارد.

شرح 3: چگونه‌گی نوشتن ضمیرهای پیوستهٔ ملکی (ام، ات، اش، امان، اتان، اشان.)

الف) این پسوندها در ساخت مفرد، با واژه‌های پایان‌یافته به همخوان، به گونه‌ٔ پیوسته نوشته می‌شود؛ چون: کتابم، قلمت، نامش، باغم، درختت، چشمش.

ب) در واژه‌های پایان‌یافته به "آ"، واو معروف و واو مجهول به گونهٔ «یم، یت، یش» نوشته می‌شود؛ چون: دعایم، چشم‌هایت، بازویش، کدویت، آهویم، نوایش.

پ) در واژه‌های پایان‌یافته به یای معروف و های ناملفوظ به گونهٔ «ام، ات، اش» نوشته می‌شود؛ چون: زنده‌گی‌ام، مردانه‌گی‌ات، فرزانه‌گی‌اش، اندیشه‌ام، خانه‌ات، لانه‌اش.

ت) در ساخت جمع این پسوندها، در واژه‌های پایان‌یافته به الف ممدود "آ"، های غیر ملفوظ "ه"، واو معروف و واو مجهول به گونهٔ «یمان، یتان، یشان» و در دیگر نویسه‌ها به صورت «مان، تان، شان» نوشته می‌شود؛ چون: آرزویمان/آرزوی‌مان، صدایتان/صدای‌تان، چشم‌هایشان/چشم‌های‌شان، خانهٔ‌مان/خانه‌ی‌مان، زنده‌گیمان/زنده‌گی‌مان، کتابتان، کتاب‌تان.

اشارهٔ ۳: نوشتن کتاب‌ ام، نام‌ ات، باغ‌ اش، چشم‌ها اش، صدا ام، زنده‌گی یم، قلم‎ام، اندیشه‌ یش، برادرام، دخترام به طور قطع و مطلق اشتباه است.

شرح 4: واژه‌های مرکب را چگونه‌ بنویسیم؟

هرچند در خط و کتابتِ دستی، نزد کاتبان و نویسنده‌گان، از گذشته‌های دور تا امروز، پیوسته و جدانوشتن واژه‌های مرکب یک‌دست و یک‌نواخت و تابع قاعده و روش منظم و قطعی نبوده و نیست.         با این‌همه، خوش‌بختانه امروز، وسیله‌های چاپ به ویژه کمپیوتر و دیگر صفحه‌های نوشتاری (گوشی‌های دستی و تبلیت‌ها) به این غایله، تقریباً نقطهٔ پایان گذاشته و مسیر را هموار نموده است. بناً، با توجه به اصل جدانویسی که امروزه، یکی از اصل‌های بنیادین خط فارسی به شمار می‌رود؛ در نظر‌گرفتن موارد زیر در نوشتن واژه‌های مرکب، حتمی و الزامی‌ست که باید به آن، تمکین و توجه کرد و این‌کار، چندین فایده دارد:

۱. از بدخوانی و غلط‎خوانی جلوگیری صورت می‌گیرد؛

۲. به استقلال و شخصیت واژه‌ها احترام می‌شود؛

۳. شکل و صورت واژه‌ها، روش‌مند و قاعده‌محور می‌شود؛

۴. احترام به اصل جدانویسی در زبان فارسی رعایت می‌شود.

پس:

الف) واژه‌های مرکبی که بخش نخست آن‌ها تک‌هجایی‌اند، بهتر است پیوسته نوشته شوند؛ مانند: مهتاب، بهبود، گلرخ، گلاب، آبشار، شهپر، بهنورد، دلبر، دلدار، بهداشت و ... .

اشارهٔ ۴: اگر واژه‌های فوق، جدا یا با‌ نیم‌فاصله نوشته شوند، سبب بدخوانی و نامتعارف‌بودن شکل واژه‌ها می‌شود که با روح درست‌نویسی ناسازگار و ناموافق است؛ بدین‌صورت: به بود/به‌بود، به داشت/ به‌داشت، شه پر/شه‌پر، مه تاب/مه‌تاب.

ب) اگر بخش دوم این‌گونه ترکیب‌ها به الف شروع شود، در این‌صورت باید با نیم‌فاصله نوشته شوند؛ مانند: گل‌افروز، گل‌اندام، چاپ‌انداز، دل‌انگیز، چشم‌انداز، خاک‌انداز و ... .

پ) واژه‌های‌که از حروف پردندانه تشکیل می‌شوند، چون دندانه‌های زیاد در واژه‌های مرکب، سبب بدخوانی و نازیباییِ شکل واژه در نوشتن و خواندن می‌شود، باید با نیم‌فاصله نوشته شوند؛ چون: تسلی‌بخش، ریشه‌شناسی، خوش‌سلیقه، تسلیم‌پذیر، جهان‌بینی، جست‌وجو، گفت‌وگو، شست‌وشو، حقیقت‌نگر، جوان‌ساز، عدالت‌پسند، شهرت‌طلب، کسبه‌کار، روان‌درمان، اسپ‌سواری، سیاست‌مدار، عاقبت‌اندیش، اصلاح‌طلب، دین‌مدار، سست‌عنصر، سخت‌پیمان، و ... .

اشارهٔ ۵: واژه‌های فوق اگر به صورت پیوسته نوشته شوند، نه تنها شکل‌شان ناموزن می‌شود که سبب بدخوانی نیز می‌شوند: عدالتپسند، عاقبتاندیش، اصلاحطلب، شهرتطلب، کسبهکار، رواندرمان، ریشهشناسی، اسپسواری، و ... .

ت) واژه‌های که پایان و آغاز اجزایشان یکی‌ست، نیز باید با‌ نیم‌فاصله نوشته شوند؛ مانند: کیهان‌نورد، ویرنگ‌کار، پیش‌شرط، موزاییک‌کار و ... .

ث) واژه‌های مرکب تکراری هم باید با نیم‌فاصله نوشته شود؛ چون: تک‌تک، غُم‌غُم، دوان‌دوان، نرم‌نرم، لنگ‌لنگان، دُودُو، خش‌خش و ... .

ج) واژه‌های مرکب اتباعی هم باید با نیم‌فاصله نوشته شود؛ چون: پول‌مول، چای‌مای، نان‌مان، دیوانه‌میوانه، درخت‌مرخت، کتاب‌متاب و ... .

شرح 5: چگونه‌گیِ نوشتن پیشوندهای "ن" نفی، "م و ن" نهی و "ب" تأکید.

۱- "ن" نفی

ترتیب نوشتن این "ن" به صفت پیشوند، چنین است:

الف) با فعل‌های‌که به همخوان‌ها شروع می‌شوند، پیوسته نوشته می‌شود؛ چون: نرفت، نخورد، ندید، نکرد، نبیند، ننویسد، نگوید، نچیند و ... .

استثنا: واژهٔ "ایستاد" که با واکهٔ "اِ" شروع‌شده شامل حکم همخوان‌ها می‌شود، چون: نایستاد، نایستد.

ب) اگر "ن" نفی با فعل‌های ‌که به واکهٔ "اَ" شروع می‌شود بیاید، "ا" به "ی" تبدیل می‌شود؛ چون: انداخت: ن + ی + نداخت = نینداخت

افروخت: ن + ی+ فروخت = نیفروخت

افکند: ن + ی + فکند = نیفکند

پ) اگر "ن" نفی با فعل‌های‌که به "آ" شروع می‌شود، بیاید، پس از این پیشوند، یک "ی" افزوده شده، نشانهٔ مد از روی "آ" برداشته می‌شود؛ چون: 

آراست: ن + ی+ اراست = نیاراست

آورد: ن + ی + اورد = نیاورد

آفرید: ن + ی + افرید = نیافرید

اشارهٔ ۶: نوشتن نه رفت، نه افروخت/نافروخت، نه آمد/نآمد/نامد، نه آفرید/نآفرید/نافرید و ... به صورت مطلق اشتباه است.

۲- "ن"و "م" نهی

ترتیب نوشتن این "ن" و"م" به صورت پیشوند، چنین است:

الف) با فعل‌های ‌که به همخوان آغاز می‌شوند، پیوسته نوشته می‌شود؛ چون: نرو = مرو، نبین = مبین، نگو = مگو، مزن = نزن، مخوان = نخوان و ... .

استثنا: واژهٔ "ایست" شامل همین حکم می‌شود؛ چون: نایست = مایست، نایستید = مایستید.

ب) هرگاه "ن" و "م" نهی با فعل‌های که به "ا" آغاز می‌شود بیایند، "ا" به "ی" تبدیل می‌شود؛ چون: 

افروز: ن/م + ی + فروز = نیفروز/میفروز

افکن: ن/م + ی +فکن = نیفکن/میفکن

انداز: ن/م + ی+ نداز = نینداز/مینداز

پ) هرگاه "ن" و "م" نهی با فعل‌های بیاید که به "آ" آغاز شود، پس از این پیشوند‌ها یک "ی" افزوده شده، نشانهٔ مد از روی آن برداشته می‌شود؛ چون:

آموز: ن/م + ی + اموز = نیاموز/میاموز

آور: ن/م + ی + اور = نیاور/میاور

آویز: ن/م + ی + اویز= نیاویز/میاویز

اشارهٔ ۷: نوشتن نه رو/مه رو، نه گو/مه گو، نه افروز/مه افروز/ نافروز/مافروز، نه انداز/مه انداز/نانداز/مانداز، نه آموز/مه آموز/نآموز/مآموز/ناموز/ماموز، نه آویز/مه آویز/نآویز/مآویز و موارد از این نوع، مطلق اشتباه است.

۳- "ب" تأکید

ترتیب نوشتن این "ب" به صورت پیشوند، چنین است:

الف) با فعل‌های‌که به همخوان شروع می‌شوند، پیوسته نوشته می‌شود؛ چون: برو، بخور، ببین، ببند، بمیر، بگیر، بخوان، بنویس و ... 

استثنا: با فعل "ایست" شبیه همخوان‌ها نوشته می‌شود چون: بایست، بایستید.

ب) هرگاه بافعل‌های که به "اَ" و "اُ" آغاز می‌شوند بیاید "ا" به "ی" تبدیل می‌شود؛ چون: 

افروز: ب + ی + فروز = بیفروز

انداز: ب + ی + نداز = بینداز

افتاد: ب + ی + فتاد = بیفتاد

افت: ب + ی + فت = بیفت

پ) هرگاه با فعل‌های بیاید که به "آ" شروع شود، پس از "ب" یک "ی" افزوده می‌شود و در نوشتن، مد از روی آن می‌افتد؛ چون: 

آموز: ب + ی + اموز = بیاموز

آزمای: ب + ی + ازمای = بیازمای

آور: ب + ی + اور = بیاور

اشارهٔ ۸: نوشتن این صورت‌های نوشتاری به شکل: بی‌رو، بی‌بین، بی‌زن، بافروز، بی‌افروز، بی‌انداز، بانداز، بی‌آموز، بآموز و ... اشتباه محض و غلط فاحش است.

شرح 6: عبارت‌ها چگونه نوشته شوند؟

نوشتن عبارت‌ها در زبان فارسی به دقت و توجهٔ بیش‌تر نیاز دارد. دیده می‌شود، بیش‌ترِ افراد به دلیل کم‌توجهی یا آموزش‌های نادرست در دوره‌های تحصیلی، آن را نادرست می‌نویسند. دقت در این رهنمایی، خطاهای موجود در نوشتن عبارت‌ها را مرفوع می‏کند.

عبارت در واژه‌های پایان‌یافته به واکه

هرگاه واژه‌های پایان‌یافته به واکه، مضاف و موصوف قرارگیرند، پس از آن‌ها یک "ی" اضافه می‌شود:

الف) عبارت در واژه‌های که به واو مجهول پایان می‌یابند:

۱. عبارت‌های اضافی: شبو + ی + باغ = شبوی باغ، سبوی من، نموی درختان، 

۲. عبارت‌های وصفی: شبو + ی + زرد = شبوی زرد، دانشجوی پرتلاش، سبوی کهنه، گفت‌وگوی جدی.

ب) عبارت در واژه‌های که به واو معروف پایان می‌یابند:

۱. عبارت‌های اضافی: آهو + ی + کوهی = آهوی کوهی، بازوی من، خوی کودکان، روی دیوار، موی بنفشه.

۲. عبارت‌های توصیفی: مو + ی + مشکین = موی مشکین، روی زرد، خوی بد، بازوی توانا.

پ) عبارت در واژه‌های که به الف ممدود (آ) پایان می‌‌یابد:

۱. عبارت‌های اضافی: فضا + ی + خانه = فضای خانه، هوای تابستان، نوای نی، دریای کابل، صدای تو، بهای نان، رویای شاعر،  دعای دردمندان.

۲. عبارت‌های توصیفی: هوا + ی + ابری = هوای ابری، صدای دلخراش، خدای بزرگ، دریای خروشان، شب‌های تاریک، فضای دوستانه.

ت) عبارت در واژه‌های که به های ناملفوظ (ه) پایان می‌یابد.

در چنین واژه‌ها، در حالت مضاف و موصوف به دوگونه نوشته می‌شود:

۱. سر " ء " یا "یای بریده" در بالای "هٔ" قرار می‌گیرد: خانهٔ تاریک/خانهٔ احمد، لانهٔ ویرانه/لانهٔ کبوتر، درهٔ زیبا/درهٔ سالنگ، قبالهٔ خانهٔ/قبالهٔ ناچل.

۲. شکل کامل "ی" که در این صورت در کنار "ه" نوشته می‌شود: خانه‌ی تاریک/ خانه‌ی احمد، لانه‌ی ویرانه/ لانه‌ی کبوتر، دره‌ی زیبا/دره‌ی سالنگ، قباله‌ی ناچل/قباله‌ی خانه.

تأکید ۳: نوشتن عبارت‌ها به هردو‌حالت درست است؛ اما پیروی کردن از یک‌روش، الزامی‌ست. (اگر از "ی" استفاده می‌شود باید از آغاز تا انجامِ نوشته از همین روش استفاده شود و اگر از سر " ء " استفاده می‌شود باید تا آخر نوشته تکرار شود؛ چون هردو روش درست است، نباید از هردوروش همزمان استفاده صورت گیرد. (در یک‏سطر از "ی" و در سطر دیگر از سر " ء " استفاده‌ شود.) در ضمن، ننوشتن این "ی" و سر " ء " در بالای "ه" اشتباه فاحش است.

یادداشت۲: نوشتن عبارت‌های فوق به شکل: خانه‌ای احمد/ خانه‌یی احمد، لانه‌ای پرنده/ لانه‌یی پرنده، دراوزه‌ای باغ/دروازه‌یی باغ، اشتباه فاحش و نابخشودنی‌ست.

ث) عبارت در واژه‌های که به "ی" معروف پایان می‌یابد.

در چنین واژه‌ها خلاف قاعدهٔ کلی، در حالت‌های مضاف و موصوف، چیزی افزوده نمی‌شود: قیچیِ کند، چوکیِ چوبی، کشتیِ تجارتی، طوطیِ خوش‌آواز، صوفیِ پرآوازه.

اشارهٔ ۹: در این مورد، برخی‌ها افزودن "ی" و شماری هم افزودن کسره "-ِ" را پیشنهاد کرده‌اند که من، افزودن کسره "-ِ" را تجویز می‌کنم؛ چون در اضافه‌نمودن "ی" شکل واژه نامتعارف و ناموزون به نظر می‌رسد.

ج) عبارت در واکه‌های مرکب یایی و واوی

از آنجا‌که واکه‌های مرکب در انجام واژه‌ها، هنگام پیوستن به صفت و مضاف‌الیه، شاخصهٔ واکه‌بودن را از دست می‌دهند؛ بناً، طبق قانون واژه‌های پایان‌یافته به همخوان‌ها، هیچ نویسه‌یی در دنبال‏شان افزوده نمی‌شود:

۱. واکه‌های مرکب یایی

اَی: نیِ چوپان، میِ ناب، ریِ سفید

آی: پایِ لنگ، جایِ مناسب، چایِ سبز، نایِ خشک

اوی: رویِ سپید، جویِ خشک، بویِ گل، خویِ بد

۲. واکه‌های مرکب واوی

اَو: جوِ اسپ، جلوِ خانه

آو: گاوِ شیری، پاوِ کابل، ناوِ چوبی

اِیو: دیوِ سیاه، غریوِ جانکاه

اشارهٔ ۱۰: نوشتن عبارت‌های فوق به صورت: جَوی اسپ، جلوی خانه، گاوی شیری، دیوی سیاه و پاوی کابل، اشتباه است؛ ولی، اگر از کسرهٔ اضافت استفاده شود اشکالی ندارد.

عبارت در واژه‌های پایان‌یافته به همخوان

واژه‌های که به همخوان پایان می‌یابند در حالت‌های مضاف یا موصوف چیزی به آن‌ها افزوده نمی‌شود؛ اما در صورت ضرورت، نشانهٔ کسره "-ِ" را می‌توان گذاشت: کتاب ریاضی، وزارت خارجه، بهشت موعود، درس اخلاق، تحسین نادان، گل صدبرگ، درخت توت، سر کوچه، اخلاق ناپسند، شاعر فارسی‌سرا، سیاست‌مدار ابن‌الوقت، کابل خسته، درد بی‌درمان، آب حیات، روزنامه‌نگار شایسته، خبرنگار موفق، امتحان سالانه، دانش‌آموز مؤدب، بام دنیا، صبح صادق شعر حماسی و ... .

اشارهٔ ۱۱: از این‌که "های ملفوظ" (ه) شبیه نویسه‌های همخوان است؛ پس، واژه‌های پایان‌یافته به این نویسه، تابع همین قاعده است؛ مانند: کوه بلند، کلاه کج، دانشگاه کابل، نگاه تاریخی، ماه شب چهارده، شکوه تاج سلطانی، نمایشگاه لباس، قرارگاه مردمی، سپاه پاسداران، چاه زم‌زم، شاه بی‌کفایت، گیاه سبز و ... .

تأکید 4: اضافه‎نمودن "ی" بعد از بخش اول عبارت‎های فوق نادرست و ناجایز است؛ چون: کوهی بلند، کلاهی کج، دانشگاهی کابل، چاهی زم‎زم، شاهی بی‏کفایت، گیاهی سبز، شکوهی تاج سلطانی، نگاهی تاریخی، ماهی شب چهارده و ... .

شرح 7: پسینۀ "را"

در زبان فارسی "را" نشانۀ مفعولی‏ست و همیشه از واژه‎ها به استثنای: «چرا، مرا و در شعر ترا» جدا نوشته می‏شود؛ مانند: کتاب را، درخت را، برف را، خانه را، درس را، منوچهر را، باغ را، قلم را و ... .

نوشتن عبارت‏های فوق، به شکل: درخترا، برفرا، کتابرا، باغرا، قلمرا، درسرا و ... خلاف اصول درست‎نویسی‎ و قواعد نگارشی‎ست.

از این که استفادۀ نادرست "را" جمله را ناساز و ناموزون می‏کند؛ بناً، از کاربرد نابجای آن پرهیز شود. همین‎گونه، پس از فعل نباید "را" را به کار برد.

استفادۀ "را" دراین جمله‎‏ها، نادرست و بی‎جاست: 

_ آن کتابی که گفته بودی را آوردم.

_ نام‎یی که برایم نوشتی را خواندم.

_ آن حرف زشتی که زده‏بودی را نمی‏بخشمت.

شکل درست:

_ آن کتابی را که گفته بودی، آوردم.

_ نامه‎یی را که برایم نوشتی، خواندم.

_ آن حرفی زشتی را که زده‎بودی، نمی‏بخشمت.

شرح 8: تفاوت "ای" و "یی"

یکی از بحث‎های جنجال‎برانگیز در دستور خط فارسی، نوشتن "ای" و "یی" است.

"ای" صورت کوتاه‎شدۀ فعل استی، است. (شکل نوشتاریِ قدیم "استی" امروزه به صورت "ای" نوشته می‏شود.) 

در این‏نمونه‎ها: «تو به صد آیینه از دیدن خود سیر نه‎ای (نیستی)، از آن‎لحظه‎یی که تو رفته‎ای (رفته‎استی)، واقعاً، تو فرزانه‎ای؟ (فرزانه‎استی)، تو بلخی‎ای؟ (از بلخ استی)، در این‎پرونده تو قاضی‎ای (قاضی استی).»

اشارۀ 12: شکل کوتاه‎شدۀ "است" در ساخت‏های مختلف ماضی قریب (ریشۀ ماضی + ه + است) به صورت فعل معین و به این شکل کاربرد دارد: «دیده‎ام، دیده‎ایم، رفته‎ای، رفته‎اید، رفته است، رفته‎اند» که شکل قدیم آن «رفته‎استم، رفته‎استیم، رفته‎استی، رفته‎استید، رفته است، رفته‎استند» بوده‎ است.

"یی" پسوند اسم معنا، نکره و صفت نسبتی‎ می‎سازد.

در این‎نمونه‎ها: «انسان "فرزانه‎یی" چون تو ندیده‎ام (اسم معنا)؛ بر جگر داغی ز عشق "لاله‎رویی" یافتم (اسم نکره)؛ شوق است در "جدایی" و جور است در نظر (اسم معنا)؛ سر "مویی" گر این‎جا خم شوی بشکن کلاه آنجا (اسم نکره)؛ که درون سنبلستان چرد آهوی "ختایی" (صفت نسبتی)؛ رقابت‎های "فوتبال آسایی" به زودی آغاز می‏شود. (صفت نسبتی)»

یادداشت 3: هرچند، در برخی از فرهنگ‎ها به خصوص معین، پسوند نکره به صورت "ای" آمده است؛ اما اگر برای یک‎نواختی و رعایت‎نمودن اصل استقلایت و خودبودن نشانه‎ها، هرکدام را در جای خود به کار ببندیم، یک‎گام جلوتر برای معیاری‎شدن گذاشته‎ایم.

ادامه دارد ... .

سرچشمه‎ها

_ اشراقی، سیدعلی‎محمد .(1394). آیین درست‏نویسی (دستور خط فارسی)، انتشارات سعید، کابل؛

_سحر، حفیظ‎‎‎‎‎‎‎‎ ‎شریعتی .(1395). درس‎نامه‎های فارسی دری 2، انتشارات امیری، کابل؛

_ سمایی، مهدی .(1404). صرف قیاسی زبان فارسی معاصر، نشر مرکز، تهران؛

شریعتی، محمدجواد .(1372). دستور زبان فارسی، انتشارات اساطیر، تهران؛

_ غلام‎حسین‏زاده، غلام‏حسین .(1386). راهنمایی ویرایش، سمت، تهران؛

_ مشکوه‎الدینی، مهدی .(1370). دستور زبان فارسی بر پایۀ نظریۀ گشتاری، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد؛

_ نوری، نظام‎الدین .(1379). آیین نگارش و ویرایش، توحیدی، تهران؛

_ یمین، محمدحسین .(1394). دستور نگارش و روش تحقیق، انتشارات سعید، کابل.


جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر