SANYA NEWS
سیاسی

تداومِ غایله‌ی بد فرجام یا کوبیدن آب در هاونگ؛ ‌"پنج‌سال دشمنی با خود"‌

نوشته شده توسط admin در تاریخ 27 دلو 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 58


تداومِ غایله‌ی بد فرجام یا کوبیدن آب در هاونگ؛ ‌"پنج‌سال دشمنی با خود"‌

نویسنده: معین اسلام‌پور

بخش چهارم

نقطه‌ای که سببِ تنش میان پنجشیری‌ها و بدخشانی‌ها شد، سقوط پنجشیری با مدیریت و رهبری مولوی فصیح‌الدین فطرت و فرماندهی مولوی امان‌الدین منصور بود. دوستان پنجشیری این سقوط را جدا از دایره‌ی کلان استراتژی پشتون‌والی محاسبه نموده و تمام جرم و جنایتی که دیگران در پنجشیر انجام داده‌اند، به گردن بدخشانی‌ها انداخته‌اند.

بد و فحش‌های رکیک و بدون تفکیک را نثار بدخشانی نموده‌اند؛ هرچند پنجشیری‌ها آسیب جدی دیده‌اند، آن‌ها از روی درد و از دست دادن عزیزان خویش، خسارت و آسیب‌های مالی-جانی که برایشان وارد شده بود، واکنش نشان می‌دادند. اما این کنش جمعی در سطح توده‌ها و رده‌های نسبتاً پایین‌تر بود؛ طیف‌های سیاسی عوامل سقوط را خوب و دقیق می‌دانند. با این وجود، دو سناریو در سقوط پنجشیر می‌تواند قابل تأمل و تحلیل بوده باشد:

الف- تاجای‌که از زبانِ شماری از آدم‌های مهم و اهلِ خرد شنیده‌ام، رفتنِ مولوی فطرت ‌و مولوی منصور، برای سقوطِ پنجشیری در تبانی با برخی از بزرگان این استان سازماندهی و مدیریت شده است. دو هدف را در سناریوی نخست نشانه رفته‌اند:

نخست، به اساسِ روایتِ برخی از چهره‌های سیاسی، باید طالبان غیر پشتون، به‌ویژه بدخشانی‌ها مصونیت جمعی نیروهای بومی- تاجیک‌تبار تضمین نمایند و امنیتِ مردم را بگیرند از قتل و جنایاتِ احتمالی به‌دست نیروهایی پشتون‌تبار جلوگیری کنند.  

دوم) برای فرصت‌آفرینی و انتقال برخی از چهره‌ها و مهره‌های درشتِ سیاسی-نظامی، فرصتِ انتقال به تاجیکستان مساعد شود. اما این سناریو بسیار پیچیده است و مورد تایید تمام طیف‌های سیاسی نیست؛ هنوز صحت و سقم آن به‌طور قطعی تایید و رد نشده است. اگر این سناریو درست هم نباشد، بدون هیچ تردیدی برخی از فرماندهانی که در محاصره و وضعیت دشوار قرار گرفته‌اند، با "منصور-فطرت" رابطه برقرار کرده‌اند. یعنی رابطه مددجویانه‌ی تباری وجود داشته است.

ب) سناریوی عینی و عملی دیگری که به‌لحاظ منطقی می‌تواند مورد پذیرش واقع شود، رابطه پیش‌مرگه با منطق قدرت و اشغال‌گری است؛ ابزارسازی ماهرانه راهبرد تجاوز و اشغال‌گری. عسکر و فرمانده‌ای که در خط حمایت از مهاجمان قومی عمل می‌کند و از پشت اتاق فرمان فاشیسم دستور می‌گیرد، چه بدخشانی و چه هر قوم و قبیله دیگری باشد، خلاف دستور ارباب خود عمل نمی‌کند. در استراتژی اشغال‌گری، قوم، قبیله و تعلق‌تباری معنا و مفهوم ندارد. باید مطابق با آجندای اتاق فکر هیولایی قومی، آن‌هم در خط مفهوم “جهاد ابزاری” عمل کنند؛ وگرنه باغی و عصیان‌گر محسوب می‌شوند و سرنوشتی بدتر از مولوی مهدی را پیش‌بینی کرده‌اند.

از این‌رو پیش‌مرگه‌ها به‌مساله‌ی قومی- هویتی کوچک‌ترین تمکین و تأمل ندارند؛ نمونه‌ی برجسته‌ی آن عبدالحمید خرسانی است که تازه سرش به‌سنگ لحد خورده است. اکنون ماهیت و هویتِ واقعی دشمن را درک نموده است، حالا دیر شده است و چاره‌ی ندارد.

در سوی دیگر، پنجشیر به اژده‌ای زخمی می‌ماند که در پنج دهه‌ی پسین، پیوسته سر بلند و سر افراز بوده است. اما به دلایل و عوامل تو در تو، آن شکوه و اقتدار سیاسی-نظامی را از دست داد. جدا از این، هولایی قومی آن‌چنان پنجشیری‌ها را تحقیر کرد که هر آدم با احساس و انگیزه‌ای توانِ سکوت و صبر حضرت ایوب را نداشت. در مقابل عملکرد غیرانسانی-اخلاقی و محدودیت‌های اجتماعی شوک‌آور، جابجایی لشکر عظیم و مهاجم در تمام نقاط استراتژیک آن، کشته شدن ده‌ها چهره‌ی نظامی و فرماندهانِ نام‌دار و مقتدر، آن‌هم در موجودیت مولوی فصیح‌الدین فطرت و مولوی امان‌الدین منصور که ویدیوها و اسنادی زیادی از این لشکرکشی و در برخی موارد برخورد نامتعارف برخلافِ انتظار قومی-تباری وجود داشت، از عوامل عقده و حسِ نفرت پنجشیری‌ها نسبت به بدخشانی‌ها شد.

آن‌چه قابل تأمل است، پیش‌مرگه‌های بدخشانی به‌هیچ وجه نماینده‌ی هویتِ کلان بدخشانی نیست؛ بدخشانی همانند هر قوم و قبیله‌ی دیگر در تمام زمینه‌های اجتماعی، سیاسی، مهاجرت و آواره‌گی و حراج منابع مهم اقتصادی دچار چالش جدی و غم‌ناکی شده‌اند. بناً نباید دوستان پنجشیری همه را یک‌سویه محاسبه و محکوم نمایند و در داوری‌شان ناعادلانه برخورد کنند؛ همین اکنون یک‌بخشِ کلانِ بدخشانی در خطِ حمایتِ نیروهای مقاومت به‌رهبری احمد مسعود و بخش دیگری آن هم‌نوایی و هم‌صدایی عاقلانه‌ی تباری نسبت به‌جوی استبدادی و اختناق آلودی پنجشیر دارند، حتا شماری از دانش‌‌مند و آگاهانِ بدخشانی پلِ معرفت و مصلح واقع شده‌اند. پیوسته در خطِ حمایت از مقاومت قلم و قدم می‌زنند. پس نباید به‌خاطرِ کک، پوستین معرفت را به‌آتش کشید و یک جمع کلان را فحش و دشنام داد؛ چشم خودرا برای همیشه به‌روی ارزش‌ها و فرصت‌های بدخشان بست و نادیده گرفت. این مساله به‌شدت زیان‌بار است؛ بیش از بدخشانی، ریسکِ کلانِ اجتماعی- سیاسی آینده‌ی آن، متوجه‌ی دوستانی پنجشیری است.

با این وضع از سوی دیگر عده‌ی از رهبرانِ سیاسی از جمله آقای امرالله صالح که هنوز لشکری از مجازی را با پرداختِ هزینه‌ی شخصی و ممکن رفاقت‌های عاطفی و دوستانه با خودش دارد، شماری از جوانان نا آگاه و احساساتی را وارد میدانِ فضای مجازی کرد، آجنداها و سوژه‌ها را در اختیار آنان قرار دارد در نتیجه بدخشانی- پنجشیری در تقابل هم قرار گرفت. هرچه گندی‌که در دو دهه‌ی پسین بود به‌بام یک‌دیگر بدونِ هیچ تأمل و بازاندیشی فرو ریخته‌اند. 

حالا باگذشتِ پنج‌سال از سلطه و حاکمیتِ طالبانی هر دو "بدخشانی- پنجشیری"حس بدبینی و نفرت فراوانی نسبت به یک‌دیگر پیدا کرده‌اند؛ حتا این فاصله‌های و تنش‌های قومی و تقابل هر دو قوم را در وضعیت دشواری و پیچیده‌ای قرار داده است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر