SANYA NEWS
سیاسی

صد سال روایت زنان، تاریخ و سیاست در افغانستان

نوشته شده توسط admin در تاریخ 17 حوت 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 599


صد سال روایت زنان، تاریخ و سیاست در افغانستان

بخش نهم

نویسنده: حامیه نادری

سیر تحول حضور زنان در رسانه‌های افغانستان (۱۳۰۰ – ۱۴۰۴)

 مطالعه تاریخ تحولات اجتماعی در افغانستان نشان می‌دهد که هیچ عرصه‌ای به اندازه مطبوعات و رسانه در بیدارگری اجتماعی و تثبیت هویت زن افغانستانی نقش نداشته است. اگر سیاست میدان توزیع قدرت و نظام قضایی عرصه پاسداری از عدالت باشد، رسانه برای زنان این سرزمین به میدان روایت‌گری، آگاهی‌بخشی و شکستن سکوت قرن‌ها انزوا بدل شده است. این مسیر بیش از صد ساله، روایت گذار از مجلات محدود زنانه به رسانه‌هایی است که در آن زنان نه تنها موضوع خبر، بلکه راوی و تولیدکننده روایت‌های کلان اجتماعی شده‌اند؛ حضوری که نه با فناوری‌های مدرن، بلکه با اراده آگاهانه و قلم‌هایی آغاز شد که بر صفحات ساده کاغذ می‌نوشتند و تا امروز در عصر پیچیده شبکه‌های اجتماعی ادامه یافته است. این تحولات، تحت تأثیر عوامل داخلی مانند اصلاحات دولتی و جنبش‌های روشنفکری، و خارجی مانند حمایت‌های بین‌المللی و فشارهای ژئوپولیتیک، شکل گرفته و نشان‌دهنده پیوند عمیق رسانه با مبارزه برای عدالت جنسیتی است.

نخستین جوانه‌های این حضور را باید در دهه‌های آغازین قرن چهاردهم خورشیدی و در دوران اصلاحات امانی جست‌وجو کرد؛ دورانی که فضای فکری تازه‌ای در عرصه مطبوعات شکل گرفت و تحت تأثیر جنبش‌های روشنفکری عثمانی و ایرانی، بحث حقوق زنان وارد گفتمان عمومی شد. در سال ۱۳۰۰ خورشیدی، نخستین نشریه ویژه زنان افغانستان با نام «ارشاد النسوان» توسط ملکه ثریا طرزی بنیان‌گذاری شد و به ویرایشگری اسما رسمیه طرزی، مادر ملکه، منتشر گردید؛ تریبونی که برای اولین بار درباره حق آموزش دختران، ضرورت اصلاحات اجتماعی و جایگاه انسانی زنان سخن گفت و با حضور روح‌افزا به عنوان مدیر اجرایی، نخستین کادرهای زن در رسانه را شکل داد. این تجربه جسورانه، بخشی از برنامه گسترده شاه امان‌الله برای مدرنیزاسیون، با تحولات سیاسی سال ۱۳۰۸ و سقوط نظام امانی متوقف شد، اما بذر آگاهی‌ای کاشت که در دهه‌های بعد جوانه زد و الهام‌بخش جنبش‌های بعدی گردید. 

در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ خورشیدی، با شکل‌گیری نهادهای جدید فرهنگی و گسترش نسبی فضای مطبوعاتی، صدای زنان بار دیگر در رسانه‌ها شنیده شد. مجله «میرمن» که از سوی مؤسسه نسوان منتشر می‌شد، به یکی از مهم‌ترین سنگرهای فکری زنان در آن دوره تبدیل گردید. در این برهه، زنانی مانند زینب عنایت سراج با مدیریتی فعال، موضوعاتی چون آموزش دختران، بهداشت خانواده و مشارکت اجتماعی زنان را وارد گفتمان عمومی کردند. همزمان با گسترش رسانه‌های صوتی، حضور زنان در رادیو نیز آغاز شد. در سال ۱۳۲۵ خورشیدی، لطیفه کبیر سراج به عنوان یکی از نخستین گویندگان زن رادیو کابل پشت میکروفون ایستاد و به پیشگامی در حضور زنان در رسانه‌های صوتی تبدیل شد. حضور او نه تنها یک اتفاق رسانه‌ای، بلکه شکستن یک تابوی اجتماعی بزرگ بود که راه را برای نسل‌های بعدی گویندگان زن همچون رقیه ابوبکر و مستوره در بخش‌های مختلف رادیویی هموار ساخت. این پیشرفت‌ها، در حالی رخ داد که جامعه هنوز با مقاومت‌های فرهنگی روبرو بود، اما حمایت دولتی از رسانه‌ها به زنان فرصت داد تا صدای‌شان را فراتر از مرزهای سنتی ببرند.

دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی را می‌توان دوره تثبیت حضور زنان در رسانه‌های افغانستان دانست. در این سال‌ها که با تصویب قانون اساسی جدید در ۱۳۴۳ و فضای بازتر سیاسی همراه بود، زنان به شکل گسترده‌تری وارد بدنه رسانه‌های دولتی شدند. در رادیو افغانستان، گویندگانی چون جمیله زمان انوری و انیسه لطیف درانی با اجرای حرفه‌ای خود اعتماد عمومی نسبت به حضور زنان در رسانه‌ها را افزایش دادند. در مطبوعات چاپی نیز نویسندگان و تحلیلگران زن به تدریج وارد فضای روزنامه‌نگاری شدند و در نشریاتی چون انیس، اصلاح و کابل تایمز به طرح مسائل اجتماعی و فرهنگی پرداختند. اما تحول مهم دیگر با ورود رسانه تصویری رخ داد. با تأسیس تلویزیون افغانستان در سال ۱۳۵۶ خورشیدی، زنان برای نخستین بار در قاب تصویر ظاهر شدند و چهره‌هایی چون فرشته نادری و صوفیا طرزی در میان نخستین مجریان زن تلویزیون قرار گرفتند. حضور بصری زنان در رسانه ملی نه تنها تغییر مهمی در فرهنگ رسانه‌ای کشور ایجاد کرد، بلکه نشان داد که زن افغانستانی می‌تواند در مدیریت پیام و تصویر نیز نقش فعال داشته باشد، هرچند این پیشرفت‌ها عمدتاً محدود به مراکز شهری مانند کابل بود و با چالش‌های قومی و روستایی همراه. 

در دهه ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ خورشیدی، با وقوع کودتای ۱۳۵۲ و سپس انقلاب ثور در ۱۳۵۷، که منجر به حکومت کمونیستی شد، حضور زنان در رسانه‌ها گسترش یافت. در این دوره، که تا ۱۳۷۱ ادامه داشت، رسانه‌های دولتی مانند رادیو و تلویزیون به ابزار پروپاگاندا تبدیل شدند، اما همزمان فرصت‌هایی برای زنان ایجاد کردند. بیش از ۲۲ درصد کارکنان رسانه‌ها را زنان تشکیل می‌دادند و نشریاتی مانند «زنان افغانستان» به انتشار مطالبی درباره سوادآموزی، مشارکت اجتماعی و حقوق زنان می‌پرداختند. با این حال، جنگ داخلی و بحران‌های سیاسی این پیشرفت‌ها را محدود کرد. دهه ۱۳۷۰ خورشیدی و به ویژه دوره نخست حاکمیت طالبان از ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰، یکی از تاریک‌ترین دوره‌های تاریخ رسانه در افغانستان بود. در این سال‌ها حضور زنان در رسانه‌ها به طور کامل ممنوع شد، صدای زنان از امواج رادیو حذف گردید و بسیاری از خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای زن یا خانه‌نشین شدند یا ناگزیر به مهاجرت گردیدند. این وقفه، ضربه‌ای عمیق به روند طبیعی رشد رسانه‌های زنان وارد کرد، اما سازمان‌هایی مانند جمعیت انقلابی زنان افغانستان با رسانه‌های زیرزمینی مانند «پیام زن» به مقاومت ادامه دادند و نشان دادند که حتی در تاریکی، رسانه می‌تواند ابزار مبارزه باشد.

پس از سقوط حکومت طالبان در سال ۱۳۸۰ خورشیدی و آغاز دوره جمهوریت، با حمایت‌های بین‌المللی مانند کمک‌های ایالات متحده و سازمان ملل، رسانه‌های افغانستان وارد مرحله‌ای تازه از رشد و گسترش شدند. در فاصله دو دهه، بیش از ۲۰۰ رسانه چاپی، صوتی و تصویری در کشور شکل گرفت و زنان در این عرصه نقش فزاینده‌ای یافتند. طبق گزارش‌های سازمان ملل، تا سال ۱۳۹۹، زنان حدود ۲۱ درصد کارکنان رسانه‌ای را تشکیل می‌دادند و نه تنها به عنوان گوینده یا مجری، بلکه به عنوان خبرنگار، گزارشگر میدانی، تحلیلگر سیاسی و مدیر رسانه ظاهر شدند. رسانه‌هایی مانند «پیام زن» که پیش از آن نیز صدای اعتراض زنان در برابر بنیادگرایی بود، در فضای جدید رسانه‌ای الهام‌بخش بسیاری از فعالیت‌های رسانه‌ای زنان باقی ماند. در سال ۱۳۸۳، ناجیه سروش با تأسیس «رادیو صدای بانوان» در بدخشان یکی از نخستین رسانه‌های محلی ویژه زنان را بنیان گذاشت. در هرات، ماری بشیر با حمایت از فعالیت‌های رسانه‌ای زنان و ایجاد برنامه‌های رادیویی مرتبط با آگاهی حقوقی، نقش مهمی در ارتقای آگاهی اجتماعی زنان ایفا کرد. در همین دوره، رسانه‌های خصوصی مانند طلوع، آریانا، یک و شمشاد نیز زمینه حضور گسترده زنان در برنامه‌های خبری و فرهنگی را فراهم ساختند. بسیاری از زنان جوان به عنوان خبرنگار، مجری و تهیه‌کننده وارد این رسانه‌ها شدند و حتی در مناطق ناامن به عنوان خبرنگاران میدانی فعالیت کردند، که این امر به تقویت پوشش مسائل قومی و روستایی کمک کرد.

دهه دوم جمهوریت را می‌توان دوره بلوغ و جسارت در روزنامه‌نگاری زنان افغانستان دانست، با تمرکز بر رسانه‌های دیجیتال که تحت تأثیر گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت. در سال ۱۳۹۶، فاطمه روشنیان با بنیان‌گذاری هفته‌نامه «نیمرخ» فضایی تازه برای روزنامه‌نگاری تحلیلی و انتقادی درباره مسائل زنان ایجاد کرد. در همان سال، «تلویزیون زن» با کادری عمدتاً زنانه فعالیت خود را آغاز کرد و تلاش نمود حضور زنان را از سطح نمادین به نقش‌های مدیریتی و تولید محتوا ارتقا دهد. خبرگزاری‌ «بانوان افغانستان» و فعالیت‌های رسانه‌ای نجیبه ایوبی در کلید گروپ نیز به گسترش پوشش خبری زنان در ولایات کمک کرد. در کنار این‌ها، رادیوهای محلی چون رادیو شایسته در کندوز و رادیو مینه در جلال‌آباد نیز به تریبون‌های مهمی برای طرح مسائل اجتماعی زنان تبدیل شدند. 

با تحولات اسد ۱۴۰۰و بازگشت طالبان به قدرت، رسانه‌های افغانستان با یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های تاریخ خود مواجه شدند. محدودیت‌های شدید بر فعالیت خبرنگاران زن و تعطیلی بسیاری از رسانه‌ها، بار دیگر فضای رسانه‌ای کشور را تنگ کرد. طبق گزارش‌های خبرنگاران بدون مرز در ۱۴۰۴، بیش از ۸۰ درصد زنان خبرنگار شغل‌شان را از دست دادند و حدود ۹۲ درصد مجبور به سانسور کارشان شدند. با این حال، زنان خبرنگار راه‌های تازه‌ای برای ادامه فعالیت خود یافتند. بخشی از این فعالیت‌ها به خارج از کشور منتقل شد و بخشی دیگر در قالب رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های مخفی خبرنگاری ادامه یافت. 

در این میان، رسانه‌هایی چون «رخشانه» به ابتکار زهرا جویا به یکی از مهم‌ترین منابع گزارش‌های تحقیقی درباره وضعیت زنان افغانستان تبدیل شد. «زن تایمز» به مدیریت زهرا نادر نیز شبکه‌ای از خبرنگاران افغانستانی در داخل و خارج کشور را برای مستندسازی نقض حقوق زنان سازماندهی کرد. همچنان رسانه‌هایی مانند راوی زن، فرخنده نیوز و گوهرشاد بیگمنیز با تمرکز بر روایت‌های زنان، بازتاب مبارزات و مستندسازی نقض حقوق آنان، نقش مهمی در حفظ صدای زنان افغانستان در عرصه رسانه‌ای ایفا کرده‌اند. در داخل افغانستان نیز رسانه‌هایی مانند «رادیو و تلویزیون بیگم» با ابتکار حمیده امان تلاش کرده‌اند با استفاده از برنامه‌های آموزشی و فرهنگی، راه‌های تازه‌ای برای دسترسی دختران به آموزش و آگاهی اجتماعی فراهم سازند، هرچند تهدیدها و محدودیت‌ها همچنان مانع عمده‌ای هستند.

امروز در آغاز دهه ۱۴۰۰ خورشیدی، اگرچه بسیاری از خبرنگاران زن افغانستان در تبعید یا در شرایط دشوار فعالیت می‌کنند، اما میراث بیش از صد ساله حضور زنان در رسانه‌ها همچنان زنده است. از ملکه ثریا طرزی که در نخستین صفحات «ارشاد النسوان» از حق آموزش دختران نوشت تا نسل جدید خبرنگاران دیجیتال که از طریق رسانه‌های آنلاین روایت‌های پنهان جامعه افغانستان را ثبت می‌کنند، یک خط تاریخی پیوسته شکل گرفته است؛ خطی که نشان می‌دهد رسانه برای زنان افغانستان تنها یک ابزار اطلاع‌رسانی نبوده، بلکه سنگری برای حفظ هویت، ثبت تجربه‌های تاریخی و گسترش آگاهی اجتماعی بوده است. این مسیر طولانی گواه آن است که زنان افغانستانی حتی در محدودترین شرایط نیز توانسته‌اند از کوچک‌ترین فرصت‌ها، بزرگ‌ترین تریبون‌ها را برای عدالت‌خواهی و روایت حقیقت بسازند، و این مقاومت، با وجود چالش‌های مداوم، نویدبخش آینده‌ای است که در آن رسانه‌ها دوباره به ابزار تحول تبدیل شوند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر