SANYA NEWS
سیاسی

گذار از خط سیریلیک؛ بازگشت حماسی تاجیکستان به اطلس تمدن پارسی

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 11 جوزا 1405
نویسنده: مهرزاد عظیمی

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 155


گذار از خط سیریلیک؛ بازگشت حماسی تاجیکستان به اطلس تمدن پارسی

شنیدم که نصاب درسی تاجیکستان به زبان فارسی و با نوشتار فارسی در سراسر این کشور در حال اجرا درآمده است. این خبر می‌تواند یکی از مهم‌ترین تحولات فرهنگی و آموزشی سال‌های اخیر در منطقه باشد. 

این تغییر نشانه‌ای امیدوارکننده از توجه دوباره به زبان فارسی و جایگاه تاریخی آن در زندگی علمی و آموزشی جامعه تاجیکستان است و می‌تواند به تقویت پیوندهای فرهنگی، هویتی و فکری میان مردمان این حوزه کمک کند.

قرنی در غربت خط

برای درک عظمت این یک قدم به جلو، ناگزیر از نگاه به پشت سر هستیم؛ به یک قرن مهندسی فرهنگی که هدفی جز گسستن پیوند ملت تاجیک از ریشه‌های تمدنی‌اش نداشت.

داستان غم‌انگیز خط در فرارود (ماوراءالنهر) با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ آغاز نشد، بلکه با سیاست‌های مهندسی‌شدهٔ شوروی در دههٔ ۱۹۲۰ میلادی کلید خورد. در قلب تمدن فارسی‌زبان، جایی که سمرقند و بخارا قرن‌ها پایتخت شعر و خرد بودند، ابتدا در سال ۱۹۲۸ خط نیاکان – الفبای فارسی-عربی که هزار سال حامل آثار فردوسی، رودکی، بوعلی سینا و حافظ بود، متهم به مرتجعانه بودن شد و با الفبای لاتین جایگزین گردید. 

این تنها یک تغییر الفبا نبود، بلکه قطع عامدانهٔ دست نسل‌های آینده از میراث مکتوب گذشتگان بود؛ پدرانی که دیگر نمی‌توانستند نوشته‌های پدران خود را بخوانند.

اما ضربهٔ نهایی و هوشمندانه‌تر را ژوزف استالین در سال ۱۹۳۹ وارد آورد. با بخشنامه‌ای واحد، خط لاتینِ تازه‌جایگزین‌شده نیز کنار گذاشته شد و الفبای سیریلیک (روسی) بر تاجیکستان تحمیل گردید. 

این اقدام، یک تیر با چند نشان بود: نخست، ایجاد دیوار بصری میان تاجیکان با همزبانانشان در ایران و افغانستان؛ دوم، تسهیل روسی‌سازی فرهنگی و تحمیل واژگان روسی به‌جای معادل‌های اصیل فارسی؛ و سوم، ایجاد این توهم که زبان تاجیکی موجودیتی جدا از فارسی دارد، چرا که با الفبایی بیگانه نوشته می‌شود. این استبداد فرهنگی که سرلیکی نامیده می‌شد، هویت خط‌محور یک ملت را به محاق برد.

اکنون، فرمان امامعلی رحمان، پیشوای ملت، برای جایگزینی دقیق و جدیِ رسم‌الخط پارسی، نه یک اصلاح آموزشی، که یک رنسانس هویتی است. این تصمیم، سنگرشکنی در برابر دهه‌ها نظریه‌پردازی تجزیه‌طلبانه و پاسخی قاطع به آن ستم و استبداد فرهنگی است. 

این اقدام نشان می‌دهد که بار دیگر درگیری‌ها آهسته‌آهسته از بُعد اقتصادی و نظامی، بُعد هویتی و تاریخی می‌گیرند و تاجیکستان انتخاب کرده است که در این برخورد تمدن‌ها، در جبههٔ تمدن دیرینهٔ خود بایستد.

تصمیم دولت تاجیکستان برای بازگشت به رسم‌الخط پارسی، از منظر علمی و تاریخی، یک شاهکار و تابوشکنی در حوزهٔ زبان‌شناسی سیاسی و جامعه‌شناسی تاریخی است. این رویداد را از چند منظر می‌توان تحلیل کرد:

۱. رمزگشایی از زندان نمادین خط

از منظر زبان‌شناسی، خط تنها یک فناوری ارتباطیِ خنثی نیست، بلکه حامل هویت بصری زبان است. به گفتهٔ محققان، الفبای سیریلیک برای زبان فارسی-تاجیکی، که زبانی هندواروپایی با ساختار آوایی خاص خود است، لباسی تنگ و نامناسب بود. 

این خط در بازنمایی واکه‌های فارسی ناتوان است و ناگزیر به تحریف آوایی انجامیده است. بازگشت به خط پارسی-عربی (که با دقت و احتمالاً با اصلاحاتی برای تطابق دقیق‌تر آوایی همراه خواهد بود) به مثابهٔ بازگرداندن زبان به بستر طبیعی تکامل خود است. 

این «تحقق امر حیاتی» که شما بر آن تأکید دارید، نیازمند کمک‌های فنی ایران و افغانستان در زمینهٔ استانداردسازی فونت، نرم‌افزار و واژه‌گزینی است تا این گذار، دقیق و علمی باشد.

۲. پایان نظریهٔ زبان‌های جداگانه

دهه‌ها سیاست‌گذاری زبانی در شوروی بر این اصل استوار بود که گویش‌های فارسیِ آسیای میانه را به عنوان زبان تاجیکی از بدنهٔ اصلی زبان فارسی جدا کند. این سیاست با شعار زبان ملی برای هر جمهوری، در عمل به چندپارگی هویت فارسی انجامید. 

اقدام امروز تاجیکستان، این نظریهٔ سیاسی‌ساخته را به چالش می‌کشد. این یک بازگشت به اصل خویش است که از نظر علمی تأیید می‌کند فارسیِ تاجیکی، فارسیِ دریِ ایران و فارسیِ دریِ افغانستان، گونه‌هایی از یک زبان واحد با ریشه‌های مشترک هستند و اکنون با یکسان‌سازی تدریجی خط، زمینه برای همگرایی هرچه بیشتر ادبی و علمی فراهم می‌شود.

۳. بازآفرینی حافظهٔ جمعی و وزن تاریخی

همان‌طور که اشاره کردید، «در تمام امور نشانه‌های بازگشت به هویت تاریخی و فرهنگی دیده می‌شود». در حوزهٔ زبان و ادبیات، این بازگشت از همه حیاتی‌تر است. تصور کنید نسل جدید تاجیکستان بتواند شاهنامه فردوسی را به خطی که برای آن سروده شده بخواند، یا به دیوان حافظ و اشعار کمال خجندی و ناصرخسرو بدون واسطه دسترسی داشته باشد. این یک انقلاب در حافظهٔ جمعی است. 

باری که این بازگشت بر دوش دیگران خواهد گذاشت، به قول شما، بار هویتی و تاریخی است. ایرانِ فرهنگیِ یکپارچه، با این اقدام، نه به عنوان یک خاطرهٔ موزه‌ای، که یک بازیگر فعالِ تمدنی در معادلات منطقه‌ای و جهانی ظاهر می‌شود. این همان برخورد تمدن‌هایی است که نه با سلاح، که با الفبا و کتاب آغاز می‌شود و هژمونی فرهنگیِ تحمیلی را به عقب می‌راند.

این مسیر، سرشار از مسوولیت سنگین برای تمام پارسی‌گویان است. کمک به استانداردسازی آموزش، تولید محتوای دیجیتال مشترک، و تربیت معلم، وظایفی است که بر دوش روشنفکران ایران، افغانستان و تاجیکستان سنگینی می‌کند. تاجیکستان، پیشقراول این کاروان هویتی، نباید به تنهایی این راه را بپیماید.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر