SANYA NEWS
سیاسی

شکستن انحصار، تفسیر و ترس: «من جهنم را خریدم و درب آن را قفل زدم.»

نوشته شده توسط admin در تاریخ 15 قوس 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 110


شکستن انحصار، تفسیر و ترس: «من جهنم را خریدم و درب آن را قفل زدم.»

نویسنده: مهرزاد عظیمی

در پگاه تاریخ، آنگاه که زنجیرهای جهل و ترس، ارادهٔ ملت‌ها را در بند می‌کشند، ناگاه بانگی برمی‌خیزد. بانگی که چون آذرخش، تاریکی استبداد را می‌شکافد و ندایی که چون طوفان، بنیان برج و باروهای دروغ را میلرزاند. این ندا، فریاد رهایی‌بخشی است که از اعماق جان‌های دربند سر داده می‌شود و اعلام می‌دارد که دیگر بس است! این روایت، قصهٔ شکستن قفل‌های انحصار و دریدن پرده‌های ترس است؛ حماسهٔ آنانی که در برابر انحصارگران حقیقت می‌ایستند و «جهنم» ساختگی آنان را به مسخره می‌گیرند. از اعماق تاریخ اروپا تا کوه‌ساران غیور افغانستان، این نبرد مقدس ادامه دارد: نبردی برای بازپس‌گیری حق، عدالت، آزادی و سرنوشت. اینک، این مشعل را به دست شما می‌سپاریم؛ تا بدانید که شما نیز می‌توانید قفل‌بند جهنم‌سازان باشید.

همان گونه که مارتین لوتر با یک اقدام نمادین، انحصار تفسیر دین و تجارت بهشت و جهنم توسط نهادی مذهبی و فاسد (کلیسا) را درهم شکست. او با گفتن این جمله که «من جهنم را خریدم و درب آن را قفل زدم. نیاز نیست برای رفتن به بهشت هزینه کنید.»، سنگری تاریخی برپا کرد. در افغانستان امروز، گروه‌هایی همچون طالبان و سایر افراط‌گرایان، همین انحصار تفسیر دین را در اختیار گرفته‌اند و با اشاعهٔ رعب و ترس—از تکفیر، مجازات‌های دنیوی و وعده‌های عذاب اخروی—به تحکیم قدرت خود و سلب حقوق مردم مشغول‌اند.

هیچ فرد یا گروهی حق ندارد انحصاراً خود را نمایندهٔ خدا یا دین خوانده و با ترساندن مردم، از ایشان بهره‌کشی کند. دین، ابزار سلطه نیست. اقدام لوتر—خواه واقعی یا افسانه‌ای—عملی نمادین و گونه‌ای از نافرمانی مدنی بود که سیستم فاسد را به استهزا گرفت و شجاعت مقابله را به مردم نشان داد. گاهی یک اقدام نمادین، شعاری هوشمندانه یا حرکتی جمعی و مسالمت‌آمیز، چنان رعدی، پایه‌های ستم را می‌لرزاند. مقاومت می‌تواند شکلی خلاقانه و غیرخشونت‌آمیز نیز به خود بگیرد.

لوتر، طبقات تحت ستم را از زیر یوغ کلیسای فاسد و اشراف حامی آن رهانید. در افغانستان، مردم زیر یوغ سه‌گانهٔ استبداد، فقر و بنیادگرایی دست و پا می‌زنند. رهایی حقیقی تنها زمانی فرا می‌رسد که مردم، ترس درونی از ظالمان را کنار گذارند و باور کنند که سرنوشت‌سازند. این رهایی با آگاهی، اتحاد و عمل جمعی ممکن خواهد شد.

لوتر، متخصص دین (استاد الهیات) بود که از درون سیستم برآمد و آن را به چالش کشید. او با بهره‌گیری از دانش خویش، پایه‌های فکری نظام فاسد را هدف گرفت. نقش علمای دینی آگاه، روشنفکران، نویسندگان و تحصیل‌کردگان درون افغانستان/ خراسان نیز حیاتی است. آنان می‌توانند با ارائهٔ تفسیرهایی انسانی، عدالت‌محور و صلح‌جویانه از دین، گفتمان افراطیون را به خلأ فکری بکشانند. شجاعت «نه» گفتن از درون سیستم، تأثیری ژرف‌تر از فشارهای بیرونی دارد.

لوتر به تنهایی تاریخ را دگرگون نکرد. ایده‌های او زمانی تاریخ‌ساز شد که توسط توده‌های مردم، صنعتگران، شهسواران و شاهزادگان ناراضی حمایت و گسترش یافت. تغییر پایدار در افغانستان نیز نیازمند اتحادی فراقومی، فرامذهبی و فرازبانی حول محورهای مشترکی چون عدالت، کرامت انسانی، صلح و حق تعیین سرنوشت است. وجود دشمن مشترک (استبداد قومی و افراط‌گرایی) می‌تواند چنین اتحادی را تقویت کند.

جامعهٔ اروپای سدهٔ شانزدهم با افغانستان امروز بسیار متفاوت است، اما مکانیسم‌های قدرت—یعنی استفاده از دین برای اشاعهٔ ترس و انباشت ثروت—شباهتی تکان‌دهنده دارند. هرچند اصلاحات پروتستانی با جنگ‌های خونین همراه شد، پیام اصلی برای افغانستان امروز، تأکید بر روش‌های مسالمت‌آمیز و پرهیز از خشونت بیشتر است. همچنین باید یادآور شد که لوتر خود دیدگاهی محدود نسبت به زنان داشت. اما برای افغانستان، رهایی زنان از ستم مضاعف باید در قلب هر جنبش تغییر جای گیرد.

افغانستان جامعه‌ای کثیرالقومی است که استعمار و افراط‌گرایی تلاش کرده‌اند آن را تقسیم کنند. هر حرکت تغییری باید حساسیتی قومی داشته و در عین حال بر هویت مشترک افغانستانی/خراسانی تأکید ورزد.

میهن‌دوستان و آزادی‌خواهان حق‌طلب! «ظالمان همواره از دو سلاح بهره می‌برند: ترس و جهل. آنان با ترساندن شما از «جهنم» یا عذاب دنیوی، و با نگه داشتن شما در ورطهٔ نادانی، قدرت خویش را تداوم می‌بخشند. راه رهایی، غلبه بر ترس، اندوختن دانش—از دین راستین، حقوق خویش و تاریخ—و درک این حقیقت است که هیچ کس نمی‌تواند رابط انحصاری شما با خدا یا حق باشد. قدرت واقعی در همبستگی، آگاهی و شجاعت «نه» گفتنِ جمعی نهفته است. شما پیش از این، مقاومت‌هایی شکوهمند داشته‌اید؛ این روحیهٔ جاودان را با خرد و اتحادی نوین درهم آمیزید. آینده را قفل‌سازان جهنم تعیین نمی‌کنند، بلکه ارادهٔ جمعی مردمی رقم می‌زند که جهنم زمینی را به مبارزه طلبیده‌اند.»

این روایت، فراخوانی برای امید و عمل است، نه نویدی برای ناامیدی و انفعال.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر