SANYA NEWS
سیاسی

نامه‌ای از نسل سوخته به نسل که شاید روشن باشد

نوشته شده توسط admin در تاریخ 26 قوس 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 121


نامه‌ای از نسل سوخته به نسل که شاید روشن باشد

نویسنده: حسنی قدوسی 

در سرزمینی که دختر بودن، خود یک نوع ایستادگی‌ست دختری از نسل سوخته نامه‌ای نوشته برای دختری که هنوز نیامده است. و این نامه نه برای شکایت یا قهرمانی بلکه برای گفتن یک حقیقتی ساده: ما زنده ماندیم تا تو شاید آزاد باشی. این نامه صدای نسلی‌ست که میان زخم و رویا هنوز هم می نویسد.

دخترم؛

نمی‌دانم کِی خواهی آمد یا اصلاً خواهی آمد یا نه. اما اگر روزی پا به این خاک گذاشتی، همین خاکی که ما را زخمی کرد و باز هم عاشق نگه‌مان داشت بگذار چیزی را بدانی: ما پیش از تو راه رفتیم با پاهایی که از ترس می لرزید اما ایستادیم. ما خندیدیم حتی وقتی دهان‌مان را بسته بودند. ما نوشتیم حتی وقتی کلمات‌مان را خط زدند. ما زنده ماندیم نه چون قهرمان بودیم بلکه چون چاره‌ای جز زنده ماندن نداشتیم.

ما دختر بودیم در سرزمینی که هر روزش آزمونی تازه بود. در کوچه های کابل، در راهروهای دانشگاه، در صف های نان، در کلاس های نیمه مخفی، در خوابگاه های سرد، در پیام‌های پاک شده‌ی نیمه‌شب... ما زن شدیم بی آن که کسی از ما بپرسد آمادگی‌اش را داریم یا نه.

ما بزرگ شدیم در سکوت، در سانسور، در سایه. اما در دل مان همیشه نوری بود که خاموش نشد. 

من خودم یکی از همین دخترها بودم در اطاقی کوچک در خوابگاه با پنجره‌ای که رو به دیوار باز می شد نشستم و نوشتم. برای اینکه خودم فراموش نکنم چه کسی ام. برای اینکه صدایم را حتی اگر در گلو بماند از یاد نبرم. برای اینکه وقتی روزی تو آمدی چیزی برای گفتن داشته باشم.

من نمیخواهم تو قوی باشی، می خواهم تو آزاد باشی. آزاد برای گریه کردن، برای خندیدن بی دلیل، برای اشتباه کردن، برای دوست داشتن بی مجازات. آزاد برای این که خودت باشی، نه آنچه که از تو میخواهند باشی. آزاد برای اینکه صدایت را بلند کنی یا اگر خواستی سکوت کنی. چون سکوت هم گاهی یک شکل از مقاومت است. 

اگر روزی کسی خواست صدایت را خاموش کند، یادت باشد: صدای تو ادامه‌ی صدای من است. صدای ما زنانی که در تاریکی نوشتیم، در ترس ایستادیم، و در تنهایی رؤیا دیدیم. صدای ما که هرگز کامل شنیده نشد اما هرگز خاموش هم نشد.

دخترم، ما در نسلی بودیم که باید همه چیز را از نو می ساخت. جامعه را، اعتماد را، زبان را، حتی خودِ زن بودن را. ما یاد گرفتیم که چگونه با واژه‌ها زنده بمانیم، چگونه با صداها بجنگیم، چگونه با سکوت فریاد بزنیم. حالا تویی که هنوز نیامده‌ای اما در خیال من زنده‌ای باید بدانی: ما برای تو جنگیدیم حتی وقتی خودمان دیگر امیدی نداشتیم. ما را از دانشگاه بیرون کردند اما ما هنوز می خوانیم. ما را از کار منع کردند اما ما هنوز می نویسیم. ما را از خیابان‌ها راندند اما ما هنوز راه میرویم در ذهن مان، در رویاهای‌مان، در روایت‌هایی که می نویسیم و به آینده می سپاریم. ما در تاریکی چراغ شدیم، در سکوت صدا شدیم و در نبودن حضور ساختیم. ما به جای فریاد شعر نوشتیم، به جای سنگ دفترچه برداشتیم، به جای نفرت رویا کاشتیم. ما از خاکستر خودمان دوباره برخواستیم.

ما دخترانی بودیم که از پشت پنجره‌های بسته آسمان را حفظ کردیم. ما زنانی بودیم که در دل در شب برای فردا دعا کردیم برای یک فرصت ساده؛ یک کلاس، یک کتاب، یک خیابان امن. ما با هر قدم، با هر واژه، با هر اشک تاریخ را نوشتیم نه در کتاب ها که در دل های‌مان. 

وضعیت دختران در این سرزمین زخمی‌ست که هر روز تازه میشود. آن‌ها را از مکتب بیرون کردند، از دانشگاه، از کتابخانه، از کار، از خیابان، از رؤیا. اما هنوز هم در خانه های خاموش، در اطاق‌های کوچک، در دل شب دخترانی هستند که می خوانند، می نویسند، می پرسند و خاموش نمی مانند. آن‌ها با هر واژه، با هر نگاه، با هر لبخند دارند آینده را پس میگیرند. و اگر روزی تو آمدی و این نامه را خواندی، بدان که پیش از تو زنی بود که دوستت داشت بی آن‌که تو را دیده باشد. زنی که با تمام زخم‌هایش هنوز هم رؤیا می دید. زنی از نسل سوخته اما هنوز زنده.

دخترم، اگر روزی صدایت لرزید، اگر دلت گرفت، اگر خواستی تسلیم شوی یادت باشد ما هم گریه کردیم، ما هم خسته شدیم، اما باز هم نوشتیم، باز هم ایستادیم نه برای اینکه قوی بودیم بلکه برای اینکه تو روزی بتوانی آزاد باشی. اگر روزی خواستی بدانی که پیش از تو چه گذشت، این نامه را بخوان. در هر واژه‌اش تکه‌ی از جان من است، در هر جمله‌اش نوری که از دل تاریکی عبور کرده و در سکوتش فریادی که هنوز شنیده نشده است.

دخترم تو هنوز نیامده‌ای اما من برایت زیسته‌ام و اگر هیچ کسی صدایم را نشنید تو بشنو، تو ادامه بده و تو خاموش نمان.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر