SANYA NEWS
اجتماعی

نوریه؛ روایتی از نان، ترس و تحقیر

نوشته شده توسط admin در تاریخ 18 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 35


نوریه؛ روایتی از نان، ترس و تحقیر

نویسنده: کیومرث دانش‌آبادی 

به چهره نگران این دختر که خیره می‌شوم، انگار تاریخ یک سرزمین در نگاه لرزان او جمع شده است. صدایش می‌کوشد محکم باشد، اما می‌لرزد. رنگ از صورتش پریده و چشم‌هایش چیزی را فریاد می‌زنند که زبانش از گفت آن می‌ترسد. در برابرش مردی ایستاده که با لحنی خشن می‌پرسد: «پسر هستی یا دختر؟» پرسشی که تحقیر را به گلوی او فرو می‌کند. گویی هویت، جرم است و نان‌آوری، گناه.

نوریه، تصویر و ترجمان هزاران زن و دختری‌ست که پس از بازگشت طالبان به قدرت، میان گرسنگی و تحقیر، یکی را باید انتخاب می‌کردند. طالبان با بستن مکتب‌ها و دانشگاه‌ها، با خانه‌نشین کردن کارمندان زن، با تعطیل کردن سالون‌های آرایش و منع کار در نهادهای خصوصی، راه نفس کشیدن را تنگ کردند. جامعه‌ای که زنانش را از کار، آموزش و حضور در کوچه و بازار محروم کند، آینده‌اش را به تاریکی می‌سپارد. این سیاست‌ها تصادفی نبود؛ زنجیره‌ای از محدودیت‌ها بود که زندگی را برای زنان به قفسی بی‌پنجره بدل کرد. 

نوریه سه سال در یک هوتل کار کرد؛ هفت هزار افغانی، بعد ده هزار افغانی. رقمی ناچیز در برابر بار سنگین سرپرستی خانواده. او لباس مردانه پوشید تا بتواند نان بیاورد. این تغییر لباس، فریاد خاموش مقاومت بود. وقتی ساختار حاکم زن بودن را مانع می‌سازد، انسان برای بقا به هر شکل ممکن می‌ایستد. دخترانی که پسرانه‌پوش شدند، آینه‌ای از خشونتی هستند که بر آنان تحمیل شد. همان‌گونه که سال‌ها پیش «اسامه» در فیلم صدیق برمک نماد یک تراژدی ملی شد، امروز نوریه نسخه زنده همان روایت است؛ روایتی که هنوز پایان نیافته.

طالبان با بازداشت و گرفتن اعتراف اجباری، تلاش می‌کنند چهره‌ای از اقتدار بسازند، اما آنچه دیده می‌شود، هراس است؛ هراس از زنی که می‌خواهد کار کند. بازجویی از معاش و محل کار، نه برای اجرای عدالت، برای تثبیت کنترولی است که بر جسم و جان زنان گسترده‌اند. این برخوردها نشان می‌دهد که استبداد، پیش از آن‌که به اسلحه تکیه کند، به تحقیر متوسل می‌شود.

در این میان، کسانی نیز هستند که از طالبان دفاع می‌کنند؛ با واژه‌های آراسته، با توجیه‌های سیاسی با برچسب زدن به هر صدای منتقد. تماشای این ویدیو باید وجدان را بلرزاند. دختری که برای محافظت از خواهرانش کار کرده، اکنون در برابر دوربین مجبور به اعتراف است. اگر فردا آسیبی بر او وارد شود، اگر جانش گرفته شود یا کرامتش لگدمال گردد، آیا مدافعان این حاکمیت می‌توانند خود را بی‌مسوولیت بدانند؟ سکوت در برابر ظلم، بی‌طرفی نیست، ایستادن در سایه ستمگر است.

آنچه بر نوریه رفت، داستان یک فرد نیست؛ نشانه فرسایش یک ملت است. وقتی زنان از جامعه حذف می‌شوند، فقر عمیق‌تر می‌شود، خشونت عادی می‌گردد و امید رنگ می‌بازد. طالبان با سیاست‌های خود، نان را از سفره‌ها گرفتند و عزت را از دل‌ها. نتیجه، نسلی است که میان ترس و گرسنگی رشد می‌کند.

نگاه نوریه، پرسشی بی‌پاسخ را پیش روی ما می‌گذارد: تا کجا می‌توان درد را دید و خاموش ماند؟ او تلاش می‌کند شجاع به نظر برسد، اما لرزش صدایش حقیقت را عیان می‌کند. این لرزش، لرزش جامعه‌ای است که زیر سایه استبداد نفس می‌کشد. اگر این تصویر ما را تکان ندهد، چه چیزی خواهد داد؟

تراژدی نوریه، تراژدی سرزمینی است که دخترانش برای زنده ماندن باید خود را پنهان کنند. و سرانجام، تاریخ درباره همه ما داوری خواهد کرد؛ درباره آنان که سرکوب کردند، آنان که توجیه آوردند و نیز درباره آنان که ایستادند و روایت کردند. امروز، صدای نوریه لرزان است، اما حقیقتی که در آن نهفته، از هر فریادی رساتر است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر