SANYA NEWS
سیاسی

از سیرا مایسترا تا کوه‌های هندوکش؛ ندای انقلاب و پیوند رهایی‌بخش

نوشته شده توسط admin در تاریخ 23 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 61


از سیرا مایسترا تا کوه‌های هندوکش؛ ندای انقلاب و پیوند رهایی‌بخش

نویسنده: مهرزاد عظیمی

در تاریک‌ترین شب‌های تاریخ، هنگامی که زنجیرهای ستم بر دست و پای ملتی نواخته می‌شود، آتش آزادی از جرقه‌ای کوچک زاده می‌گردد. از دل کوه‌های سیرا مایسترا تا قله سرافراز هندوکش، فریاد رهایی بشریت در تار و پود زمان طنین انداز است. امروز، افغانستان در محنت‌بارترین ساعت خود ایستاده است؛ مردان و زنانش در زیر چکمه‌های استبداد، اما با قلبی آکنده از امید به طلوع آزادی.

انقلاب، خیزشی نیست که تنها به یک سرزمین تعلق داشته باشد؛ خون‌باری است که در رگ‌های تاریخ جاریست، از آمریکای لاتین تا قلب آسیا. نامه‌ی وداع یک انقلابی افسانه‌ای، چه‌گوارا، امروز تنها یادگار گذشته نیست، بلکه مشعلی است که راه آینده را روشن می‌سازد. او از پیوندی ناگسستنی سخن گفت، پیوندی که مرزهای جغرافیا را در می‌نوردد و آرمان آزادی را به کرانه‌های دوردست می‌برد.

اینک، نوبت افغانستان است. نوبت مردمی است که با وجود همه‌ی رنج‌ها، روح مقاومت را در سینه زنده نگه داشته‌اند. این مقدمه، ندایی است به همه‌ی آزاداندیشان جهان: بیایید تا هم‌صدا با مردم افغانستان، حماسه‌ی نوین رهایی را بنویسیم. تاریخ بار دیگر در حال تکرار است، اما این بار با شعاری که از اعماق جان برمی‌خیزد: پیروزی یا مرگ!

آزادی هرگز به اراده‌ی مستبدان سپرده نخواهد شد – آن را باید با دستان خونین، اما با قلبی سرشار از امید، از تاریکی برکشید. خراسان/افغانستان امروز، سنگر مقدم نبرد بین ستم و آزادی است. و در این نبرد، هر صدای عدالت‌خواه، هر قلم آزاده، و هر قلب تپنده برای آزادی، سلاحی است در برابر ظلم.

های مردم، بیدار باشید، برخیزید، و تاریخ را با دستان خود رقم بزنید! در شرایطی که وضعیت جسمی من چندان مساعد نیست، از فرصت استفاده کردم تا در گوشه و کنارها، میان کتاب‌ها و نوشته‌ها، نامه‌ها و خاطرات فرمانده چه‌گوارا را مرور کنم و تا حد ممکن آن را با وضعیت امروز افغانستان پیوند بزنم. هدفم این است تا در راستای بسیج مردم و افزایش آگاهی، گامی هرچند کوچک در جهت انقلاب ضروری در خراسان/افغانستان برداشته باشم. در آغاز، بخشی از نامهٔ خداحافظی چه‌گوارا به فیدل کاسترو را می‌آورم، سپس تلاش می‌کنم آن را به شرایط امروز افغانستان و ضرورت انقلاب مرتبط سازم:

«در این لحظات، خاطرات بسیاری در ذهنم زنده می‌شود... روزی از ما پرسیدند که اگر کشته شویم، به چه کسی خبر دهیم. این پرسش ابتدا ناراحتمان کرد، اما به تدریج دریافتیم که حقیقتی گریزناپذیر است: در راه انقلاب، انسان یا پیروز می‌شود یا می‌میرد... اکنون، دیگر هیچ مسوولیتی در کوبا ندارم، مگر اینکه کوباهایی دیگر در جای‌جای جهان بیافرینم... با تمام شور انقلابی، تو را در آغوش می‌فشارم. پیروزی یا مرگ.»

این نامه و دیگر یادداشت‌های انقلابیون، بازتاب‌دهنده‌ی شرایط بحرانی و استبدادی است که نسل‌هایی را به میدان مبارزه فراخواند تا چراغ آزادی و عدالت را برافروزند. امروز، مردم افغانستان حتی از ابتدایی‌ترین حقوق از جمله حق زندگی و آزادی محروم شده‌اند. 

خاطرات انقلابی‌هایی چون چه‌گوارا، روحیه‌ی فداکاری و امید به آینده‌ای آزاد را زنده می‌کند. افغانستان تحت سلطهٔ طالبان، بیش از هر زمان به همبستگی، ایثار و خیزشی آگاهانه نیاز دارد. راهی که انقلابیون کوبا پیمودند با پذیرش خطر و ازخودگذشتگی امروز الگویی است برای همه‌ی آزادی‌خواهان افغانستان.

انقلاب یک جریان پیوسته است، از کوبا تا افغانستان. اینک، بر عهده‌ی جامعهٔ جهانی و تمام عدالت‌خواهان است که به ندای مردم ستمدیدهٔ افغانستان پاسخ دهند و در سنگر مبارزه برای رهایی آنان ایستاده شوند. پیروزی یا مرگ این تنها انتخاب مردمی است که برای رهایی می‌جنگند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر