SANYA NEWS
سیاسی

چرخه طالبان و تی‌تی‌پی، امنیت دو ملت هم‌فرهنگ را در آتش می‌سوزاند

نوشته شده توسط admin در تاریخ 8 حوت 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 94


چرخه طالبان و تی‌تی‌پی، امنیت دو ملت هم‌فرهنگ را در آتش می‌سوزاند

نویسنده: احمد شکیب بخشی

بحران طالبان و پاکستان را نباید با شعارهای جنگی و روایت‌های احساساتی توضیح داد؛ این یک واقعیت پالیسی است که پیامدهایش مستقیم بر زندگی مردم افغانستان و پاکستان می‌نشیند. آنچه امروز در حال شکل‌گیری است، بیشتر به یک بازی فرسایشی می‌ماند تا یک جنگ کلاسیک. تی‌تی‌پی با حملات در داخل پاکستان، آتش تهدید را زنده نگه می‌دارد و طالبان با همسویی عملی و بهره‌برداری تبلیغاتی از واکنش اسلام‌آباد، آن را به سرمایه سیاسی تبدیل می‌کنند. نتیجه روشن است. مرز ناامن می‌شود، گذرگاه‌ها بسته می‌گردد، تجارت ضربه می‌بیند، اقتصادهای شکننده زیر فشار می‌روند و فضای اجتماعی هر دو کشور امنیتی‌تر و سخت‌تر می‌شود.

این وضعیت فقط یک اختلاف مرزی نیست، بلکه ترکیبی از دو منطق خطرناک است. نخست، منطق فشار امنیتی. پاکستان با تهدید سازمان‌یافته روبه‌روست و برای حفاظت از میلیون‌ها شهروند ناچار است جدی عمل کند. در مورد یک دولت بزرگ دارای ظرفیت هسته‌ای، حاشیه خطا کوچک‌تر است و هرگونه بی‌ثباتی مزمن می‌تواند از سطح امنیت داخلی به سطح بحران راهبردی سر بخورد. دوم، منطق بهره‌برداری سیاسی. طالبان واکنش پاکستان را در قاب «دفاع از تمامیت ارضی» بسته‌بندی می‌کنند و از تشدید تنش، برای تقویت جایگاه خود و بستن فضای پرسشگری داخلی استفاده می‌کنند. اینجا مشکل اصلی نه تنها در گلوله‌ها، بلکه در روایت‌سازی است؛ روایتی که می‌کوشد جنگ را «مقدس» و هزینه‌های آن را «ضروری» جلوه دهد.

اما تجربه مردم افغانستان نشان داده که معیار ثابت طالبان نه امنیت مردم بوده و نه حاکمیت ملی. آنچه در عمل تکرار شده، انحصار قدرت، منفعت اقتصادی گروهی و اولویت‌دادن به بقای ساختار حاکم است. دیروز جنگ و انتحار ابزار بود، امروز بی‌حقوقی و خاموش‌سازی جامعه. به همین دلیل، ملی‌گراییِ تازه بیشتر پوشش است تا تعهد؛ ابزاری برای مشروع‌سازی تصمیم‌هایی که هزینه‌اش را مردم می‌پردازند، نه حلقه‌های قدرت.

در چنین چرخه‌ای، یک حقیقت ژئوپولیتیک نیز قابل چشم‌پوشی نیست. هرچه پاکستان بیشتر درگیر تهدید داخلی بماند و منابع و تمرکز خود را صرف مهار ناامنی کند، توان مانور منطقوی‌اش کاهش می‌یابد. همین فرسایش، بدون نیاز به دخالت مستقیم، به سود بازیگران ثالث تمام می‌شود؛ رقبایی که از تضعیف و انشغال پاکستان منفعت راهبردی می‌برند. بنابراین، حتی اگر ادعاهای هدایت مستقیم در سطح شواهد علنی قابل اثبات نباشد، نتیجه سیاسیِ استمرار بحران روشن است: مردم دو کشور هزینه می‌دهند، و رقبا از فرسایش یک رقیب منطقه‌ای بهره می‌برند.

گپ آخر این است که بازنده اصلی این بازی، مردم دو کشور همسایه و هم‌فرهنگ‌اند؛ مردمی که تاریخ، تجارت، خانواده، زبان و رفت‌وآمدشان به هم گره خورده است. ادامه تنش، فاصله و بی‌اعتمادی میان همین مردم را بیشتر می‌کند و زندگی روزمره را زیر سایه ترس و محدودیت می‌برد. راه ثبات نه در شعارهای تازه، بلکه در سیاست‌های قابل سنجش است: مهار شبکه‌های خشونت‌ساز، قطع استفاده ابزاری از مرز، کاهش هزینه انسانی، و بازگرداندن معیار تصمیم‌گیری به جان انسان و معیشت مردم. اگر مرز همچنان ابزار تبلیغات و معامله بماند، نه صلح می‌آید و نه امنیت؛ فقط میدان برای بازیگران ثالث بازتر می‌شود و مردم باز هم تاوان می‌دهند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر