SANYA NEWS
فرهنگی

از تخریب تندیس‌های بودا تا سینما آریانا؛ دشمنی آشتی‌ناپذیر طالبان با فرهنگ، هنر و میراث پیشااسلامی

نوشته شده توسط admin در تاریخ 30 قوس 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 68


از تخریب تندیس‌های بودا تا سینما آریانا؛ دشمنی آشتی‌ناپذیر طالبان با فرهنگ، هنر و میراث پیشااسلامی

نویسنده: جاوید روستاپور روزنامه‌نگار

تخریب سینما تئاتر آریانا توسط طالبان را نمی‌توانصرفاً به‌عنوان تخریب یک ساختمان قدیمی یا یکپروژه‌ی عمرانی تعبیر کرد. این اقدام، در واقع، رویدادی عمیقاً نمادین است که در دل خود لایه‌هایپیچیده‌ای از معنا، قدرت، ایدئولوژی و سیاستحافظه را نهفته دارد. سینما آریانا یکی از قدیمی‌ترینو شناخته ‌شده‌ترین فضاها و نمادهای فرهنگی کابل بود؛ مکانی که نه‌تنها میزبان نمایش فیلم و تئاتر، بلکه محل تلاقی نسل‌ها، خاطره‌ها و تجربه‌هایزیسته‌ی پایتخت نشینان به شمار می‌رفت. از این‌رو،تخریب آن را باید به‌مثابه‌ی حمله‌ای مستقیم به حافظه‌ی جمعی و هویت فرهنگی جامعه‌ی شهریافغانستان دانست.

مفهوم «حافظه‌ی جمعی» که نخستین‌بار توسط «موریس هالبواکس» جامعه‌شناس فرانسوی مطرح شد، به این نکته اشاره دارد که «خاطرات فردی همواره در بسترهای اجتماعی و مکانی شکل» می‌گیرند. ساختمان‌ها، خیابان‌ها، سینماها و میدان‌ها حامل خاطره‌اند. سینما آریانا برای دهه‌ها چنین نقشی را ایفا می‌کرد؛ جایی که مردم برای دیدن فیلم، تئاتر، جشن‌ها و حتی قرارهای اجتماعی گرد هم می‌آمدند. براینسل‌های بالای پنجاه سال، آریانا بخشی از جوانی،عشق، دوستی و زندگی روزمره بود. بنا بر این، تخریبچنین مکانی به معنای قطع پیوند میان گذشته و حال است. وقتی یک نماد حافظه‌ی جمعی از میان برداشته می‌شود، جامعه دچار نوعی «فراموشی اجباری»می‌گردد. طالبان با این اقدام، نه‌فقط یک بنا، بلکه خاطرات مشترک هزاران انسان را هدف قرار دادند؛ خاطراتی که یادآور دوره‌هایی از زندگی شهری، تنوع فرهنگی و نسبی آزادی در کابل بود.

دشمنی ایدئولوژیک با هنر و تخیل:

از منظر ایدئولوژیک، گروه طالبان همواره با هنرهای نمایشی،موسیقی، سینما و تئاتر خصومت داشته‌ و این دشمنی آشتی ناپذیر است. دلیل این دشمنی صرفاً مذهبی نیست، بلکه عمیقاً سیاسی، معرفت‌شناختی و حتی در گرو قوم وتبار است، زیرا طالبان فکر می‌کنند بسیاری از پدیده‌های فرهنگی، هنری و حتی اجتماعی و زبانی با تبار این گروه بیگانه است و در موجودیت این فرهنگ‌ها و نمادهای فرهنگی اهداف و برنامه اصلی این گروه که تک قومی سازی قدرت و حذف هویت‌های فرهنگی سایر اقوام است به گونه درست اجرا نخواهند شد. از جانبی دیگر پدیده‌های هنری – فرهنگی به‌ویژه سینما و تئاتر به مثابه ابزار تخیل است؛ تخیل امکان «جهان‌های دیگر» را پیش چشم انسان می‌گذارد و همین امر برای نظام‌های تمامیت‌خواه، توتالیتر و گروه‌های ایدولوژیک خطرناک است.

سینما مکانی است که روایت‌های متنوع، چهره‌های مختلف از انسان، عشق، رنج، عدالت و مقاومت در آن به تصویر کشیدهمی‌شود. طالبان که روایت‌شان از جهان تک‌بعدی و مطلق‌گراست، چنین فضاهایی را برنمی‌تابند. تخریب سینما آریانا پیامیآشکار دارد و آن این که در افغانستانِ تحت سلطه‌ی طالبان، تنها یک روایت مجاز است و آن هم روایت قدرت بر مبنای آیدلوژی بسته و منوط به گروه حاکم است.

تخریب به‌عنوان ابزار قدرت: 

در طول تاریخ، تخریب نمادهای فرهنگی همواره یکی از ابزارهای تثبیت قدرت سیاسی و ایدئولوژیک بوده است. از سوزاندن کتابخانه‌ها و مراکز علمی گرفته تا ویرانی معابد، مجسمه‌ها و بناهای تاریخی. این اقدام‌ها نه تنها تخریبفیزیکی، بلکه تلاشی برای تغییر حافظه تاریخی و شکل‌دهیبه هویت جمعی بوده است. در این چارچوب، گروه طالبان نمونه‌ای بارز از نگرش افراطی و بسته نسبت به فرهنگ و تاریخ به شمار می‌رود.

ایدئولوژی طالبان، مبتنی بر تفسیر سخت‌گیرانه و افراطی از شریعت است و هر پدیده فرهنگی، هنری یا تاریخی که با این دیدگاه هم‌خوانی نداشته باشد، به عنوان دشمن تلقیمی‌شود. این گروه نه تنها با میراث مدرن و پدیده‌های هنریمعاصر مانند سینما، موسیقی، شعر و ادبیات مخالفتدارد، بلکه بناها، تندیس‌ها و آثار تاریخی پیش از اسلام را نیز تهدیدی علیه ایدئولوژی خود می‌بیند. تخریبتندیس‌های تاریخی بودا در بامیان در دور نخست حاکیمت این گروه بر بخش‌های افغانستان، نمونه‌ی روشن از این سیاستبود؛ اقدامی که نه تنها میراث فرهنگی و تاریخی این سر زمین، بلکه هویت و حافظه تمدنی یک منطقه را هدف گرفت.

از این منظر، نابودی سینما «آریانا» ادامه همان الگوی فکریو عملی طالبان است. سینما به عنوان نماد هنر و تجربه جمعیمدرن، نمایان‌گر ابعاد متنوع زندگی اجتماعی و فرهنگی است؛ پدیده‌ای که از نگاه طالبان، به دلیل عدم سازگاری با ایدئولوژیافراطی، دشمن شریعت و تمدن اسلامی مورد نظر آین گروه است. این اقدام‌ها، فراتر از تخریب فیزیکی، نوعی «نمایشقدرت» و اعمال سلطه بر حافظه تاریخی، هویت فرهنگی و زندگی اجتماعی مردم است.

دیدگاه طالبان که هر پدیده پیش از اسلامی یا مدرن را تهدیدی برای ایدئولوژی خود می‌داند، نشان‌دهنده تلاش سازمان‌یافته‌ برای پاک‌سازی حافظه تاریخی،محدود کردن آزادی‌های فرهنگی و بازتولید قدرت از طریق کنترل روایت فرهنگی است. این گروه با نابودیآثار تاریخی و فرهنگی، نه تنها سلطه خود بر زمان حال را تثبیت می‌کند، بلکه می‌کوشد گذشته را بازنویسی کرده و هویتی ایدئولوژیک و بسته را بر جامعه تحمیل نماید. در این چارچوب، دشمنی طالبان با فرهنگ، هنر و تاریخ، نمود آشکار یک ایدئولوژیافراطی است که هرگونه تفاوت فرهنگی یا هویت جمعیغیرهمسو با دیدگاه‌شان را خطری برای مشروعیتخود می‌داند.

بازنویسی هویت کابل: کابل شهری است با لایه‌هایتاریخی و فرهنگی متنوع؛ شهری که قرن‌ها محل تلاقیفرهنگ‌ها، زبان‌ها و سبک‌های زندگی مختلف بوده است. سینماآریانا نمادی از کابل مدرن، شهری و فرهنگی قرن بیستم بود. با حذف چنین نمادهایی، طالبان در پی بازتعریف کابل‌اند؛شهری که نه به‌عنوان پایتخت فرهنگی، بلکه به‌عنوان مرکز اطاعت ایدئولوژیک تعریف می‌شود.

این روند را می‌توان نوعی «پاک‌سازی فرهنگی» دانست؛ فرآیندی که در آن نشانه‌های زندگی مدرن شهری به‌تدریج حذف می‌شوند تا جای خود را به فضاهایی بدهند که با قرائت خاص طالبان از دین و جامعه سازگارترند. نتیجه‌ی چنینسیاستی، شهری بی‌چهره، بی‌صدا و بی‌خاطره است.

از سویی دیگر، تخریب نمادهای فرهنگی تأثیرات عمیقروانی بر جامعه دارد. وقتی مردم می‌بینند مکانی که دهه‌ها پابرجا بوده و بخشی از هویت‌شان را شکل داده، به‌راحتی نابود می‌شود، احساس بی‌ثباتی، ناامنی و بی‌قدرتی تشدیدمی‌گردد. این امر به فرسایش سرمایه‌ی اجتماعی و احساس تعلق به شهر و کشور منجر می‌شود.

برای نسل‌های قدیمی‌تر، این تخریب نوعی سوگواری خاموش است؛ سوگواری برای گذشته‌ای که دیگر امکان بازگشت ندارد. برای نسل‌های جوان‌تر اما پیامی ناامیدکننده‌تر دارد؛ آینده‌ایکه در آن جایی برای شادی، هنر و زندگی فرهنگی وجود ندارد.

با این حال، نکته‌ی قابل تأمل در این خصوص، این است که طالبان اغلب در تخریب فعال‌اند، اما در ساختن ناتوان. ساختن فرهنگ، هنر و جامعه‌ی زنده نیازمندتحمل تنوع، گفت‌وگو و پذیرش تفاوت است؛ عناصری که با منطق ایدئولوژیک طالبان سازگار نیست،ساده‌ترین راه برای آن‌ها حذف است، حذف صداهایدیگر، حذف تصویرهای دیگر و حذف خاطره‌های دیگرو به همین ترتیب حذف آدم‌های که مثل طالبان فکر نمی‌کنند و نمی‌اندیشند.

مقاومت حافظه در برابر ویرانی:

با این‌همه، تاریخ نشان داده است که حافظه‌ی جمعی را نمی‌توان به‌طور کامل نابود کرد. اگرچه ساختمان سینما آریاناتخریب شده، اما خاطرات آن در ذهن مردم زنده است. روایت‌ها،عکس‌ها، داستان‌ها و یادها همچنان به حیات خود ادامه می‌دهند. در بسیاری از موارد، تخریب فیزیکی حتی به تقویت نمادین یک مکان می‌انجامد؛ زیرا آن را به نشانه‌ای از ظلم و مقاومت تبدیل می‌کند.

با این حال سینما تئاتر آریانا توسط طالبان را می‌توان اقدامیچن دبعُدی توصیف کرد؛ حمله‌ای به حافظه‌ی جمعی، بیاندشمنی ایدئولوژیک با هنر، نمایش قدرت سیاسی،بازنویسی هویت شهری کابل و ابزاری برای ایجاد ترس و تسلیم روانی. این عمل نه تصادفی است و نه صرفاً فنی؛ بلکه بخشی از پروژه‌ای آگاهانه برای خاموش‌کردن فرهنگ زنده و جایگزین‌کردن آن با سکوت و اطاعت است.

تاریخ افغانستان نشان داده است که فرهنگ، هرچند زخمی و سرکوب‌شده، همواره راهی برای بقا می‌یابد. سینما آریاناشاید دیگر وجود فیزیکی نداشته باشد، اما به‌عنوان نمادیاز کابل فرهنگی و انسانی، در حافظه‌ی مردم زنده خواهد ماند؛ و همین حافظه، خود شکلی از مقاومت است.


جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر