خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 14 ثور 1405
اشتراک گذاری:
فیسبوک |
توییتر |
واتساپ |
لینکدین
بازدیدها: 65
نویسنده: میرا جان امیری
روزیکه بنفشه از این شهرِ ویرانه و جنگزده، فرسنگها دور رفت،
همیشه شاید بیشتر از هر چیزِ خاطراتش ذهن مرا درگیر میکرد.
نمیدانم؛ با رفتنش دیگر آرامشی در وجود خود احساس نمیکردم.
گویی او با رفتنش، اثری از آرامش را در من باقی نگذاشته بود.
شبها، همینکه سرم را بر بالش تکیه میدادم،
همهٔ خاطراتِ بودنِ بنفشه،
چون پردهٔ سینما بر سقف اتاقم رفتوآمد میکرد.
و هنوز خواب سراغم نمیآمد که نگاههایش چون حضورش در کنارم خیره میشد.
با همان گُلسری که در اوایل بهار،
دخترکهای خردسال در مسیر بندِ قرغه و درهٔ پغمان،
با گلهای بابونه میآرایند و به فروش میرسانند،
با لباسهایی رنگین، در ترکیب سرخ و سفید،
و موهای طلایی رها،
دورِ سرم به رقص میآمد…
و همیشه این بیت از حافظ بر زبانم جاری بود:
«مرا مهر سیهچشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد»
اتفاقاً همان شب، همینکه چشمانم به خواب رفت،
بنفشه چون ماهی درخشان به سویم میآمد.
حیران و مبهوت مانده بودم؛
گویی در دل بیدار بودم و میدانستم که او رفته است…
اما خواب و خیال، مرا در خود پیچانده بود.
با خود میگفتم:
چه شده است که بنفشه دوباره سراغ این وطن ویرانهاش را گرفته؟
آیا واقعاً دلش برای من تنگ شده است؟
در میان این همه گفتوگوهای درونی بودم که او نزدیکتر شد.
صدای وزش باد در میان درختان چنار
که تازه ماه جوزا رسیده بود، میپیچید.
دستم را گرفت و مرا به قدمزدن در پیادهروهای باغ بالا برد.
در راه، از گذشتهها گفت…
از ایام کودکیمان،
از رفتوآمدها به مسجد،
از زمستانهایی که پس از ختم سال تعلیمی،
عصرها برای یادگیری قرآن نزد کاکا ملا یعقوب میرفتیم…
به چایخانهٔ سیار ماما فضل رسیدیم؛
مثل همیشه، کنار درخت چنار،
روبهروی مهمانخانهٔ باغ بالا نشستیم.
چای گرم آمد،
و قصههای شیرین بنفشه ادامه داشت.
هر بار که لبانش به هم میخورد،
شادی در دلش موج میزد؛
گویی گمشدهاش را یافته بود.
و من آنسو محوِ سخنانش،
مشتاقانه و بیقرار گوش میدادم.
کمی نزدیکتر شد…
و هر بار که به چهرهاش مینگریستم،
این واژههای شاعرانه در ذهنم تکرار میشد:
تو، بنفشه!
از جنسِ کدام رازی؟
که اینچنین
شیفتهٔ شعرِ توأم؟
واژگانم
در حیرت چشمانت،
مصرعها
در بهت نگاهت،
بیتها
محوِ حضور تو…
و تو…
غزلغزل
زیبا شدی.
صحبت های ما داغ بود و حرفها یکی پس از دیگری ردوبدل میشد.
در اوجِ همان لحظات،
ناگهان چشمم باز شد…
صبح شده بود،
و نور تازهٔ خورشید
بر گوشهٔ اتاقم میدرخشید.
نه ماهی بود،
نه آن لحظات…
و این همان واقعیت بود
که او رفته است،
و باز نخواهد گشت.
او چون ستاره شد؛
دور…
اما دوستداشتنی.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
ترامپ: ۴۸ ساعت آینده برای خاورمیانه سرنوشتساز است!
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
پوتین: لغو دیدار با ترامپ موقت است، روسیه آماده گفتوگو است
وزیر دارایی اسرائیل به عربستان: کشور فلسطین نمیخواهیم، شترسواریتان را ادامه دهید!
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کر
فرانسه سومین حکم بازداشت بینالمللی علیه بشار اسد صادر کرد
درگیری شبانه در قندهار؛ گزارشها از تلفات طالبان حکایت دارد
احمد ولی هوتک در مسابقه MMA در بلاروس به پیروزی رسید
۴ کشته و ۸ زخمی بر اثر واژگونی خودرو در ولایت کنر
۲۴ اکتوبر؛ روز جهانی مبارزه با بیماری فلج کودکان
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید
شمار تلفات غزه به بیش از ۶۸ هزار نفر رسید.
25.Oct.2025
26.Oct.2025
26. Oct. 2025