SANYA NEWS
فرهنگی

یاد داشت روز

نوشته شده توسط admin در تاریخ 3 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 75


یاد داشت روز

نویسنده: دریا نشاط

آری! چهار دیواریِ بلندی بودنه برای محافظت بلکه برای فراموش شدن.

دیوارهایی که آن‌قدر قد کشیده بودند که فقط می‌شدازپشت‌شان

آواز شر سر دریا را شنیدصدایی که بیشتر شبیه تمسخر بود

تا امید. آن فقط صدا بود ولی سکوت میکردم آرام می نشستم 

 موج های زیبا آبی و هوا گواراه مرا با خود می‌برد و گاهی هم 

آن‌قدر به آسمان خیره می‌شدم

که چشم‌هایم درد می‌گرفت اما وقتی نگاهم به دیوارها برمی‌گشت می‌فهمیدم که واقعا مدت هایست آسمان برای من نیست.

دیوارها هر روز بلندتر می‌شدند و من هر روز کم‌جان‌تر میشدم 

با خودم خیال می‌کردم اگر پله‌ای وجود داشتاگر حتی

یک ترکِ کوچک شاید می‌شد

به آسمان نزدیک شد…

اما اینجا هیچ چیز برای نزدیک شدن ساخته نشده بود.

زیبایی‌اش هم بی‌رحم بود،

سکوتش خفه‌کننده.

روزها به رنگ  خاکی دیوارها

خیره می‌ماندم انگار نگاه کردن

تنها کاری بود که هنوز از من

دریغ نشده بود. شب‌ها ستاره‌ها را می‌شمردم که لحظه ها زوتر بگذرد  و رنگ آبی آسمان برگردد نه از سرِ رویا  بلکه برای اینکه

فراموش نکنم زمان می‌گذرد و من همچنان اینجا گیر کرده‌ام.

سؤال‌ها

در ذهنم پوسیدند اگر این نبود…چنان میشد پر از اما و اگر ها  هیچ‌وقت دیوار نشکستند. من ماندم و ذهنی

پر از سؤال‌های بی‌مصرف سؤال‌هایی که نه نجات می‌دهند

نه آرام. جای عجیبی‌ست…

جایی که آدم کم‌کم به زندانی بودنش عادت می‌کند. این دیوارها چگونه ساخته شدند؟

یا شاید از اول برای من

ساخته شده بودند…

آیا می‌شود

دوباره

نور خورشید را بیرون از این گودال روی صورتم حس کنم؟

سؤالی که

هر بار پرسیدمش سنگین‌تر شدم. آیا می‌شود یک‌بار دیگر

میان دریای آبی

زیر آفتاب سوزان

شناور شد؟

نه…

بعضی تصویرها فقط برای حسرت‌اند. مگر می‌شودتا ابد

اینجا ماند؟

بله…

می‌شود. وقتی کسی صدایت را

نمی‌شنود.

در پسِ این دیوارها هیچ‌کسی نیست.

نه گوش

نه دست

نه نگاه

من فریاد زدم اما صدا پیش از رسیدن خفه شد 

کمک…

کمک…

نه برای نجات فقط برای اینکه

کسی بداند من اینجا گم شدم.

#یاداشت_روز

1402/11/29


جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر