SANYA NEWS
سیاسی

طالبان و مهندسی افکار عمومی

نوشته شده توسط admin در تاریخ 16 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 187


طالبان و مهندسی افکار عمومی

نویسنده: حامیه نادری 

سقوط کابل در اگست ۲۰۲۱ تنها یک رویداد میدانی نبود، نقطه اوج یک استراتژی پیچیده و چندلایه رسانه‌ای به شمار می‌رفت که از سال‌ها پیش در اتاق‌های فکر سایبری این گروه طراحی و به‌تدریج اجرا شده بود. 

طالبان که در دهه ۹۰ میلادی حتا عکس‌برداری و فیلم برداری را معصیت می‌پنداشتند، در دهه دوم قرن بیست و یکم به این درک راهبردی رسیدند که در دنیای مدرن، هر که روایت برتر را داشته باشد، پیروز میدان است.

اعتراف اخیر قاری سعید خوستی رییس ثبت و اسناد آثار جهادی طالبان، مبنی بر ضعف رسانه‌ای در برابر جبهه مخالف، در واقع نه یک اعلام شکست، بلکه یک فراخوان عملیاتی برای بازسازی «

ماشین پروپاگاندا است. آن‌ها به‌خوبی می‌دانند که پیروزی بدون مشروعیت اجتماعی و بین‌المللی، بنایی لرزان است و این مشروعیت تنها از مجرای رسانه‌ها می‌گذرد.

سرمایه‌گذاری سنگینی که قاری سعیدخوستی و دیگران بر آن تاکید دارند، نشان‌دهنده گذار طالبان از پروپاگاندای واکنشی به مهندسی پیش‌دستانه است. 

این گروه اکنون با راه‌اندازی شبکه‌های تلویزیونی محلی، وب‌سایت‌های چندزبانه و استخدام ارتش بزرگ از تولیدکنندگان محتوا، سعی دارد روایتی تحت عنوان افغانستانِ باثبات را به خورد جهانیان بدهد. 

این روایت بر چند ستون اصلی استوار است: پایان فساد اداری، امنیت سراسری و خودکفایی اقتصادی. اما تکنیک اصلی آن‌ها در این مسیر، استفاده از نیمه‌حقیقت‌ها است؛ آن‌ها امنیت فیزیکی (عدم وقوع جنگ جبهه‌ای) را پررنگ می‌کنند تا امنیت روانی و حقوق بنیادین سلب‌شده را در حاشیه قرار دهند.

بخش تاریک و پیچیده‌تر این مهندسی، در لایه‌های پنهان شبکه‌های اجتماعی نظیر X و فیس‌بوک رخ می‌دهد. بر اساس پژوهش‌های فنی بر روی داده‌های کلان، طالبان از تکنیکی موسوم به «آستروترفینگ» استفاده می‌کنند؛ یعنی ایجاد حرکت‌های ساختگی مردمی که در ظاهر خودجوش به نظر می‌رسند اما از یک مرکز هدایت می‌شوند. 

ایجاد هزاران حساب کاربری با نام‌های مستعار زنانه، دقیق‌ترین بخش این پازل است. این اکانت‌ها وظیفه دارند تا با ادبیاتی مذهبی و سنتی، محدودیت‌های اعمال شده بر زنان را خواستِ خودِ زنان افغانستانی جلوه دهند. آن‌ها با انتشار تصاویر گزینشی از مدارس دینی دخترانه یا بازارهای شلوغ، سعی دارند این پیام را به جامعه جهانی مخابره کنند که مطالبات فعالان حقوق بشر در خارج از مرزها، با واقعیتِ زندگی زنان در داخل افغانستان متفاوت است. این «جعل هویت جنسیتی» در فضای مجازی، نه تنها تلاشی برای مشروعیت‌بخشی داخلی، بلکه ابزاری برای ترور شخصیت مخالفان زن در فضای آنلاین است.

در سطح بین‌المللی نیز، استراتژی رسانه‌ای طالبان بر بهره‌برداری از خستگی خاورمیانه‌ای غرب متمرکز است. آن‌ها با دعوت از یوتیوبرهای خارجی و فراهم کردن سفرهای هدایت‌شده برای آن‌ها، تصویری اگزوتیک و توریستی از افغانستان می‌سازند. این اینفلوئنسرها، که اغلب دانش سیاسی عمیقی از پیچیدگی‌های افغانستان ندارند، با دیدن امنیت ظاهری، ناخواسته به بازوی تبلیغاتی رژیمی تبدیل می‌شوند که میلیون‌ها دختر و زن را از حق تحصیل  و کار محروم کرده است. این نوع مهندسی افکار عمومی، واقعیت عینی را فدای تصویر بصری می‌کند. به قول «دیوید کیل‌کولن»، استراتژیست مشهور، طالبان یاد گرفته‌اند که چگونه در فضای خلأ اطلاعاتی، روایت خود را به تنها روایت موجود تبدیل کنند.

با این حال، تضاد بنیادین این ماشین پروپاگاندا در برخورد با واقعیت‌های اقتصادی آشکار می‌شود. مهندسی افکار عمومی می‌تواند برای مدتی ذهن‌ها را منحرف کند، اما نمی‌تواند سفره‌های خالی را پر کند. 

اعتراف به ضعف رسانه‌ای در برابر مخالفان، ناشی از این ترس است که روایت‌های مستندِ فقر، شکنجه و تبعید که توسط رسانه‌های آزاد و شهروند-خبرنگاران منتشر می‌شود، نهایتاً پوسته ضخیم تبلیغات دولتی را بشکافد. سرمایه‌گذاری روی رسانه‌های حامی، در واقع تلاشی برای ایجاد یک «حصار فرکانسی» پیرامون افغانستان است تا صدای اعتراضات داخلی به گوش جهانیان نرسد و بالعکس.

در نهایت، جنگ رسانه‌ای طالبان یک نبرد نامتقارن است. در یک سو، رژیمی با منابع مالی دولتی و ابزارهای سرکوب قرار دارد که به دنبال یک‌دست‌سازی افکار عمومی است، و در سوی دیگر، جامعه مدنی متکثر و رسانه‌هایی که با وجود فقر منابع، بر حقیقت‌پژوهی پافشاری می‌کنند. آنچه سعیدخوستی و همفکرانش به دنبال آن هستند، تبدیل رسانه به یک اسلحه دفاعی برای حفظ قدرت است. 

اما تاریخ نشان داده است که مهندسی افکار عمومی تنها زمانی پایدار می‌ماند که با رضایت عمومی همراه باشد؛ گمشده‌ای که هیچ ارتش سایبری و هیچ اکانت جعلی‌ای قادر به تولید آن نخواهد بود. شکست یا پیروزی در این جنگ، نه در تعداد لایک‌های توییتر، بلکه در میزان انطباق روایت‌ها با واقعیتِ تلخِ خیابان‌های کابل و هرات تعیین خواهد شد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر