SANYA NEWS
سیاسی

ابتذال اخلاقی و تهی‌باره‌گی درونی

نوشته شده توسط admin در تاریخ 11 جدی 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 112


ابتذال اخلاقی و تهی‌باره‌گی درونی

نویسنده: مبین شیرزاد

من حصه‌ای از گفت‌وگوی آقای اکرام اندیشمند را بنابر تقاضا و مطالبه‌ی دوستان پیرامون واژه «افغان» و سویه‌‌ی تاریخی و حقوقی و فرهنگی آن، در صفحه‌ام نشر کردم با موجی از فحاشی‌گری، هتاکی‌‌گری و بی‌حرمتی به‌نشانی ایشان مواجهه شدم. دست‌کم در حدو ۵۰ نظر «کامنت» را حذف کردم.

اکثریت اصحاب مدعی آگاهی، اندیشه‌ورزی و کثرت‌خواهی، مدارا و پلورالیته و باورمند به‌چندگانه‌گی فکری و فرهنگی و دینی بودند. از یک‌سو برایم مایه‌ی تعجب‌آوری بود و از سوی دیگر مایه‌ی نومیدی. 

هرازگاهی سخن از چندگرایی و کثرت‌گرایی و اندیشی پیش می‌کشد، ذهنم به‌سوی این گزاره می‌رود که ما هنوز ذهنیت و فکر مان در گرو نگاهی حذف‌گرایانه و قطعیت‌نگرانه گیر است. به‌آن بلوغ پذیرش تفاوت‌‌اندیشی و تنوع‌پذیری به‌طور مسالمت‌آمیز نرسیده‌ایم. این کاری یک‌شبه نیست. کار مستمر فکری، فرهنگی-تمرینی می‌خواهد. ما هنوز در ظاهر ارزشهای مدرن و پست‌مدرن گلاویزه‌ایم، نه در عمق و درون آنها.

فضای مسلط بر فکر و چتر فرهنگی ما هنوز فضای ابتذال و تهی‌باره‌گی از اخلاقیات و شیوه‌های مسالمت‌آمیز و مدنی است. اکثر ما از درون تهی‌باره از آنچه در ظاهر و شعار یدک می‌کشیم هستیم. فرهنگ نقد و پذیریش تفاوت‌ها را به لحاظ درونی جای‌گزین، دشنام و هتاکی برای بیان دیدگاه و رأی ما نکرده‌ایم. درون فکر ما بیش‌تر نماینده‌ی ابتذال‌فکری است تا اتصال فکری. 

می‌باید مخلصانه بپذیریم‌که از چارچوب‌های کلیشه‌ای-سنتی  و از بستر نفرت‌پراکنی، هتاکی‌گری به‌فضای مدرن-پست‌مدرن و گفت‌وگو و نقدسالم و اخلاقی و ابراز شیوه‌ی مسالمت‌آمیز عبور نکرده‌ایم. ما از بیرون غنی و آراییده شدیم؛ اما از درون تهی‌باره و خالی‌ایم.

موضع‌ام پیرامون مباحث هویتی و افغان‌‌‌بودن/نبودن کاملن بدیهی است. این گزاره را؛ ناشی از واکنش‌های غیراخلاقی و بی‌ادبانه‌ی برخی از دوستان نوشتم. دال بر هیچ‌گونه تبرئه و عقب‌نشینی از موضع «من افغان نیستم» نیست. 

گذار از تب‌وتاب دشنام‌زدگی و فرهنگ فحاشی بسوی جامعه عاری از خشونت کلامی و گفتاری مستلزم کار فکری و ذهنی و فرهنگی و روشن‌گری درازمدت و میان‌مدت است. از همه اول جامعه‌ای نخبه و الیت هم‌کنشی و پیوستکی اجتماعی و فکری می‌باید در یک چارچوب گفت‌وگو و مدنی فراهم کند و از هم‌پاشی و چندپارگی بسوی انسجام‌بخشی ذهنی و فکری نایل‌آید. در پیوستار آن پارادایم و الگوی‌ای متناسب به‌حال و شرایط جامعه مبتنی‌بر معرفت‌شناختی-روش‌شناختی علمی شکل‌دهد. تا نظرات و موضع‌گیری‌های روش‌مند-چارچوب‌‌مند  و اخلاقی‌تر در شرف در نظرداشت تفاوت‌های فکری و ذهنی در بیایید. 

پ.ن: این‌که آدرس صفحه‌ای من به جناب Mohammad Ekram Andishmandبی‌حرمتی و دشنام از سوی برخی رواداشته‌شده و تا پیمانه‌ی زیادی بحث پس از پست و گزاره من در شبکه‌های اجتماعی بالاگرفت و منبعث‌شد، هرچند من قصد-مرامی؛ منهای مجاب به‌مطالبه دوستان نداشته‌ام. جای تأسف دارد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر