SANYA NEWS
سیاسی

احمد مسعود و بحران نمایندگی تاجیکان

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 9 ثور 1405

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 84


احمد مسعود و بحران نمایندگی تاجیکان

نویسنده: دکتر اولیا جلالی

پنج سال گذشت و همچنان می‌گذرد؛ اما نه‌ تنها نشانی از اصلاح در رفتار، کردار و گفتار احمد مسعود دیده نمی‌شود؛ بلکه با گذشت هر روز، فاصله او از خواست و منافع جامعه تاجیک بیشتر، عمیق‌تر و نگران‌ کننده‌تر می‌شود. 

این پرسش در ذهن و فکر بسیار مردم شکل گرفته است که چگونه می‌توان به نام و نمایندگی یک ملت سخن گفت؛ اما گذشته تاریخی و واقعیت‌های عینی میدان را نادیده گرفت؟ 

چگونه می‌توان چشم بر آنچه گذشته و آنچه امروز در جریان است بست و در عین حال مدعی شد که طالبان نمایندگی از قوم افغان نمی‌کنند؟ 

این سخن را اگر امرالله خان و احمد ولی خان بگویند، شاید مردم حرفی نداشته باشند؛ اما زمانی که این سخن از زبان فرزند شادروان احمد شاه مسعود بیان می‌شود، داستان متفاوت می‌گردد. مردم می‌پرسند: آیا واقعاً این همان فرزند شیر دره پنجشیر است که گفته بود «عملیات ما برای ادبیات ماست»؟ 

تاریخ تنها مجموعه‌ای از روایت‌ها نیست؛ بلکه حافظه‌ای زنده است که در روح و جان مردم جریان دارد. 

یاد و خاطره جوانانی که تنها به جرم تاجیک بودن شهید شدند، مردمانی که حتی به جنازه‌هایشان بی‌حرمتی شد و جوانان سربلند و دلاوری که در دل هندوکش بی‌کفن دفن شدند؛ هنوز زنده است. 

همین گونه هنوز سخن آن چوپان‌ بچه ای پنجشیری در یاد و حافظه ما باقی است که مظلومانه ایستاده بود و می‌گفت: «عمک فیر نکنی، من بی‌گناه هستم.» اما هدف گلوله قرار گرفت و قامتش بی‌صدا فرو ریخت. 

نادیده گرفتن این جنایت‌ها نه‌ تنها بی‌اعتنایی به خون پاک جوانان تاجیک است؛ بلکه فاصله گرفتن از خط فکری و حافظه جمعی مردم حوزه مقاومت به شمار می‌رود؛ امری که زیر هیچ عنوان قابل توجیه و پذیرش نیست. 

جامعه تاجیک از فرزند شادروان احمد شاه مسعود انتظار داشت که صدایش از جنس صدای پدر باشد، نه از جنس صدای یون، اتمر، داووزی و خلیل‌زاد؛ صدایی که در آن منافع راهبردی تاجیکان بر هر مصلحت دیگری مقدم شمرده شود. اما آنچه امروز شنیده می‌شود؛ بدبختانه بیش از آنکه بازتاب آن میراث گران‌بها باشد، رنگی از مصلحت‌سنجی و سازش‌گرایی از جنس بیست سال پسین است. 

مسعود تنها در گذاشتن کلاه کج خلاصه نمی‌شود؛ آن نام حامل بار سنگینی از تاریخ، تمدن، ایستادگی و شناخت دوست و دشمن است. اگر این ویژگی‌ها در عمل بازتاب نیابد؛ آنچه باقی می‌ماند تنها سایه‌ای از یک نام است، نه امتداد یک راه. 

پنج سال صبر و امید، با این انتظار همراه بود که بازگشتی به درک عمیق‌تر از واقعیت‌های تاریخی و موجود صورت گیرد؛ اما آنچه دیده می‌شود، استمرار مسیری است که هر روز بیش از پیش از خواست مردم فاصله می‌گیرد. تأثیر حلقه‌های مشورتی و جهت‌گیری‌های مبهم؛ این نگرانی را تقویت کرده است که تصمیم‌گیری‌ها نه از دل و خواست جامعه؛ بلکه از سوی دشمنان راهبردی شکل می‌گیرد. 

این دوستان باید توجه داشته باشند که جامعه‌ای که رنج کشیده و ستم دیده است، حافظه‌اش را به آسانی واگذار نمی‌کند. هر سخنی که با این حافظه در تعارض باشد، با تردید و حتی طرد افکار عمومی مواجه خواهد شد. 

در پایان سخن، خطاب به آن نامی که هنوز در دل‌ها زنده است:

فرمانده مسعود!

اندوه ما از این نیست که دیگر در میان ما نیستی؛ اندوه ما این است که راهی را که با خون و باور ساخته بودی، امروز در غبار تردید و تفسیرهای سازش‌گرایانه گم شده است. اگر دوستان مأموریت‌ طلبت اقتدار را فروختند و از مسیر مکتب فکری تو فاصله گرفتند، عجیب نیست و شاید بتوان برای آن توجیهی یافت؛ اما زمانی که فرزندت نیز از برافراشتن پرچم زمین‌خورده تو به‌ تنهایی خجالت می‌کشد و در کنار پرچم منسوخ‌شده‌ای دیگر حرکت می‌کند؛ دیگر برای بیست میلیون تاجیک افغانستانی قابل توجیه نیست و این امر را نوعی بی‌حرمتی و خیانت به خون پاک تو می‌دانیم و هیچ توجیهی را در این زمینه نمی‌پذیریم. 

پنج سال، به پاس کلاه کجت و یگانه یادگارت، سکوت پیشه کردیم؛ اما مسیری که فرزندت در پیش گرفته است، در تضاد کامل با منافع راهبردی جامعه تاجیک افغانستان قرار دارد و بیش از این، سکوت برای نجيب زادگان رسالت مند، امکان پذیر نخواهد بود. 

یا این مسیر کج، ناسازگار و در تعارض با منافع تاجیکان اصلاح می‌شود و به اصول و میراث راه ترسیم‌ شده‌ات بازمی‌گردد، یا این قلم و قلم‌های آزاد دیگر صریح‌تر، روشن‌تر و بی‌پرده‌تر خواهند نوشت؛ زیرا منافع جامعه تاجیک و خواست افکار عمومی بر هر مصلحت دیگری مقدم است و نمی‌توان از آن چشم پوشید؛ همان‌گونه که خودت گفته بودی: «عملیات ما برای ادبیات ماست.»

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر