SANYA NEWS
سیاسی

افغانستانِ خاموش

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 3 سرطان 1405
نویسنده: امید بهروز

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 71


افغانستانِ خاموش

در افغانستان امروز، سکوت همیشه به معنای نبودن صدا نیست؛ گاهی به معنای تغییر شکل صداست. صداهایی که روزی بلند، آشکار و جمعی بودند، حالا آهسته‌تر شده‌اند، محتاط‌‌‌تر و در بسیاری موارد به حاشیه رفته‌اند. 

این تغییر، یک اتفاق ناگهانی، فرسایشی و تدریجی است، مانند فروریختن آرام دیواری که کسی لحظه فروپاشی آن را دقیق نمی‌بیند، اما روزی متوجه می‌شود که دیگر آن دیوار سرِ جایش نیست.

در سال‌هایی نه‌چندان دور، رسانه‌ها در افغانستان فقط ابزار اطلاع‌رسانی نبودند؛ بخشی از زندگی اجتماعی بودند. صدای اعتراض، روایت رنج، نقد قدرت و حتی امید به آینده در قالب گزارش‌ها، برنامه‌ها و گفت‌وگوها جریان داشت. شهرها، به‌ویژه کابل، هرات و مزارشریف، پر از بحث بود؛ بحث‌هایی که از اتاق‌های خبر تا دانشگاه و قهوه‌خانه امتداد پیدا می‌کرد.

اما امروز، آن گفت‌وگوی عمومی انگار به‌تدریج عقب‌نشینی کرده است؛ نه به‌طور کامل خاموش شده، بلکه تغییر مکان داده است.

در سطح رسانه‌ها، کاهش ظرفیت، تعطیلی برخی رسانه‌های محلی و محدود شدن فعالیت‌ها، فقط یک بخش ماجراست. بخش مهم‌تر، تغییری است که در درون حرفه خبرنگاری رخ داده است: تغییر در «جرأت پرسیدن» و «آزادی روایت». خبرنگاران بسیاری می‌گویند پیش از آن‌که خبر را بنویسند، باید آن را سبک‌سنگین کنند؛ نه فقط از نظرِ صحت، بلکه از نظر پیامد.

در چنین فضایی، خودسانسوری دیگر یک اصطلاح نظری نیست؛ یک رفتار روزمره است. گاهی در انتخاب تیتر، گاهی در حذف یک جمله و گاهی در اساسِ تصمیم به نوشتن یا ننوشتن یک گزارش. این نوع سانسور خاموش، شاید دیده نشود، اما اثرش در همه‌جا قابل لمس است: در یک‌نواخت‌تر شدن روایت‌ها، در کم‌رنگ شدن دیدگاه‌های متنوع و در کاهشِ جسارت رسانه‌ای.

با این حال، این تغییر فقط در اتاق‌های خبر اتفاق نیفتاده است. جامعه نیز تغییر کرده است. شهروندانی که زمانی درباره سیاست، اجتماع و آینده با صدای بلند صحبت می‌کردند، اکنون بیشتر با احتیاط سخن می‌گویند. گاهی در جمع‌های کوچک، گاهی در پیام‌های خصوصی و گاهی اصلاً نه.

این جابه‌جایی از فضای عمومی به فضای خصوصی، یکی از مهم‌ترین تحولات نامرئی سال‌های اخیر است؛ تحولی که شاید در آمارها به‌سختی دیده شود، اما در زندگی روزمره کاملاً محسوس است. گفت‌وگوها کمتر عمومی شده‌اند و بیشتر در حلقه‌های محدود جریان دارند؛ حلقه‌هایی که اعتماد در آن‌ها بیشتر است، اما تأثیر اجتماعی‌شان محدودتر.

در شهرهای بزرگ، سکوت جدید شکل پیچیده‌تری دارد. کافی است به جمع‌های دانشگاهی، نشست‌های فرهنگی یا حتی گفتوگوهای روزمره در محیط‌های کاری دقت شود؛ موضوعات همان‌اند، اما لحن‌ها تغییر کرده‌اند. واژه‌ها با احتیاط انتخاب می‌شوند، جمله‌ها کوتاه‌تر شده‌اند و بسیاری از بحث‌ها «نیمه‌تمام» می‌مانند.

در این میان، رسانه‌های باقی‌مانده تلاش می‌کنند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند. برخی به موضوعات اجتماعی و اقتصادی روی آورده‌اند، برخی به تولید محتوای سبک‌تر و برخی نیز به فضای دیجیتال مهاجرت کرده‌اند. اما این تغییر مسیر همیشه انتخاب آزادانه نیست؛ گاهی نوعی سازگاری با واقعیت موجود است.

در کنار این، فضای دیجیتال نیز اگرچه گسترده‌تر به نظر می‌رسد، اما آن هم از چالش‌های خود خالی نیست؛ از نبود ثبات گرفته تا مسئله اعتماد به اطلاعات. در نتیجه، حتی آن‌جا که صداها بیشتر به نظر می‌رسند، همیشه به معنای قوی‌تر شدن گفت‌وگو نیست.

با همه این‌ها، آنچه امروز در افغانستان در حال رخ دادن است، شاید بیش از هر چیز یک بازتعریف خاموش باشد؛ بازتعریف رابطه میان رسانه، جامعه و قدرت. نه یک پایان قطعی و نه یک آغاز روشن؛ بلکه یک وضعیت میان‌مرحله‌ای، مبهم و در حال شکل‌گیری.

در چنین وضعیتی، سؤال اصلی شاید این نباشد که آیا رسانه‌ها خاموش شده‌اند یا نه؛ بلکه این باشد که صداها در چه قالبی، با چه احتیاطی و با چه هزینه‌ای هنوز ادامه دارند.

و شاید پاسخ همین باشد: «صداها هنوز هستند، اما دیگر مثل گذشته شنیده نمی‌شوند.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر