SANYA NEWS
سیاسی

سپیده‌دم تجدد؛ صد سال روایت زنان، تاریخ و سیاست در افغانستان

نوشته شده توسط admin در تاریخ 2 حوت 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 273


سپیده‌دم تجدد؛ صد سال روایت زنان، تاریخ و سیاست در افغانستان

بخش نخست

نویسنده: حامیه نادری

در وادی تاریخ افغانستان، سده بیستم بر آستانه مدرنیزاسیون به شکل شور و انقطاع و در عین حال امیدی روشن نمایان می‌شود. نقش زنان در این گذار از استقلال سیاسی تا نخستین پروژه‌های بنیادین مدرن‌سازی، همواره به مثابه نیرویی فعال و بحرانی دیده می‌شود. این بخش نخست، روایت تاریخ‌نگارانهِ آغازینِ امانی و نخستین بیداری زنان را دنبال می‌کند: از استقلال ۱۹۱۹ تا عقب‌نشینیِ ۱۹۲۹ و بازنمودِ حجابِ دوباره در زندگیِ روزمره.

پس از سال‌های پنهان‌کاری و بی‌اعتمادی به تسکینِ جنگ داخلی و به‌ویژه پس از استقلال رسمی از بریتانیا در سال ۱۹۱۹، شاه امان‌الله خان با بازگشت از سفرهای اروپا، یک پروژهٔ گستردهٔ مدرن‌سازی را کلید زد. او باور داشت که استقلال بدون مشارکت و رهایی نیمی از جمعیت، پروژه‌ای ناقص خواهد بود. این نگاه، زن را شاهدِ تغییرات اجتماعی و به عنوان عاملِ تغییرِ آیندهٔ کشور مطرح می‌کرد. در این فرایند، ملکه ثریا به عنوان یکی از برجسته‌ترین چهره‌های این دوره پدیدار شد؛ او که در دمشق متولد شد و از خاندان طرزی بود، با ورود به عرصهٔ قدرت، نمادی از تحول و نمایشِ سبک زندگیِ نوین شد.

 ثریا با حضور در محافل رسمی از پوشش‌های سنتی فاصله گرفت و سفرهای خارجی را برای خود و مردانِ دربار ممکن ساخت. این تغییرات نمادین، گرچه به سرعت با واکنش‌های منفیِ سنتی و قبیله‌ای روبه‌رو شد، اما تصویری از آنچه در ذهنِ بخشی از جامعه به عنوان «تجدد» مطرح بود، به نمایش گذاشت. در این دهه، اقدام‌های عملی نیز دنبال شد؛ جریدهٔ «ارشاد النسوان» در سال ۱۹۲۱ تاسیس شد تا صدای زنان را به رسانهٔ عمومی برساند و فضای تبادلِ نظر و داده‌های آموزشی برای زنان را گشوده نگه دارد.

در کنار این حرکت‌های نمادین، گام‌های آموزشی هم به شکلِ گسترده‌تری برداشته شد. مکتب مستورات، که در جنوری ۱۹۲۱ در کابل و در ساحه شهرآرا این شهر آغاز به کار کرد، یکی از نخستین موسسات آموزشیِ دخترانه بود که با مدیریت اسما رسمیه طرزی (مادر زن امان‌الله) و حضورِ حدود ۵۰ دانش‌آموز، به یکی از ستون‌های ارتقای تحصیلی زنان بدل شد. این مکتب با گذشت زمان به لیسهٔ ملالی تغییر نام یافت و تا پایانِ سلطنتِ امان‌الله بیش از ۸۰۰ دانش‌آموز داشت. اعزام دختران به خارج از کشور برای تحصیل همچون اعزام به ترکیه در سال ۱۹۲۸ نیز نشان از ارادهٔ ملکوتی برای شکستن حصرِ تاریخیِ دانش بود.

 اما این تلاش‌های مدرن‌سازی، با مقاومتِ شدیدِ ساختارهای سنتی و باورهای محلی مواجه گردید. علمای محافظه‌کار و سردمدارانِ قبایل، ملکه ثریا را به عنوان نمادی برای نقدِ پوشش و رفتارِ زنان در قالبِ حجابِ سنتی می‌دیدند. در لویه جرگهٔ پغمان، روحانیون با تصویبِ ۱۹ ماده از قانونِ اساسی، از جمله منعِ چندهمسری و کودک‌همسری، مخالفت کردند و برخی از سیاست‌های جدید را رد نمودند. به روایتِ تاریخی، ملاعبدالله گردیزی و ملاعبدالرشید با حملِ قرآن و قانونِ جزای امان‌الله، از مردم می‌خواستند که کدام یک را بپذیرند؟ این پرسشِ دینی-اجتماعی، به صحنهٔ سیاسیِ کشور وارد شد و جبهه‌ای از مقاومت را شکل داد.

 چرخهٔ رویدادها به شورش‌های قبیله‌ای و شعارِ «جهاد علیه کفار» گره خورد که محورِ آن بی‌حجابیِ زنان بود. هرچند این موجِ مقاومت، موقتی بود، اما نشان داد که پروژهٔ مدرَنِیّتِ دولتِ مرکزی در برابرِ باورهایِ عمیقِ اجتماعیِ محلی چگونه به چالش کشیده می‌شود. با سقوط امان‌الله در جنوری ۱۹۲۹ و جانشینی حبیب‌الله کلکانی، وضعِ زنان دوباره با تغییرِ راهبردیِ حجاب مواجه شد. شاید این بازگشتِ محافظه‌کاری، انعکاسی بود از فشارِ معادلاتِ قدرت و پویاییِ بین‌المللیِ زمانه، اما به هر جهت، نشان داد که حقوقِ زنان در افغانستان همواره در نسبت باِ قدرتِ سیاسی و باورهای اجتماعیِ رایج تعریف می‌شود.

 نتیجهٔ این دوره، به رغمِ دستاوردهایِ روشنِ آموزشی و رسانه‌ای، بی‌ثباتیِ قانونی و اجراییِ جدی داشت. برخی از دستاوردها به اجرا نمی‌رسید یا با مقاومتِ محلی روبه‌رو می‌شد؛ برخی دیگر به شدتِ منسوخ می‌ماندند یا فرارویِ پیکرهٔ جامعه، به بازتعریفِ مداوم نیاز داشتند. با این وجود، پیامِ این دوره روشن است: حقوقِ زنان در افغانستان در طولِ تاریخِ معاصر همواره از معادلهٔ قدرتِ سیاسی و نگاه‌های جامعه‌مندیِ فرهنگی متاثر بوده است. هر گاه دولت ناچار شده بود به مدرنیزاسیون بها دهد، بخشی از زنان به عرصهٔ عمومی و آموزشی گام نهاده‌اند؛ و هرگاه فشارهای سنتی بالا می‌گرفت، همین زنان با محدودیت‌ها و بازگشتِ حجاب و محدودیت‌های آموزشی مواجه می‌شدند.

در این نگاه، روایتِ ثریا و دیگر زنانِ آن دوره به عنوان زنانی که به رغمِ ساختارهایِ سختِ قدرتِ سنتی، در صحنهٔ جامعه حضور یافتند، یک نمونهٔ پویای تاریخِ زنان افغانستان باقی می‌ماند. این تصویرها، هرچند گاه با اخمِ مخالفان و با قطعِ امید برخی نهادهای سنتی روبه‌رو بود، اما نشان می‌دهد که اراده برای آگاهی و حقِ مشارکت، پدیده‌ای نیست که بتوان آن را به آسانی از میان برداشت. این بخش، با گذر از سه دههٔ آغازینِ سدهٔ بیستم، نخستین پلانِ داستانِ زنان در افغانستان را می‌گشاید: از استقلالِ سیاسی تا نخستین گام‌های آموزشِ همگانی، از رسانه‌های زنانه تا قوانینِ محدودکنندهِ ازدواج و اجتماعاتِ مذهبی.

 به‌رغمِ تمام موانع، این دوره بر سطح بنیادینِ تاریخِ زنان افغانستان نشانه‌ای روشن می‌گذارد: مدرنیزاسیونِ سیاسی بدون مشارکتِ زنان، ناقص است؛ و حضورِ فعالِ زن در فرایندهای اجتماعی، سیاسی و آموزشی، یکی از گره‌های اساسیِ آیندهٔ این کشور بود و خواهد بود. در ادامه، بخش‌های بعدی با بازتنظیمِ زمان‌بندیِ رویدادها و گسترشِ دیدگاه‌های مختلف اجتماعی، روایتِ تلاطمِ زنان، تاریخ و سیاست در افغانستان را به شیوه‌ای دقیق‌تر و چندبعدی‌تر دنبال خواهند کرد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر