SANYA NEWS
سیاسی

وزن واقعی قدرت در میز مذاکره؛ کدام طرف امتیاز خواهد داد؟

نوشته شده توسط admin در تاریخ 21 حمل 1405

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 50


وزن واقعی قدرت در میز مذاکره؛ کدام طرف امتیاز خواهد داد؟

نویسنده: کیومرث دانش‌آبادی

آغاز گفت‌وگوهای تازه میان ایران و امریکا در پاکستان را باید در چارچوب یک تقابل ممتد و چندلایه تحلیل کرد. تقابلی که در طول دهه‌ها شکل گرفته و اکنون در نقطه‌ای حساس به میز مذاکره رسیده است. 

این نشست، امتداد طبیعی یک بحران انباشته است که با درگیری نظامی اخیر وارد مرحلۀ تازه‌ای شده و اکنون نیازمند بازتعریف در قالب سیاسی است.

ریشۀ این وضعیت را نمی‌توان در تحولات چند هفته گذشته جست‌وجو کرد. مناسبات تهران و واشنگتن پس از انقلاب اسلامی ایران وارد مسیری شد که بر پایه بی‌اعتمادی، رقابت و تقابل تعریف گردید. 

هر بحران تازه، این شکاف را عمیق‌تر کرده و مانع از شکل‌گیری یک چارچوب پایدار برای تعامل شده است. جنگ اخیر نیز در همین بستر قابل فهم است؛ حلقه‌ای از یک زنجیر طولانی، نه یک رخداد مستقل.

اکنون که دو طرف در برابر یکدیگر نشسته‌اند، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، فاصله آشکار در تعریف منافع و خطوط قرمز است. ایالات متحده، در دوره رهبری دونالد ترامپ، مجموعه‌ای از خواسته‌ها را دنبال می‌کند که هدف آن تغییر رفتار راهبردی ایران است. در سوی دیگر، تهران بر حفظ ظرفیت‌های کلیدی خود و رهایی از فشارهای اقتصادی تاکید دارد.

در چنین وضعیتی، مذاکره به میدان سنجش اراده‌ها تبدیل می‌شود. هر یک از طرفین تلاش دارد بدون عقب‌نشینی محسوس، امتیاز بگیرد و موقعیت خود را تثبیت کند. با این حال، واقعیت این است که توازن قوا در میدان اخیر به‌گونه‌ای رقم نخورده که یکی بتواند خواسته‌های خود را به‌طور کامل بر دیگری تحمیل کند. این عدم قطعیت، فضای گفت‌وگو را به‌شدت حساس و شکننده ساخته است.

یکی از ابعاد مهم این مذاکرات، تفاوت در برداشت دو طرف از مفهوم امنیت است. برای ایران، امنیت با حفظ توان بازدارندگی و نفوذ منطقه‌ای تعریف می‌شود. در مقابل، ایالات متحده امنیت را در محدودسازی همین مؤلفه‌ها می‌بیند. این تضاد در تعریف، گفت‌وگوها را از سطح اختلاف‌های فنی فراتر برده و به سطحی راهبردی رسانده است.

هم‌زمان، نقش بازیگران بیرونی بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. جایگاه اسراییل در محاسبات امنیتی واشنگتن، عاملی تعیین‌کننده در جهت‌گیری مذاکرات به شمار می‌رود. در سوی دیگر، ارتباط ایران با گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان بخشی از معادلات منطقه‌ای را شکل می‌دهد. این شبکه از بازیگران، میدان مذاکره را از یک رابطۀ دو جانبه فراتر برده و آن را به یک معادلۀ چندضلعی تبدیل کرده است.

از منظر داخلی نیز شرایط ساده نیست. دولت امریکا با فشارهای سیاسی و ضرورت ارایه دستاورد روبه‌رو است، در حالی که در ایران نیز هر توافق باید بتواند در برابر نگاه‌های انتقادی دوام بیاورد. این وضعیت، دامنه انعطاف را کاهش داده و تصمیم‌گیری را دشوارتر کرده است.

در چنین فضایی، مسیر رسیدن به توافق بیش از هر زمان دیگر باریک و لغزنده به نظر می‌رسد. هرگونه اشتباه محاسباتی یا برداشت نادرست از نیت طرف مقابل می‌تواند روند گفت‌وگوها را متوقف کند. هم‌زمان، نشانه‌هایی از آمادگی برای ادامه فشار نیز دیده می‌شود که بر شکنندگی وضعیت می‌افزاید.

با این همه، دیپلماسی همچنان به‌عنوان یکی از معدود گزینه‌های باقی‌مانده در برابر دو طرف قرار دارد. تداوم تقابل، هزینه‌هایی دارد که مدیریت آن در بلندمدت دشوار خواهد بود. از همین رو، هرچند مسیر توافق پیچیده است، اما انگیزه برای پرهیز از بازگشت به درگیری نیز وجود دارد.

آنچه سرنوشت این مذاکرات را تعیین می‌کند، میزان واقع‌گرایی در تصمیم‌گیری است. اگر طرفین بتوانند از چارچوب‌های حداکثری فاصله بگیرند و به یک درک مشترک از منافع قابل دستیابی برسند، امکان حرکت به سمت کاهش تنش فراهم می‌شود. در غیر این صورت، فضای موجود به‌سمت تشدید رقابت و حتی رویارویی دوباره سوق پیدا خواهد کرد؛ مسیری که نشانه‌های آن از هم‌اکنون نیز قابل مشاهده است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر