SANYA NEWS
سیاسی

مسعود و رویکرد مدیریت بحران

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 5 ثور 1405

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 44


مسعود و رویکرد مدیریت بحران

نویسنده: معین اسلام‌پور

مدیریت بحران، مفهومی گمشده در میان رهبران سیاسی-نظامی افغانستان است؛ کشوری که سال‌ها در بحران زیسته و به آن عادت کرده است. در این مدت، هیچ‌گاه رهبران سیاسی نه در سطح ملی و نه در حوزه‌های قومی و جغرافیایی، الگوی مشخصی برای مهار بحران ارایه نکرده‌اند؛ بلکه هر یک خود به بخشی از مشکل و بحران‌زایی تبدیل شده‌اند.

در این میان، تنها شخصیتی که همواره دارای ایده و تفکر بلند و انسانی برای مدیریت بحران در همه زمینه‌ها و در بازه‌های زمانی مختلف بوده، احمدشاه مسعود است. 

برخی ممکن است با نگاه‌های قوم‌گرایانه، او را نیز در چارچوب تنگ خود به‌عنوان بخشی از بحران تعریف کنند، اما چنین برداشت‌هایی از واقعیت‌های میدانی دور است.

اگر عملکرد مسعود را با الگوی نظریه واقع‌گرایی تحلیل کنیم، او در عمل یکی از استثنایی‌ترین نمونه‌های رهبر-مدیر بحران در سطح ملی و نظامی افغانستان به شمار می‌رود. 

او در سخن و عمل بارها بحران را در شرایط دشوار مدیریت کرده است؛ به‌گونه‌ای که کمتر کسی ظرفیت چنین نوع مدیریت خلاقانه را برای او تصور می‌کرد.

پس از سقوط حکومت مجاهدین در سال ۱۳۷۵، زمانی که بسیاری از رهبران سیاسی و چهره‌های نظامی-قومی به خارج از کشور فرار کردند، مسعود با آرامش کامل به پنجشیر رفت. 

او طیف‌های پراکنده سیاسی، نظامی و قومی را دوباره سازمان‌دهی کرد و برای جلوگیری از فروپاشی کامل افغانستان در برابر تروریسم بین‌المللی و قومی، ساختار جدیدی را در قالب وزارت‌خانه‌ها و کمیته‌های اجرایی ایجاد نمود. همچنین الگوی مشخصی از حکومت‌داری را در مناطق تحت کنترول خود به اجرا گذاشت.

یکی از عوامل اصلی بحران در افغانستان، تضادهای قومی، انحصار قدرت و توزیع ناعادلانه سیاسی است. مسعود بارها برای مهار این بحران، رویکردهای عقلانی و عملی را پیشنهاد کرده و در بیش از نه مورد، با گروه‌های مختلف قومی و سیاسی توافق‌نامه‌های صلح امضا کرده است.

او در سفر به اروپا نیز طرح‌هایی برای عبور از بن‌بست سیاسی کشور ارائه کرد و در جمع مهاجران و خبرنگاران، دیدگاه‌های خود را مطرح ساخت. حتی در برابر برخی نقدها نسبت به حضور چهره‌هایی از حزب دموکراتیک خلق در ساختار حکومت، با رویکردی عقلانی تاکید داشت که هیچ قوم یا گروهی که در این جغرافیا زیست دارد، نباید حذف شود. 

از نگاه احمدشاه مسعود، قهرمان محلی کشور، مدیریت بحران نیازمند پذیرش واقعیت‌های اجتماعی و تاریخی کشور است.

مسعود در بسیاری از موارد با دیپلماسی خاموش و احتیاط راهبردی بحران‌ها را مدیریت می‌کرد و منافع ملی را به‌عنوان محور گفت‌وگوهای سیاسی مطرح می‌ساخت. کمتر رهبری در افغانستان دیده شده که چنین سطحی از انعطاف‌پذیری در حل بحران از خود نشان داده باشد.

تجربه تلخ دو دهه پس از او نشان داده است که رهبران سیاسی-نظامی، به‌ویژه پس از سقوط حکومت، نه‌تنها ظرفیت مدیریت بحران را نداشته‌اند، بلکه خود در دل بحران‌های پیچیده گرفتار شده‌اند؛ آن هم در شرایطی که امکانات و فرصت‌های سیاسی و مالی گسترده‌ای در اختیار داشته‌اند. 

با وجود این، در سال‌های سلطه طا-لبان نیز رهبران سیاسی همچنان فاقد راهبرد مشخص بوده و نتوانسته‌اند مسیر روشنی برای عبور از بحران ارایه کنند.

یکی از چالش‌های جدی امروز، هم‌سویی شکننده و پارتی‌محور رهبران سیاسی است؛ به‌گونه‌ای که نه به‌صورت فردی و نه جمعی توان تصمیم‌گیری مؤثر ندارند. 

در حالی که مسعود دارای طرح و راه‌کار عملی بود و تلاش می‌کرد محوریت قابل اعتماد ایجاد کند؛ به‌طوری که بسیاری ناگزیر می‌شدند برای عبور از بحران با او هم‌سو شوند. این تجربه بارها در کارنامه سیاسی-نظامی او تکرار شده است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر