SANYA NEWS
سیاسی

زوالِ سیاسی و تکرارِ کارنامه‌ی ننگینِ رهبرانِ تاجیک‌تبار؛ پسا استاد ربانی و مسعود

نوشته شده توسط admin در تاریخ 5 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 261


زوالِ سیاسی و تکرارِ کارنامه‌ی ننگینِ رهبرانِ تاجیک‌تبار؛ پسا استاد ربانی و مسعود

نویسنده: معین اسلام‌پور

بخش دوم

باتوجه به آجندای بن (2001)، موجودیتِ سه چهره‌ی قدرت‌مندی‌که به‌نیابت از رییس‌جمهور پیشین، استاد ربانی درکنفرانس بن شرکت نموده‌اند باوجودی معامله‌ی ننگین آنان و نارضایتی ریس‌جمهور، با آن‌هم به‌جز ریاست‌جمهوری، تاجیک‌ها به‌تناسبِ پشتون‌ها و سایر اقوام دیگر از سهم و نقشِ برجسته‌ی در ساختار دولتی بن و پسا بن برخوردار بوده‌اند. حتا در پیوند به این مهم برخی نهادها، سازمان‌ها نسبت به‌فیصله‌ی بن واکنش تندِ نشان داده‌اند، عملاً تاجیکان را به‌فزون‌خواهی و سهم بیش‌تر در قدرت متهم کرده‌اند.

شماری دیگر بادرنظرداشتِ حضور قدرت‌مند نظامی تاجیکان، سقوطِ کابل را به‌دست نیروهایی مقاومت، و سهم بیش‌تر در قدرت آنان را تعبیر از "سهم شیر در شکار" داشته‌اند. به اساسِ روایتِ کتاب "دولت شبکه‌ای" اثر داکتر تیمور شاران، از جمع سی پستِ کلیدی بیش از هفده پستِ مهم و محوری متعلق به‌نیروهایی مقاومت، موسم به اتحاد شمال بود که پست‌ها وزارت‌های کلیدی همانند، ریاست امنیتی ملی، وزارت خارجه ، وزارت دفاع، مشمول معاونیت اول ریاست‌جمهوری، و ... انصافاً به‌لحاظِ ترکیبِ قومی، تاجیکان بیش‌ترین سهم را به‌تناسب اقوام دیگر در قدرت داشتند.

هم‌چنان در نهادهای امنیتی پست‌های کلیدی، ریاست‌های عمومی، قوماندانیت‌ها (امنیت ملی، دفاع و داخله)، نیز بیش‌ترین سهم را داشته‌اند. این وضع تا سال 2004 بدون کم و کاست تداوم یافت. به اساسِ محاسبه‌ی کتاب" دولت شبکه‌ای"، 52% سهم تاجیکان در قدرت تخمین زده است که این آمار قرین به‌حقیقت است.

اما پرسش اساسی اینست با این همه اقتدار و سهیم در قدرتِ سیاسی، چه‌طور یک‌باره تاجیک‌ها از عرش به‌فرش اُفت نموده‌اند، برای همیشه نه‌تنها از صحنه‌های سیاسی حذف شده‌اند؛ بل به‌گونه‌ای وحشت‌ناکی اسیر، مهاجر و آواره شده‌اند؛ چه عواملِ موجب این اُفت و شکستِ تاریخی شد؟!

ممکن شماری زیادی عواملِ شکستِ تاجیک‌ها را به‌معامله‌ی دوحه، هژمونیکِ قومی و... نسبت دهند؛ درسته است اتاق فکری فاشیزم و برخی عواملِ بیرونی همانندِ معامله‌ی دوحه، تخریب لابی‌گران غربی به‌سان خلیل‌زاد و... در براندازی و حذفِ ما نقشِ موثری داشته‌اند؛ اما سهم و نقشِ تدابیر پیش‌گیرانه و اقداماتِ تدافعی رهبرانِ ما در برابر آجندای براندزانه، مسخِ هویت و تاریخ ما چه بود؟! به‌باور نگارنده چند عامل کلی- محوری سببِ زوال سیاسی تاجیکان شده است:

یک- نبودِ یک‌رهبرکاریزما و با تدبیر سیاسی، دو- نبودِ راهبردِ درازمدت و اقداماتِ پیش‌گیرانه‌ی- تدافعی، سه- عدمِ انسجام و هماهنگی رهبرانِ سیاسی و رهبری یک‌دست، چهار- اختلافاتِ درون هویتی، پنچ- انحصارگرایی- فزون‌خواهی حلقه‌ای خاص‌تباری، شش-عدمِ فهم و شمّ دانشِ سیاسی- رهبران تاجیک‌تبار. هم‌چنان برخی عوامل پیدا و پنهان دیگر برای به‌حاشیه رفتن تاجیکان نقشِ موثری داشته است.

در فرجام تاجیک‌ها به‌تناسبِ دشمنانِ هویت و تاریخ‌شان در نتیجه‌ی نا کارآمدی، ضعف و ناتوانی رهبرانِ پوشالی خویش، از خود بیگانگی، نبود برنامه و راهبردِ تدافعی دراز مدت، نبودِ رهبری یک‌دست، ایجادِ جزایر قدرت جداگانه، هم‌سویی برخی از حلقاتِ درونی با فاشیزم، ذهنیت‌های ماموریتی، دستیار دست چپ بودن شماری از رهبران برای فاشیزم و برخی عوامل دیگر سبب زوال و سقوطِ تاجیکان شده است.

ادامه دارد

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر