SANYA NEWS
سیاسی

انسجام طالبان و پراکندگی جریان‌های سیاسی افغانستان

نوشته شده توسط admin در تاریخ 19 قوس 1404

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 97


انسجام طالبان و پراکندگی جریان‌های سیاسی افغانستان

نویسنده: عبدالنصیر ضیایی

در سه دههٔ گذشته، یکی از برجسته‌ترین واقعیت‌های سیاسی افغانستان تفاوت عمیق میان انسجام سازمانی طالبان و پراکندگی جریان‌های غیرطالبانی بوده است. با وجود تغییرات گستردهٔ داخلی و جهانی، طالبان توانسته‌اند به‌عنوان منسجم‌ترین نیروی سیاسی کشور باقی بمانند؛ در حالی که احزاب جهادی، جمهوری‌خواه، ملی‌گرا و نسل جدید سیاسی دچار تفرقه، نزاع درونی و از دست دادن پایگاه اجتماعی شده‌اند.

طالبان و انسجام در بحران:

طالبان از زمان ظهور تا امروز، با وجود فشارهای خارجی، از دست دادن رهبران، اختلافات درونی و جنگ‌های طولانی، توانسته‌اند ساختار و فرماندهی واحد خود را حفظ کنند. اختلافاتی مانند کنار رفتن عباس استانکزی، کشته‌شدن خلیل‌الرحمن حقانی یا سبکدوشی ملاکبیر، و کنارزدن و جمع کردن بسا فرماندهان ترک تبار و دیگران، هرگز به انشعاب تشکیلاتی منجر نشد.

اتکای طالبان به ایدئولوژی مشترک، فرمان‌برداری تشکیلاتی و هویت جمعی باعث شده آنان از بحران‌ها عبور کرده و به‌عنوان «آدرس واحد تعامل» در سطح داخلی و جهانی ظاهر شوند.

جریان‌های غیرطالبانی؛ فرصت‌های بزرگ، دستاوردهای کوچک:

 در مقابل، جریان‌های سیاسی مخالف طالبان، با وجود حمایت‌های گستردهٔ داخلی و بین‌المللی، فاقد قابلیت، دادن انسجام پایدار بوده‌اند.

     دلایل اصلی این فروپاشی:

      ۱- رهبرمحوری به‌جای نهادسازی.

      ۲- رقابت‌های درونی و اختلافات مزمن.

      ۳- وابستگی به حمایت خارجی.

      ۴- نبود برنامهٔ مدون و استراتژیک مشترک و اتاق واحد تصمیم‌گیری.

     نتیجه این عوامل، پراکندگی تشکیلاتی، از دست رفتن اعتماد اجتماعی و ناکامی در ایجاد بدیل سیاسی در برابر طالبان بوده است.

      نسل نو با نقد زیاد و سازماندهی کم: نیروهای تازه‌نفس سیاسی که زیر عنوان «نسل نو» وارد صحنه شدند نیز نتوانستند        محوریت یا جریان مؤثر و هدفمند تشکیل دهند. دلیل آن نیز نبود تجربهٔ سیاسی، فقدان طرح عملی و اختلافات درونی است.

     چرا طالبان طرف اصلی تعامل‌اند؟

     در شرایط کنونی افغانستان، سه عامل باعث شده طالبان در مرکز قدرت و تعامل قرار گیرند:

       ۱- انسجام تشکیلاتی در برابر پراکندگی مخالفان.

      ۲- هزینه‌پذیری سازمانی و تداوم هدف تعریف شده.

      ۳- نبود بدیل منسجم داخلی.

     در نتیجه، طالبان امروز به‌صورت طبیعی بازیگر محوری سیاست افغانستان شده‌اند.

     در نتیجه؛ تحلیل سه دههٔ گذشته نشان می‌دهد:

     طالبان به‌دلیل انسجام ایدئولوژیک و مدیریت درونی، توانسته‌اند دوام آورند؛ در حالی که جریان‌های غیرطالبانی با وجود فرصت‌های بزرگ، به‌دلیل اختلافات و نبود برنامهٔ مشترک، مدون و استراتژیک، نتوانستند نقش و قابلیت مؤثر در عمل ایفا کنند.

تا زمانی که این جریان‌ها به وحدت هدف تعریف شده، ساختار منظم و برنامهٔ مشترک، مدون و استراتژیک نرسند، طالبان همچنان یکه‌تاز عمل سیاسی و طرف اصلی تعامل داخلی و جهانی باقی خواهند ماند.

     نوت: اگر این متن موافق ذوق دوستانم نبوده باشد، با نقد ادبی می توانند ابراز نظر نمایند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر