SANYA NEWS
سیاسی

پنج سال پس از سقوط جمهوری؛ مخالفان طالبان در دام شعار و هشدار

نوشته شده توسط admin در تاریخ 9 جدی 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 120


پنج سال پس از سقوط جمهوری؛ مخالفان طالبان در دام شعار و هشدار

نویسنده: مهرزاد عظیمی

با گذشت نزدیک به پنج سال از تغییر حکومت در افغانستان، فضای سیاسی کشور شاهد موضع‌گیری‌ها و اعلان‌های مختلف از سوی شخصیت‌ها و جریان‌های مرتبط با نظام پیشین است. متن حاضر با نگاهی انتقادی به عملکرد و گفتمان این چهره‌ها می‌پردازد و بر این باور است که آنان بدون تغییر رویکرد و عملِ واقعی، نمی‌توانند ادعاهای گذشته را احیا کرده یا نقشی مؤثر در آینده افغانستان ایفا کنند. این نوشتار، شعارزدگی، فرصت‌طلبی و فاصله گرفتن از مردم را از آفات اصلی این جریان‌ها می‌داند.

تقریباً پنج سال از سقوط جمهوری می‌گذرد، اما مخالفان طالبان عمدتاً در حد شعار، هشدارهای مقطعی و انتشار اعلامیه محدود مانده‌اند. در تازه‌ترین نشست مجازی به مناسبت ترور ژنرال سریع، مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش، بار دیگر هشدار داد که: «اگر گروه تروریستی طالبان روی میز مذاکره ننشینند، مجبور به زانو زدن نزد ما خواهند شد.»

اما به نظر می‌رسد آقای دوستم و امثال او فراموش کرده‌اند که اعتبار و اقتدار نظامی‌شان زمانی خدشه‌دار شد که طالبان به خانه‌شان وارد شدند و آنان راه فرار در پیش گرفتند. موقعیت و احترام واقعی نه در القاب، که در ایستادگی و مسئولیت‌پذیری در برابر مردم معنا می‌یابد.

اگر چهره‌های سیاسی پیشین، از جمله آقایان دوستم، ربانی، قانونی، احمدضیا، سیاف، خلیلی، محقق، عطامحمد نور، صالح، اسماعیل خان و دیگران، کمترین حرمت نفس و شرمندگی داشتند، پیش از آنکه پای بر خاک میهن نگذارند و عرصه‌ای ملموس برای مردم خود نگشایند، نه سخنی می‌گفتند و نه هشداری می‌دادند. زیرا طالبان مانند حکومت‌های گذشته نیستند که در برابر هیاهو و شعار، امتیاز و پست ارائه کنند.

این گروه کماکان در ذهنیت دوره جمهوری سابق به سر می‌برند؛ زمانی که با ایجاد اختلال در مناطق تحت نفوذ خود، از دولت مرکزی امتیاز می‌گرفتند. آنان هنوز درنیافته‌اند که امروز، هم طالبان، هم جامعه جهانی و هم مردم افغانستان تا حدود زیادی به ماهیت آنان پی برده‌اند و دیگر فریب شعارها و هشدارهای توخالی را نخواهند خورد. روایت آنان به داستان "چوپان دروغگو" شبیه شده است: پیوسته وعده مقابله می‌دهند، اما در عمل اقدامی نمی‌بینیم. تا زمانی که از امکانات و سرمایه‌های خود – که به باور بسیاری از خون ملت افغانستان به دست آمده – هزینه نکنند، وارد عرصه عملی نشوند، جغرافیای روشنی برای فعالیت ایجاد نکنند و اعتماد ازدست‌رفته را بازنیابند، هیچ نهاد یا کشوری روی آنان حساب باز نخواهد کرد.

این جریان‌ها در پنج سال گذشته، یا با سکوت مصلحت‌آمیز خود و ترس از مصادره اموال، فرصت‌ها را از دست دادند، یا با شعارهای پوچ و هیاهوی رسانه‌ای، همچون دوره بیست‌ساله گذشته، به فخر فروشی ادامه دادند. آنان چنان خود را "ناجی" قلمداد می‌کردند که برخی گمان می‌بردند بدون حضور آنان، کاری پیش نمی‌رود. اما تجربه نشان داد که در لحظه حقیقی آزمون، پیش از بسیاری فرار کردند و نتوانستند کوچکترین اقدام مؤثری در دفاع از مردم یا خود انجام دهند. اکنون نیز گویی در انتظارند تا دیگران قربانی دهند و آنان برای عکس‌های یادگاری به "میدان" بیایند. این رویا محال و دور از واقعیت است.

جالب آنکه این چهره‌ها هنوز خود را در نقش وزیر، رهبر و رئیس می‌بینند و انتظار تمجید و ستایش دارند، غافل از اینکه این نگاه نه‌تنها غیرعلمی و غیراخلاقی است، بلکه با واقعیت کنونی افغانستان و خاطره فرارشان در تناقض کامل قرار دارد.

راه برون‌رفت آنان تنها در این است: دوری از جهل و ادعاهای واهی، کنار گذاشتن خودخواهی و فرصت‌طلبی، ورود به عرصه عمل با هزینه‌کرد دارایی‌های خود، و پیشگامی واقعی در مسیر تغییر. در غیر این صورت، نه تنها تأثیری در آینده افغانستان نخواهند داشت، بلکه حتی جایگاهی در خاطره تاریخی این سرزمین نیز به دست نخواهند آورد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر