SANYA NEWS
سیاسی

ذهنیت مأموریت‌طلبی؛ زخم کهن و درد امروز تاجیکان

نوشته شده توسط admin در تاریخ 5 جدی 1404
آخرین بروزرسانی توسط admin در تاریخ 27 حمل 1405

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 155


ذهنیت مأموریت‌طلبی؛ زخم کهن  و درد امروز تاجیکان

نویسنده: مهرزاد عظیمی

خروج از سایه‌ها؛ نبرد برای رهایی ذهنیت تاریخی، در گستره‌ی پهناور تاریخ این سرزمین، از فراز قله‌ای رفیع پامیر تا کرانه‌های آفتاب‌گرفته‌ی هرات، مردمانی زندگی کرده‌اند که تمدن‌ساز بوده‌اند، فرهنگ‌آفرین شده‌اند و بر تارک تاریخ این منطقه، نامی جاودان حک کرده‌اند. تاجیکان، وارثان راستین زبان پارسی، حاملان میراث فرهنگی نیاکان و بخشی جدایی‌ناپذیر از پیکره‌ی تاریخ پرافتخار این جغرافیا هستند. اما چرخ روزگار، گاه سایه‌های سنگینی بر روان جمعی یک ملت می‌افکند؛ سایه‌هایی از تحقیر سیستماتیک، حذف آگاهانه و القای مستمر حس درجه‌دومی. اکنون زمان آن فرا رسیده است تا با نگاهی ژرف به این زخم کهن تاریخی نگریسته شود، ذهنیت ماموریت‌طلبی و پذیرش نقش‌های دست‌دوم.

ماموریت‌طلبی، یکی از ریشه‌دارترین و دردناک‌ترین آسیب‌های روانی-اجتماعی است که در لایه‌های ژرف بخشی از جامعه تاجیک افغانستان نهادینه شده است. این ذهنیت، پذیرش داوطلبانه یا تحمیلیِ نقش‌های فرعی و اجرایی در ساختار قدرت است، در حالی که سهم واقعی از مراکز تصمیم‌گیری و رهبری انکار می‌شود.

این پدیده، زاده‌ی سال‌ها تحقیر سیستماتیک، حذف هدفمند از کانون‌های قدرت سیاسی و نظامی، محرومیت از فرآیندهای انکشاف ملی، و القای مستمر برتری‌طلبی قومی از سوی ساختارهای حاکمیت‌های متوالی بوده است. در چنین فضایی، نسلی بالیده و نسلی دیگر پرورده شده که ناخودآگاه باور کرده است وظیفه‌ی تاریخی‌اش تنها "همکاری"، "اجرا" و "حاشیه‌نشینی" است، نه "تصمیم‌سازی"، "رهبری" و "طرح‌ریزی آینده"ی سرزمینی که سهمی عظیم در ساخت تمدنی آن داشته است.

ریشه‌های تاریخی این فرودستی درونی‌شده:

· حذف حساب‌شده از مراکز حساس سیاسی، امنیتی و نظامی در ادوار مختلف تاریخ معاصر، از دهه‌های پیشین تا دوران حاضر.

· ترویج روایت‌های تحقیرآمیز و کلیشه‌سازی‌های مسموم در نهادهای رسمی و رسانه‌های فراگیر، که تاجیک را تنها در قامت "کارگزار خوب" یا "عنصری فرمانبردار" تصویر می‌کند.

· دستکاری در هویت تاریخی و میراث فرهنگی غنی تاجیکان، به منظور تضعیف غرور جمعی و حس تعلق به تاریخی پرصلابت.

· فقدان نهادهای فکری، آموزشی و رسانه‌ای مستقل و توانمند که بتوانند تصویری اصیل، توانمند و پیشرو از "خودِ جمعی" تاجیکان بازسازی کنند.

پیامدهای ویرانگر این ذهنیت:

· یأس و بی‌باوری نسبت به توانایی رهبری و ابتکار عمل مستقل.

· حمایت و دفاع از چهره‌هایی که در بهترین حالت، نقش دست‌دوم و میانی را ایفا می‌کنند، حتی اگر عملکردشان در تعارض با منافع کلان جامعه باشد.

· توجیه فلسفی و سیاسی "عدم حضور در قدرت" به جای چالش کشیدن این محرومیت.

· بروز نوعی نفرت درونی و خودتخریبی نسبت به هر جریان یا شخصیتی که پرچم رهبری مستقل و هویت‌محور را برافرازد.

راه برون‌رفت: نبرد برای بازسازی روان جمعی

· بازآفرینی هویت: بازسازی روان جمعی تاجیکان از مجرای آموزش آگاهی‌بخش، فرهنگ‌سازی خلاق و تولید رسانه‌ای قدرتمند و تأثیرگذار.

· پرورش رهبری فکری: ایجاد و تقویت کانون‌های مستقل فکری و علمی که بتوانند زبان، تاریخ، حقوق سیاسی و جایگاه تمدنی تاجیکان را بازخوانی، بازتعریف و بازتاب دهند.

· دگرگونی ذهنیت: شکستن قفل ذهنیت مأموریت‌طلبی و جایگزینی آن با "ذهنیت مشارکت تأثیرگذار" و "خودباوری رهبری‌کننده".

· اتحاد حول آرمان: تقویت خودباوری، انسجام درونی و هدف‌محوری حول آرمان‌های عالی و منافع ملی مشروع.

تا زمانی که این ذهنیت تاریخی دگرگون نشود، حضور فیزیکی تاجیکان در هر ساختار قدرت، تنها مهر تأییدی بر رهبری و حق حاکمیت انحصاری دیگران خواهد بود. این چرخه باید شکسته شود. زمان آن فرا رسیده است که وارثان فردوسی و رودکی، از سایه‌های تاریخ بیرون آمده و جایگاه حقیقی خویش را در تعیین سرنوشت این سرزمین، با عزت و آگاهی طلب کنند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر