SANYA NEWS
فرهنگی

نامهٔ فرزند برای مادر

نوشته شده توسط admin در تاریخ 30 جدی 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 86


نامهٔ فرزند برای مادر

نویسنده: میرا جان امیری

ترس آباد ۱۳۸۳/۱۰/۱۸

سلام مومه‌جان،

امیدوارم تنت سالم و چشمانت همیشه پرنور باشد. می‌دانم این روزها بسیار نگران من استی و هر لحظه چشم‌ به‌راه بازگشت من به آغوش خانواده‌ای. نگران نباش مومه‌جان؛ من با دستان پُر بازمی‌گردم و دوباره خنده را بر لبانت و شادابی را در چهرهٔ مبارکت زنده می‌کنم.

مومه‌جان، بیش از این نمی‌نویسم. از همین راه دور، دستان مبارکت را می‌بوسم. قدر روزگار شیرین آغوش تو را در این دره‌های سرد و در این مُلکِ بیگانه بیشتر می‌فهمم و تصویر چهرهٔ مهربانت لحظه‌ای از پیش چشمانم دور نمی‌شود.

این نامه را نوشتم تا بدانی من خوبم. دو روز دیگر عازم سفر به‌سوی خاک ترکیه هستیم. اکنون در منطقهٔ مرزی ایران و ترکیه، جایی به نام «ترس‌آباد» قرار داریم. شاید نامش تو را نگران کند، اما مومه‌جان، دل‌نگران نباش؛ مردمان خوبی دارد و به‌خوبی از ما پذیرایی می‌کنند. اگر به خیر به مقصد رسیدم، برایت نامه‌های بیشتری خواهم فرستاد.


مومه‌جان، باز هم از این راه دور، از میان این همه جغرافیای دوردست و کوهستانی، دستان مبارکت را می‌بوسم. در حفظ و امان الله متعال باشی. این نامه را به دست فرید می‌سپارم که به افغانستان بازمی‌گردد. و یادم نرود بگویم که هنوز بوی عطر نانک‌های تنوری تو در مشامم هست و دانسته‌ام هیچ‌کس چون تو عاشقِ پسرش نیست.

مواظب خودت باش مومه‌جانم.

بدرود، تا رسیدن به مقصد…

نامه رسید؛ اما سال‌هاست که از فرهاد خبری نیست. دیگر پیغامی از او نیامد و مادر، با همان نامه، داغدار و پُرحسرت نشسته و هنوز چشم‌به‌راه آمدنش است.


جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر