SANYA NEWS
سیاسی

پایداری و فرسایش فرهنگ و زبان؛ از ریشه‌های درونی تا تهاجمات بیرونی

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 31 حمل 1405

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 55


پایداری و فرسایش فرهنگ و زبان؛ از ریشه‌های درونی تا تهاجمات بیرونی

نویسنده: عبدالنصیر ضیایی

     فرهنگ و زبان، تنها ابزارهای ارتباطی، بنیادهای هویتی یک ملت‌ نیست؛ حافظهٔ تاریخی، نظام ارزشی و شیوهٔ اندیشیدن یک جامعه در آن‌ها تجسم می‌یابد. از همین‌رو، هرگونه آسیب یا تقویت این دو، به‌گونه‌ای مستقیم با سرنوشت یک ملت گره خورده است. اما این پرسش اساسی مطرح می‌شود که چه عواملی فرهنگ و زبان را تضعیف می‌کند، چه چیزهایی آن را مقاوم می‌سازد، و آیا می‌توان از این حوزه‌ها با هیاهو یا زور نظامی پاسداری کرد؟

     نخست باید پذیرفت که تهدیدهای اصلی علیه فرهنگ و زبان، بیش از آن‌که بیرونی باشند، ریشه در درون جامعه دارند. ضعف در نظام آموزشی، گسست میان نسل‌ها، بی‌اعتنایی به میراث فکری و ادبی، و احساس حقارت فرهنگی، از مهم‌ترین عواملی‌اند که به فرسایش تدریجی زبان و فرهنگ می‌انجامند. 

زمانی که یک جامعه به زبان خود به‌عنوان ابزار علم، تولید فکر و خلاقیت نگاه نکند، بلکه آن را صرفاً وسیله‌ای برای گفت‌وگوی روزمره بداند، به‌تدریج میدان را به زبان‌ها و فرهنگ‌های مسلط واگذار می‌کند. در چنین وضعیتی، حتی بدون «تهاجم» آشکار، نوعی استحالهٔ نرم و خاموش رخ می‌دهد.

     در برابر این آسیب‌ها، عناصر پایداری فرهنگ و زبان، عمدتاً در سه حوزهٔ اساسی شکل می‌گیرند: «آگاهی، نهادسازی و تولید». آگاهی به این معنا که افراد جامعه، ارزش و کارکرد زبان و فرهنگ خود را درک کنند و آن را بخشی از عزت و هویت خویش بدانند. 

نهادسازی، به معنای ایجاد و تقویت ساختارهای آموزشی، فرهنگی و رسانه‌ای است که زبان را به‌صورت زنده و کارآمد در جریان زندگی اجتماعی حفظ کنند. و مهم‌تر از همه، تولید؛ یعنی تولید علم، ادبیات، هنر و اندیشه به زبان بومی. زبانی که در آن فکر تولید نشود، دیر یا زود به حاشیه رانده خواهد شد.

      در این میان، نقش نخبگان، اهل قلم، معلمان و رسانه‌ها تعیین‌کننده است. اگر این گروه‌ها زبان را به سطحی‌نگری، تقلید و مصرف‌گرایی تقلیل دهند، جامعه نیز به همان مسیر کشانده می‌شود. اما اگر زبان را به عرصهٔ خلاقیت، نقد، نوآوری و تولید معنا ارتقا دهند، فرهنگ نیز پویایی خود را بازمی‌یابد.

     اما در مورد «تهاجم» و «دفاع»، باید با صراحت گفت که فرهنگ و زبان، میدان جنگ نظامی نیستند. تاریخ نشان داده است که هیچ زبانی با لشکرکشی پایدار نمانده و هیچ فرهنگی با زور سرنیزه در دل‌ها جا نگرفته است. آنچه در این عرصه تعیین‌کننده است، «قدرت نرم» است: جذابیت، کارآمدی، توانایی پاسخ‌گویی به نیازهای زمان و ظرفیت تولید معنا. 

زبان و فرهنگی که بتواند نیازهای علمی، اقتصادی، هنری و ارتباطی جامعه را برآورده سازد، خودبه‌خود گسترش می‌یابد و از نفوذ برخوردار می‌شود.

      هیاهو، شعار و تعصب کور، نه‌تنها کمکی به حفظ فرهنگ و زبان نمی‌کند، بلکه گاه نتیجهٔ معکوس می‌دهد. زیرا فرهنگ، پدیده‌ای زنده و پویاست و با تحمیل و اجبار سازگار نیست. دفاع مؤثر از فرهنگ و زبان، نیازمند کار عمیق، مداوم و خردمندانه است: اصلاح نظام آموزشی، حمایت از تولیدات فرهنگی، تقویت سواد زبانی، و ایجاد پیوند میان سنت و نیازهای معاصر.

     در نهایت، باید گفت که بقای فرهنگ و زبان، نه در انزوا و نه در تقابل خشونت‌آمیز، بلکه در تعامل هوشمندانه با جهان و در عین حال، اتکاء به ریشه‌های اصیل خود تحقق می‌یابد. ملتی که بتواند میان «اصالت» و «نوگرایی» توازن برقرار کند، نه‌تنها از تهاجم‌ها آسیب نخواهد دید، بلکه خود به منبع الهام و اثرگذاری بدل خواهد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر