SANYA NEWS
سیاسی

تأملی بر‌ بیتِ استاد لاجوردین شهری: قفس بشکن پرو و بالی بدی پرواز ممکن کن

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 21 ثور 1405

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 87


تأملی بر‌ بیتِ استاد لاجوردین شهری: قفس بشکن پرو و بالی بدی پرواز ممکن کن

نویسنده: امان روزیانفر

قفس بشکن پرو و بالی بدی پرواز ممکن کن 

در این سیاره شهر بی افق آواز ممکن کن

گاهی در هیاهوی این جامعهٔ خسته و زخمی، انسان به شعری، متنی و سوژه‌ای  پناه می‌بَرد که بتواند دردهای ناگفته و آرزوهای خاموشش را در آن پیدا کند. بعضی کلمات، جملات و  شعرها تنها چند واژه نیستند؛ بلکه  انعکاسِ روحِ معترض و قلبِ خستهٔ انسان‌اند. 

استاد لاجوردین شهری در پهلوی همه سروده‌هایی عصیان‌گرانه‌اش‌گاهی آدمی را به جرئت، همت و جسارت فرا می‌خواند و برای زندگی چراغ می افزود.‌ ب  بیتِ بالا  استاد لاجوردین شهری مدت‌هاست که زمزمهٔ همیشگی ذهن و روحم شده است؛ زیرا در میان تاریکی، از آزادی، امید و شکستنِ قفس‌هایی سخن می‌گوید که انسان را از پرواز باز می‌دارند، ارچند‌ غایت و مفهوم شعر را خود شاعر می‌تواند تفسیر کنید و پرداز بدهد، اما من نیز  تعبیر خاص خودم را از  این بیت دارم.‌ 

 به باور من «قفس بشکن» در این شعر، تنها اشاره به زندانی واقعی نیست؛ بلکه نمادی از تمام محدودیت‌ها، ترس‌ها، ظلم‌ها و سکوت‌هایی‌ست که انسان را در بند نگه می‌دارند. قفسی که گاهی از استبداد ساخته می‌شود، گاهی از بی‌عدالتی، و گاهی از ناامیدی‌ای که آرام‌آرام روح انسان را خاموش می‌کند. استاد شهری  با لحنی آگاه و بیدار، انسان را فرا می‌خواند که این دیوارهای تاریک را بشکند و به نیروی درونی خویش ایمان بیاورد.

  و «پر و بال» در این شعر نماد توانایی، آرزو و آزادی انسان است. استاد می‌خواهد بگوید که هر انسان، هرچند در سخت‌ترین شرایط زندگی کند، باز هم توان برخاستن و پرواز کردن را در وجود خویش دارد. البته پرواز در اینجا، پرواز جسم نیست؛ بلکه رهایی اندیشه، بیداری شعور و ایستادن در برابر بی عدالتی ها و خاموشی‌ست.

و آنجا که می‌گوید: «در این سیاره‌شهرِ بی‌افق، آواز ممکن کن»، تصویری عمیق از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که در آن امید کم‌رنگ شده، عدالت خاموش مانده و مردم در میان تاریکی و بی‌سرنوشتی سرگردان‌اند. «بی‌افق» بودنِ شهر، نماد جامعه‌ای‌ست که آینده‌اش مبهم و راه روشنش بسته شده است. 

اما شاعر در برابر این تاریکی تسلیم نمی‌شود؛ بلکه انسان را دعوت می‌کند که حتی در چنین فضایی نیز صدای حقیقت، آزادی و امید را خاموش نکند.

«آواز» در این شعر، نماد فریاد عدالت‌خواهی، بیداری و زنده نگه‌داشتن روح انسانیت است. به تعبیر خودم استاد شهری  باور دارد که اگرچه ظلم می‌تواند انسان را خسته کند، اما نمی‌تواند رؤیای روشنایی را از او بگیرد. این شعر، فریاد آرام اما عمیقِ نسلی‌ست که هنوز با وجود تمام دردها، به آزادی، عدالت و طلوع فردایی بهتر ایمان دارد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر