SANYA NEWS
سیاسی

افغانستان و اندیشهٔ نظم‌سیاسی

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 19 جوزا 1405
نویسنده: حسام‌الدین طارق

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 148


افغانستان و اندیشهٔ نظم‌سیاسی

هابز، لاک و ژان‌ژاک روسو نظریه‌‌های خود درباره‌ی  وضع طبیعی، قرارداداجتماعی و ساختار حکومت را در بستر شرایط تاریخی، اجتماعی و سیاسی جوامع خویش تدوین کردند. 

 از این‌رو، مفاهیمی که آنان از وضع طبیعی انسان، منشأ قدرت سیاسی و قرارداداجتماعی ارائه می‌کنند در چارچوب واقعیت‌ها و نیازهای شرایط و زمانه‌ی خود قابل درک است. 

 این اندیشمندان با تبیین رابطه‌ی میان فرد جامعه و دولت، سهم بسیار مهمی در شکل‌گیری اندیشه‌ی سیاسی مدرن داشته‌‌اند و نظریات آنان هم‌چنان از مباحث بنیادین در حوزه‌ی حکومت‌داری به‌شمار می‌رود.

همان‌گونه که پیش‌تر نیز اشاره شد برداشت از «وضع طبیعی» امری ثابت و یکسان نیست و می‌تواند متأثر از شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی جوامع مختلف باشد. 

 از این منظر، مطالعه‌ی حکومت‌داری در هر جامعه نیازمند توجه همزمان به مبانی نظری قرارداد اجتماعی و واقعیت‌های عینی آن جامعه است؛ زیرا چگونگی شکل‌گیری نظم سیاسی رابطه‌ی دولت و جامعه و شیوه‌ی اعمال قدرت در بستر شرایط خاص هر جامعه معنا و کارکرد خود را پیدا می‌کند و بدون در نظر گرفتن این زمینه‌ها تحلیل ساختار‌های سیاسی از عمق و جامعیت لازم برخوردار نخواهد بود؛ از این‌رو فهم سیاست هم‌واره در مرز میان اندیشه و واقعیت شکل می‌گیرد.

 در افغانستان بعنوان جامعه‌ی با تجربه‌‌های پیچیده‌ی تاریخی تنوع اجتماعی و تحولات سیاسی مداوم مسئله‌ی نظم‌سیاسی و رابطه‌ی دولت و جامعه هم‌واره در پیوند با شرایط خاص داخلی قابل تحلیل است. 

ساختار قدرت، روند دولت‌سازی و چگونگی شکل‌گیری نهادهای سیاسی در این کشور تحت تأثیر عوامل تاریخی، فرهنگی، قومی و منطقه‌‌ی قرارداشته و همین‌امر ضرورت توجه به زمینه‌های بومی را در کنار بهره‌گیری از نظریات کلاسیک قرارداداجتماعی برجسته می‌سازد.

 بنابراین فهم مسائل حکومت‌داری در افغانستان زمانی دقیق‌تر خواهد بود که هم میراث اندیشه‌ی سیاسی کلاسیک و هم واقعیت‌‌های عینی و تاریخی این کشور به‌صورت همزمان و در یک چارچوب تحلیلی منسجم مورد توجه قرار گیرد.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر