SANYA NEWS
سیاسی

شخصیت مارشال محمدقسیم فهیم از دوره آغاز جهاد تا دولت‌سازی و چالش‌های قدرت در افغانستان

نوشته شده توسط admin در تاریخ 18 حوت 1404
آخرین بروزرسانی توسط admin در تاریخ 27 حمل 1405

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 126


شخصیت مارشال محمدقسیم فهیم از دوره آغاز جهاد تا دولت‌سازی و چالش‌های قدرت در افغانستان

نویسنده: هارون میر سعیدی 

تاریخ سیاسی معاصر افغانستان بدون بررسی نقش فرماندهان جهادی و رهبران مقاومت قابل فهم نیست. مارشال محمدقسیم فهیم از جمله چهره‌هایی است که در مقاطع حساس افغانستان حضور فعال داشته است. جایگاه او نه تنها در عرصه نظامی بلکه در گذار کشور از جنگ به دولت‌سازی قابل تحلیل است. برای درک جایگاه فهیم، باید نقش او در سه مرحله کلیدی بررسی شود: جهاد علیه اشغال شوروی، مقاومت در برابر طالبان و دولت‌سازی پس از ۲۰۰۱.

مرحله ۱. جهاد و شکل‌گیری جایگاه سیاسی و نظامی

مارشال فهیم در دوران جهاد علیه اشغال شوروی به عنوان یکی از نزدیک‌ترین همکاران احمدشاه مسعود فعالیت می‌کرد. او در ساختار نظامی و اطلاعاتی جبهه مسوولیت‌های حیاتی داشت و توانست تجربه‌های مهمی در مدیریت نیروها و هماهنگی عملیات‌های نظامی کسب کند.

جبهه نظامی به رهبری احمد شاه مسعود قهرمان ملی در شمال افغانستان از نظر انسجام و ساختار نظامی نسبت به بسیاری گروه‌های جهادی دیگر متمایز بود. این تجربه مارشال فهیم را به یکی از فرماندهان مورد اعتماد و تاثیرگذار تبدیل کرد. شبکه ارتباطات او با فرماندهان محلی و مناطق مختلف در این دوره شکل گرفت و زمینه مشارکت سیاسی آینده را فراهم ساخت.


مرحله ۲. مقاومت در برابر طالبان و بحران رهبری پس از شهادت احمدشاه مسعود قهرمان ملی کشور

با قدرت‌گیری طالبان، جبهه متحد اسلامی در شمال کشور تنها نیروی مقاومت بود که هفت سال کارنامه مقاومت علیه طالبان را با خود داشت . احمدشاه مسعود فرمانده کاریزماتیک جبهه و مارشال فهیم نیز یکی از فرماندهان کلیدی آن بودند.

ترور و‌شهادت قهرمان ملی در سپتامبر ۲۰۰۱، دو روز پیش از یازدهم سپتامبر، جبهه مقاومت را با بحران رهبری مواجه کرد. طالبان بیش از نود درصد خاک افغانستان را در اختیار داشتند و مقاومت در وضعیت نظامی دشواری بود. در این شرایط، ادامه انسجام نیروهای مقاومت تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسید. در حقیقت مارشال فهیم با قبولی جانشینی آمرصاحب شهید سند مرگ خود را امضا کرده بود و کسی حاضر نبود این مسوولیت را قبول کند.

لیکن مارشال فهیم توانست با تعهد و رسالت خود به آرمان  های جهاد و مقاومت بخش مهمی از ساختار نظامی جبهه را حفظ کند و مانع فروپاشی کامل شود و امکان مشارکت موثر مقاومت در عملیات نظامی ایالات متحده با مجوز شورای امنیت علیه طالبان را فراهم آورد. این نقش نشان‌دهنده توان مدیریتی و درک عمیق مارشال فهیم از شرایط بحران بود.

سناریوی فرضی اگر احمدشاه مسعود قهرمان ملی زنده می‌ماند؟؟

اگر ترور آمرصاحب  ناکام می‌ماند و حملات یازدهم سپتامبر رخ می‌داد، باید بررسی شود که آیا او می‌توانست سیاست ایالات متحده در افغانستان را تغییر دهد. واقعیت این است که جبهه مقاومت از نظر نظامی ضعیف و محدود به شمال افغانستان بود و منابع مالی و تجهیزات کافی نداشت. حتا یک رهبر کاریزماتیک مانند آمرصاحب شهید نیز نمی‌توانست به تنهایی مسیر تصمیم‌گیری امریکا را تغییر دهد.

چون سیاست ایالات متحده در افغانستان بخشی از چارچوب مبارزه جهانی با تروریسم بود و تصمیم‌های کلیدی در سطح قدرت‌های بزرگ گرفته می‌شد. بنابراین سناریوی فرضی نیز نشان می‌دهد که ادعای برخی مغرضین مبنی بر معامله مقاومت توسط مارشال فهیم و‌یونس قانونی فاقد پایه واقعی است. مارشال فهیم نمی‌توانست آینده افغانستان را صرفاً برای ادامه ریاست استاد ربانی فقید قربانی کند، چرا که نه حمایت داخلی و نه حمایت بین‌المللی برای گزینه  رهبر شهید وجود داشت. زیرا غرب در راس ان ایالات متحده به هیچ عنوان از ادامه کار دولت اسلامی به رهبری استاد شهید حمایت نمی کرد و با جناب استاد شهید هم مسله مطرح شده بود، شخص استاد شهید برای منافع علیای کشور رسیدن به صلح و ختم جنگ موافقت خود را قبل از جلسه بن نماینده‌گان امریکا جیمز دابنز، خلیزاد و نماینده سازمان ملل متحد اخضر ابراهیمی برای تشکیل دولت موقت اعلان کرده بود تا انتقال قدرت بصورت مسالمت آمیز صورت گیرد.

مرحله ۳. دولت‌سازی پس از ۲۰۰۱: ورود به قدرت و تثبیت اولیه

پس از سقوط طالبان، کنفرانس بن زمینه شکل‌گیری دولت جدید افغانستان را فراهم کرد. مارشال فهیم ابتدا به عنوان وزیر دفاع و معاون رییس‌جمهور وارد ساختار دولت شد. حضور او برای بخشی از نیروهای مقاومت نوعی تضمین مشارکت در قدرت و جلوگیری از حذف جهادی‌ها بود.

او در جلسات متعدد با صراحت تاکید می‌کرد که مجاهدین افغانستان نباید از ساختار سیاسی حذف شوند. از نگاه او، حذف کامل نیروهای جهادی می‌توانست کشور را دوباره به بحران بی‌ثباتی سوق دهد. این موضع نشان‌دهنده درک واقع‌بینانه مارشال فهیم از موازنه قدرت داخلی و فشارهای بین‌المللی بود.

مرحله ۴. رقابت جهادی‌ها و بقایای خلق زیر نام جدید (تکنوکرات‌ها)

دولت جدید افغانستان با دو جریان قدرتمند مواجه بود:

 ۱)فرماندهان جهادی که نقش کلیدی در مقاومت و سقوط طالبان داشتند.

 ۲)حلقه تکنوکرات‌ها و سیاستمداران نزدیک و متحد به غرب، مانند زلمی خلیلزاد و اشرف غنی، که خواهان کاهش نفوذ جهادی‌ها در دولت بودند.

این رقابت به تضاد سیاست‌های داخلی و فشارهای بین‌المللی منجر شد. حذف کامل جهادی‌ها، از نظر مارشال فهیم، می‌توانست ثبات شکننده کشور را تهدید کند و روند دولت‌سازی را با بحران مواجه سازد، ما شاهد بودیم که با حذف مجاهدین از صحنه و ترور شخصیت های سیاسی و‌نظامی بی ثباتی و هرج و مرج  آغاز شد و اشرف غنی زیر نام پروسه جوان سازی و تقاعد جنرالان نظامی و کارکشته، انحصار طلبی و دامن زدن به مسایل قومی و زبانی وطن را بسوی بحران سوق داد. 

از آغاز دولت سازی، ادامه ترور‌های زنجیره‌ ای،توطیه سازی علیه مجاهدین تحت عناوین جنگ سالاران و تفنگ سالاران شروع شده بود و مارشال فهیم در چند جبهه در یک جنگ سرد هم در بین اردوگاه حوزه داخلی که علیه اش صف بندی و تبلیغات کاذب برای ترور شخصیتی اش جریان داشت و هم در سطح مخالفین حوزه مقاومت تا سطح منطقه و جهانی مبارزه داشت. 

۵. نقش منطقه‌ای و فشارهای بین‌المللی

دولت جدید افغانستان تنها در چارچوب سیاست داخلی شکل نگرفت. رقابت‌های منطقه‌ای نقش تعیین‌کننده‌ای داشتند مثلا:

 • ایران، روسیه و هند پیش از سقوط طالبان با جبهه مقاومت روابط نزدیکی داشتند.

 • روابط کابل با پاکستان همواره با بی‌اعتمادی و مداخلات امنیتی همراه بود.

 • حضور ایالات متحده و فشارهای سیاسی و نظامی آن، مسیر دولت‌سازی را جهت‌دار کرد.

مارشال فهیم در این معادلات، با حفظ تعادل داخلی و ملاحظات منطقه‌ای، سعی کرد نقش و جایگاه رهبران مقاومت را در دولت تثبیت کند.

مرحله ۶. بحران دولت‌سازی و ناکامی نهادها

یکی از چالش‌های اساسی افغانستان پس از ۲۰۰۱ ایجاد ارتش ملی آموزش دیده و نهادهای دولتی پایدار بود. دهه‌ها جنگ، رقابت‌های قومی و مداخلات خارجی، روند ایجاد نهادهای مستقل و غیرسیاسی را دشوار کرد.

مارشال فهیم و بسیاری از فرماندهان جهادی با محدودیت‌های عملی مواجه بودند باید سهم نیروهای مقاومت حفظ می‌شد، اما در عین حال ارتش و نهادهای دولتی باید مطابق به پالیسی های امریکا و غیرسیاسی می‌بودند. این تعارض یکی از علل اصلی ناکامی دولت‌سازی در افغانستان بود.

در کل بررسی نقش مارشال فهیم نشان می‌دهد:

 • او در مقاطع حساس توانست انسجام جبهه مقاومت را حفظ کند.

 • در دولت جدید، با حفظ تعادل سیاسی، مانع حذف کامل نیروهای مقاومت شد.

 • با وجود فشارهای داخلی و منطقه‌ای، تلاش کرد نقش جهادی‌ها را به نفع ثبات کشور مدیریت کند.

با این حال، دولت‌سازی در افغانستان تنها به عملکرد یک فرد یا گروه محدود نمی‌شود. رقابت‌های قومی، سیاسی و مداخله قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، فرصت‌های دولت‌سازی را محدود کرد.

نسل امروز افغانستان می‌تواند از این تجربه بیاموزد که ثبات پایدار تنها با پیروزی نظامی به دست نمی‌آید، بلکه نیازمند نهادهای قوی، فرهنگ سیاسی مسئولانه و نگاه بلندمدت به منافع ملی است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر