SANYA NEWS
سیاسی

تحلیل قیاس‌ناپذیری وضعیت جمعه‌خان فاتح و مولوی مهدی هزاره

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 2 سرطان 1405
نویسنده: مهرزاد عظیمی

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 161


تحلیل قیاس‌ناپذیری وضعیت جمعه‌خان فاتح و مولوی مهدی هزاره

در تحلیل تحولات سیاسی و نظامی افغانستان، قیاس اشخاص و رویدادها بدون درنظر گرفتن تفاوت‌های تاریخی، جغرافیایی، قومی و شرایط عینی، اغلب به نتیجه‌گیری‌های نادرست می‌انجامد. هر شخصیت و هر حرکت سیاسی، در بستر ویژه‌ای شکل می‌گیرد و با معیارهای خاص خود قابل ارزیابی است. از همین رو، مقایسهٔ وضعیت کنونی جمعه‌خان فاتح با سرنوشت مولوی مهدی هزاره، از جهات گوناگون، نیازمند بازنگری و دقت بیشتری است.

اول: جمعه‌خان فاتح، فرماندهٔ ناراضی گروه طالبان، چه می‌کند و از فراز و فرود روزگار چه آموخته است، بماند به قضاوت خودش؛ زیرا نیک می‌دانم که او تاریخ را، دست‌کم به اندازه‌ای که تعهدشکنی و مکارگی شوونیست‌های قبیله‌گرا را درک کند، می‌شناسد و رویدادهای پنج سال گذشته را نیز با چشم خود دیده است. 

اما مقایسه کردن آقای فاتح با آقای مهدی هزاره، به دلایل مختلف، نادرست است. نخست آن‌که آقای فاتح تاجیک و برخاسته از کوه‌پایه‌های درواز است؛ منطقه‌ای با جغرافیای پیچیده، طولانی، استراتژیک و دارای ویژگی‌های خاص نظامی که افزون بر منابع تمویلی و عقبهٔ جنگی، از مسیرهای اکمالاتی و ظرفیت برقراری ارتباط با منطقه نیز برخوردار است. 

این در حالی است که مهدی هزاره از چنین امکاناتی بهره‌مند نبود و هزاره بودنش، خود، باری سنگین و مانعی جدی در مسیر پذیرش و حمایت سیاسی به شمار می‌رفت. هزاره‌ها هیچ‌گاه در افغانستان، به‌ویژه از سوی طالبان، آن‌گونه که شایسته است، جدی گرفته نشده‌اند و همچنان با تبعیض و بی‌اعتمادی روبه‌رو هستند.

دوم: پس از شورش آقای مهدی علیه طالبان و رهبرشان هیبت‌الله، طالبان بدخشانی و مردم بدخشان بارها علیه استبداد و فزون‌خواهی پشتون‌ها اعتراض و خیزش کردند. هرچند در بسیاری موارد با اعطای امتیاز، نارضایتی‌ها به‌گونه‌ای موقت مهار شد، اما ماجرای شهربزرگ داستان دیگری داشت؛ جایی که به باور بسیاری، آقای فطرت، رییس ارتش طالبان، نقش اصلی را در فریب فرمانده ناراضی ایفا کرد و او را به دام زندان کشاند. تجربه‌های تاریخی و رخدادهای گذشته نیز نشان داده است که نوع برخوردی که با هزاره‌ها و ازبیک‌ها صورت گرفته، به همان شکل با تاجیک‌ها قابل تکرار نبوده است.

سوم: تاجیکان، به‌ویژه مردم بدخشان، به دلیل موقعیت استراتژیک و مسیرهای اکمالاتی‌شان، همواره یکی از طرف‌های اصلی معادلات قدرت بوده‌اند و بارها حاکمان پشتون را به چالش کشیده‌اند. سرکوب بدخشان با نیروی غیربومی، به سبب جغرافیای دشوار و کوهستانی آن، کاری آسان نیست. 

این سرزمین، به‌گونه‌ای طبیعی، ظرفیت بالایی برای مقاومت دارد و هر نیرویی که بدون شناخت و پشتوانهٔ محلی وارد آن شود، با دشواری‌های جدی روبه‌رو خواهد شد. طالبان نیز تجربهٔ تلخ این واقعیت را در دوران مقاومت نخست به یاد دارند و بعید است بخواهند آن را بار دیگر تکرار کنند.

با این همه، آنچه امروز می‌تواند برای بدخشان نگران‌کننده باشد، حضور افرادی است که، آگاهانه یا ناآگاهانه، در جهت تحقق برنامه‌های دیگران عمل می‌کنند و منافع مردم خود را نادیده می‌گیرند. این مسئله خطری جدی است و امید آن می‌رود که تجربه‌های تلخ گذشته، برای همگان درس عبرتی شده باشد تا دیگر در مسیر تفرقه، دشمنی و رفتارهای زیان‌بار گام نگذارند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر