نوشته شده توسط admin در تاریخ 3 حمل 1405
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 155
نویسنده: میرا جان امیری
چند روزی میشود که در صفحات مجازی، نوار تصویری یکی از پیشکسوتان دنیای هنر سرزمین ما دستبهدست میشود.
در این نوار، روایت یک عمر تلاشِ نافرجام بازگو میگردد؛ روایتی که میتوان آن را از زوایای گوناگون مورد ارزیابی قرار داد. اینجا، بهگونهٔ فشرده به چند نکته اشاره میکنم.
وقتی به ارزیابی جوامع امروزی و حتی یک نسل پیشتر نگاه میکنیم و قصههای آن زمان را میشنویم، تفاوتهای بسیاری را درمییابیم.
در گذشته، احترام، ادب، عشق، محبت و نزاکتهای اجتماعی و خانوادگی، جایگاه برجستهتری داشت و همین ارزشها سبب میشد که حرمت بزرگان نگه داشته شود و مهربانی نسبت به خردسالان در جامعه پرورش یابد.
اما با شدت گرفتن جنگها در کشورهای اسلامی، بسیاری از خانوادهها مجبور به ترک خانه و سرزمین خود شدند. عدهای راهی کشورهای غربی، یا به اصطلاح امروزی، کشورهای جهان اول گردیدند و برخی از آنان، بدون در نظر گرفتن آداب و فرهنگ دینی و اجتماعی خویش، بیش از حد به فرهنگ غربی گرایش پیدا کردند.
والدین سالها زحمت میکشند؛ چون باغبانی که نهالی را میپرورد. شب را روز و روز را شب میکنند، بیهیچ دریغ و کمتوجهی، تا فرزندشان ثمری برای روزگار شود؛ روزگاری که خودشان آهستهآهسته به سوی پیری و ناتوانی میروند و نیازمند همان فرزندی میشوند که روزی برایش لالایی گفته و مهر ورزیدهاند.
اما دیدن این نوار تصویری از استاد محمدحسین آرمان، بغض را در گلوی هر انسانی که ذرهای احساس دارد، مینشاند. انسانی که سالها کوشید، هنر آموخت و هنر آفرید، اکنون در وضعیتی رقتبار دیده میشود.
انسان در این حالت به فرزندانش میاندیشد که چگونه ممکن است پدری را در چنین شرایطی، در زمانی که بیش از هر وقت دیگر نیازمند محبت و حضور خانواده است. به خانهٔ سالمندان بسپارند؟ هیچ دلیلی برای این بیمهری قابل پذیرش نیست.
جهان غرب شاید در رمانها و نوشتهها زیبا جلوه کند؛ در میان کاخها و آسمانخراشها میتوان تصویری فریبنده از پیشرفت و تمدن دید، اما این تصویر همیشه با واقعیت یکسان نیست. آنجا که انسانیت، احترام، عشق و ارزشهای خانوادگی کمرنگ شود، دیگر نمیتوان از حقیقت زیبایی سخن گفت.
انسان در این مسیر، تنها بزرگ میشود، تلاش میکند و گاهی بیهیچ پناهی دوباره سقوط را تجربه میکند؛ و این واقعیت در سرنوشت استاد آرمان بهروشنی دیده میشود.
زندگی در اصل، کِشت و درو است؛ هر آنچه بکاری، همان را برداشت خواهی کرد. همهٔ انسانها روزی طعم این حقیقت را خواهند چشید. در این میان، به یاد آهنگ ماندگار استاد میافتیم که سالها پیش با احساس خوانده بود:
دم پیری توانایی من باش
عصای دست تنهایی من باش…
عمر میگذرد و جوانی پایدار نیست. شور و نشاط نیز همیشگی نمیماند. انسان از کودکی به نوجوانی، از نوجوانی به جوانی و سرانجام به پیری میرسد. در این مسیر کوتاه و گذرا، باید قدر لحظهها را دانست، مهربان بود، احترام گذاشت و عشق ورزید تا در این جهان فانی و آن جهان باقی، سرافراز بود.
باید قدر پدر و مادر را دانست؛ محبت را نه فقط در گفتار، بلکه در عمل به آنان نشان داد و از حضورشان در کنار خود قدردانی کرد. آنان گوهرهایی نایاب و سرچشمهٔ آرامش، عشق و مهربانیاند.
بیتوجهی به آنان در کهنسالی و سپردنشان به خانهٔ سالمندان، چیزی جز انتظار خاموشِ مرگ نیست؛ ایستگاهی تلخ که در آن، انسان در میان بیمهری و تنهایی، لحظهها را به سختی سپری میکند و انتظار جهان ابدی را میکشد.
بیاییم قدر همدیگر را بدانیم، با محبت و آشتی زندگی کنیم؛ چرا که زندگی فرصتی کوتاه است. همهچیز بهسرعت میگذرد و حسرت، هیچگاه جای گذشته را پر نخواهد کرد.
در این بخش، نگاهی فشرده به زندگی استاد آرمان را مورد بازخوانی قرار میدهیم؛ که استاد گرامی از کجا آغاز کرد و در این مقام با چه فراز و نشیبهای روزگار به این جایگاه رسید.
استاد محمدحسین آرمان، آوازخوان و نوازندهٔ برجسته، در ۲۱ مارچ ۱۹۳۵ در شهر کهنهٔ کابل دیده به جهان گشود.
او از کودکی با دنیای موسیقی آشنا شد و نخستین نغمههایش را با اشتیاق در گوشهٔ خانه نواخت. این علاقه، بهمرور به عشقی ماندگار تبدیل شد و او را در مسیر شکوفایی هنر موسیقی افغانستان قرار داد.
از سال ۱۳۳۰ خورشیدی، همکاریاش با رادیو کابل آغاز شد و در کنار هنرمندان بزرگی چون استاد غلامحسین و استاد فرخ افندی، به ترویج موسیقی اصیل پرداخت.
پس از پایان تحصیلات در لیسهٔ مسلکی تجارت کابل، برای فراگیری گیتار به یوگوسلاویا رفت و پس از بازگشت، فعالیتهای هنریاش را در رادیو افغانستان ادامه داد.
در سال ۱۳۷۱ به سویس مهاجرت کرد، اما دوری از وطن هرگز از عشق او به موسیقی نکاست. در غربت، گروه موسیقی افغان را تشکیل داد و با اجرای کنسرتها، فرهنگ غنی موسیقی افغانستان را به جهانیان معرفی کرد.
او نهتنها هنرمندی بزرگ، بلکه آموزگاری دلسوز بود که در لیسهٔ موزیک کابل، نسلهای آینده را با هنر آشنا ساخت.
بیش از شصت سال فعالیت هنری او، میراثی ارزشمند است که در تاریخ موسیقی افغانستان و در دل مردم جاودانه خواهد ماند.
جوانیام بهاری بود، بگذشت
به ما یک اعتباری بود، بگذشت
میان ما و تو الفتی بود
که آن هم نوبهاری بود، بگذشت
بهار است و بهار است و بهار است
دل من داغدار است، داغدار است
ز گل و باغِ دورانِ جوانی
برایم یک خزان یادگار است
ز کف عمر و جوانی رفت، افسوس
بهار زندگانی رفت، افسوس
نگفتم راز دل یک دم به پیشش
ز پیشم یار جانی رفت، افسوس
بهار و سبزهزاران جوانی
نمیآید دگر در زندگانی
شده مویم سفید از بس که بارید
به سر خاکِ تو، آرمان جوانی
و در پایان:
«ما خاکیم و خدا عالم است»
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025