SANYA NEWS
فرهنگی

دختری برای مکتبی که دیگر وجود ندارد آماده می‌شود

نوشته شده توسط admin در تاریخ 30 قوس 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 62


دختری برای مکتبی که دیگر وجود ندارد آماده می‌شود

نویسنده: کرشمه نظری

او سیزده سال دارد. امسال صنف ششم را با افتخار به پایان رسانده است. در هر کشور عادی، این پایان یک مقطع و آغاز رؤیاهای تازه است؛ شروع دوره متوسطه، هدف‌های نو و امید به آینده. اما برای او، این لحظه بیشتر آغاز تردید بود تا شادی.

با این همه، او تسلیم نشد.

برای آن‌که رؤیاهایش خاموش نشوند و انگیزه‌اش در سکوت گم نشود، با پس‌انداز اندک خانواده‌اش کتاب‌های صنف هفتم را خرید. کتابچه‌های رنگی را با دقت انتخاب کرد، قلم‌ها را آماده ساخت، بکس جدید و لباس نو کنار گذاشت؛ درست مانند میلیون‌ها دانش‌آموز در سراسر جهان که خود را برای سال تعلیمی جدید آماده می‌کنند.

با یک تفاوت بزرگ:

شاید مکتبی برای بازگشت وجود نداشته باشد.

با این حال، او باز هم آماده می‌شود.

بارها اشک‌هایش را فرو می‌برد تا اندوه، او را افسرده نکند. دلتنگی برای مکتب، بارها زمین‌گیرش کرده است؛ اما هر بار اشک‌هایش را پاک می‌کند، کتاب‌هایش را به آغوش می‌کشد و دوباره از جا برمی‌خیزد. کتاب، برای او تنها پناهِ زخم‌هایش شده است؛ چند پاره کاغذ و یک قلم—چیزی که در افغانستان امروز، داشتن و در دست گرفتنش برای یک دختر، جرم شمرده می‌شود.

او بی‌صبرانه منتظر بهار است؛ منتظر آغاز سال تعلیمی، منتظر زنگ مکتبی که شاید هرگز به صدا درنیاید. هر روز در دل خود می‌پرسد:

«شاید امسال جهان اهمیت بدهد؟ شاید کسی برای حق آموزش ما برخیزد؟»

او برای زمستانش برنامه‌ریزی کرده است؛ سه ماه کامل برای خواندن تمام درس‌های صنف هفتم به‌تنهایی. به خودش وعده داده اگر مکاتب باز شوند، آماده‌تر از همه باشد؛ قوی‌تر، مصمم‌تر و پرتلاش‌تر. می‌گوید اگر لازم باشد شب‌ها بیدار می‌ماند، بیشتر می‌خواند و نمرات عالی می‌گیرد.

هدف‌هایش بزرگ‌اند؛ آن‌قدر بزرگ که با سکوت دفن نمی‌شوند.

کتابچه‌هایش را با سلیقه تزئین می‌کند؛ نه از سر سرگرمی، بلکه برای زنده نگه‌داشتن انگیزه‌ای که هر روز زیر فشار بی‌توجهی جهان ضعیف‌تر می‌شود. هر صفحه، نوعی مقاومت است. هر کلمه، نپذیرفتنِ حذف شدن.

اما این فقط داستان یک دختر نیست.

این روایت میلیون‌ها دختر در سراسر افغانستان است؛ دخترانی که کشورشان به زندانی برای آرزوهایشان تبدیل شده است. دخترانی که می‌گویند:

«جهان ما را به سال‌ها زندان محکوم کرده است.»

پنج سال گذشته، اما «جرم» آن‌ها—دختر بودن—هنوز بخشیده نشده است.

در کشوری که مکتب باید جای امن و امید باشد، دختر بودن امروز به معنای محرومیت است؛ محرومیت از آموزش، از فرصت، از آینده. افغانستان به جایی بدل شده که در آن رؤیاها به تعویق می‌افتند و سکوت، جای صنف‌های درسی را می‌گیرد.


پیامدهای این محرومیت ویرانگر است: افزایش ازدواج‌های اجباری، فقر عمیق‌تر، بحران سلامت روان، و حذف سیستماتیک زنان از زندگی عمومی. جامعه‌ای که نیمی از جمعیتش را از آموزش محروم می‌کند، نه‌تنها حقوق بشر را نقض می‌کند، بلکه آینده خود را نیز نابود می‌سازد.

بر اساس گزارش نهادهای بین‌المللی، بیش از ۲.۵ میلیون دختر در افغانستان از آموزش متوسطه محروم‌اند. این موضوع فرهنگی یا داخلی نیست؛ یکی از شدیدترین موارد نقض حقوق زنان در جهان امروز است.

با این حال، واکنش جهانی همچنان به‌طرز خطرناکی ناکافی است.

جامعه جهانی نمی‌تواند از حقوق بشر سخن بگوید و هم‌زمان در برابر چنین بی‌عدالتی آشکار خاموش بماند. سکوت در این‌جا بی‌طرفی نیست؛ همدستی است. هر روز بی‌اقدامی، رؤیای دیگری را خاموش می‌کند. هر تأخیر، نسلی دیگر را قربانی می‌سازد.

جهان باید اقدام کند: با فشار دیپلماتیک پایدار، پاسخ‌گویی هدفمند، و حمایت عملی از برنامه‌های آموزشی جایگزین و آنلاین برای دختران. حمایت از آموزش دختران افغان، کمک خیریه نیست؛ یک مسئولیت اخلاقی و حقوقی است.

این دختران امتیاز ویژه نمی‌خواهند.

آن‌ها فقط حق بنیادی خود را می‌طلبند: حق آموختن.

اگر جهان امروز آن‌ها را تنها بگذارد، تاریخ فردا یک پرسش ساده خواهد داشت:

چرا وقتی می‌توانستید، سکوت را نشکستید؟

تحصیل جرم نیست.

محروم‌کردن از تحصیل، جرم است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر