SANYA NEWS
سیاسی

از کربلا تا امروز؛ جدال قدرت و عدالت

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 4 سرطان 1405
نویسنده: خبرگزاری ثانیه

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 58


از کربلا تا امروز؛ جدال قدرت و عدالت

هر سال که محرم از راه می‌رسد، گویی رشته‌ای نامرئی از دل تاریخ تا زمانه امروز کشیده می‌شود. رشته‌ای که از کربلا آغاز شد، اما در همان لحظه متوقف نماند و در حافظه انسان ادامه یافت.

بسیاری عاشورا را یک رخداد تاریخی می‌بینند؛ روایتی که در گذشته‌ای دور اتفاق افتاده و در کتاب‌ها ثبت شده است. اما اگر اندکی عمیق‌تر نگاه شود، عاشورا بیشتر از یک واقعه است؛ معیاری برای سنجش انسان در برابر قدرت، عدالت و مسوولیت اخلاقی.

کربلا میدان یک تقابل ساده نظامی نبود؛ رویارویی دو فهم متفاوت از قدرت بود. در یک سو قدرتی قرار داشت که خود را پاسخ‌گو نمی‌دید و بقای خویش را بر اطاعت بی‌چون‌وچرا استوار می‌کرد. در سوی دیگر، نگاهی شکل گرفته بود که قدرت را بدون عدالت، پوچ و بی‌اعتبار می‌دانست.

در یک سو ساختاری دیده می‌شد که پرسش را تهدید تلقی می‌کرد و نظم موجود را حقیقتی تغییرناپذیر می‌پنداشت. در سوی دیگر صدایی بود که باور داشت هیچ قدرتی نباید از پرسش و نقد دور بماند.

قرن‌ها گذشته است، اما اصل ماجرا همچنان زنده مانده است.

در جهان امروز نیز نمونه‌های فراوانی دیده می‌شود که در آن‌ها اطاعت بر آگاهی برتری می‌یابد، سکوت جای گفت‌وگو را می‌گیرد و پرسش‌گری به چشم خطر نگریسته می‌شود. در چنین فضاهایی، انسان مطلوب، انسانی خاموش است، نه انسانی آگاه.

افغانستان یکی از نمونه‌های روشن این وضعیت است.

در سرزمینی که روزگاری آموزش عالی برای هزاران جوان، به‌ویژه دختران، بخشی از زندگی روزمره بود، امروز بخش بزرگی از جامعه از این امکان دور مانده است. در جایی که رسانه‌ها با تمام محدودیت‌ها روایت‌گر زندگی مردم بودند، امروز بسیاری از صداها یا خاموش شده‌اند یا راهی بیرون از مرزها یافته‌اند. و در جایی که نسل جوان در پی ساختن آینده‌ای متفاوت بود، اکنون سایه سنگین ناامیدی بر بخش بزرگی از جامعه گسترده شده است.

این وضعیت در حالی شکل گرفته که قدرت سیاسی خود را در چارچوب‌های دینی و ارزشی معرفی می‌کند.

اما تجربه تاریخ نشان می‌دهد که دین در ذات خود ابزار توجیه سلطه نیست؛ بلکه این قدرت است که در دوره‌های مختلف تلاش کرده خود را در پوشش معناهای دینی بازتعریف کند.

در روایت کربلا نیز بسیاری از کنش‌گران خویش را در برابر دین قرار نمی‌دادند؛ سخن از حفظ نظم اجتماعی و سیاسی داشتند. نقطه بحران از جایی آغاز شد که قدرت، خود را هم‌معنای حقیقت معرفی کرد.

همین نقطه‌ای است که در تاریخ بارها تکرار شده است.

خطرناک‌ترین ساختارهای سیاسی الزاماً آن‌هایی نیستند که آشکارا در برابر ارزش‌ها می‌ایستند؛ بلکه آن‌هایی هستند که هر نقدی را برابر با مخالفت با اصول بنیادین تعریف می‌کنند و مرز میان قدرت و حقیقت را از میان برمی‌دارند.

افغانستان امروز در چنین وضعیتی ایستاده است؛ جایی که پرسش از ساختار قدرت، در بسیاری موارد با محدودیت یا حذف پاسخ می‌گیرد.

در چنین فضایی، بازخوانی عاشورا بیشتر از یک مرور تاریخی، به یک نیاز فکری تبدیل می‌شود.

عاشورا یادآور این پرسش است که چگونه می‌توان حقیقت را در میان هیاهوی قدرت تشخیص داد و چگونه می‌توان میان اقتدار سیاسی و مشروعیت اخلاقی فاصله گذاشت.

این روایت یادآور می‌شود که قدرت بدون عدالت، به سرعت به ابزار سلطه بدل می‌شود و عدالت، بدون امکان پاسخ‌گویی، رنگ می‌بازد.

هیچ ساختاری با محدود کردن آموزش، خاموش کردن صداهای مستقل و تنگ کردن میدان نقد، نمی‌تواند ادعای عدالت داشته باشد. عدالت در جایی معنا می‌یابد که همه صداها امکان شنیده شدن داشته باشند.

کربلا از همان لحظه‌ای آغاز شد که قدرت، خود را بی‌نیاز از پاسخ‌گویی دید.

شاید همین پرسش است که هنوز در زمانه ما زنده مانده است؛ وقتی حقیقت و قدرت در برابر هم قرار می‌گیرند، کدام یک باید عقب بماند؟

و شاید همین پرسش است که نشان می‌دهد چرا کربلا هنوز در ذهن انسان پایان نیافته است؛ زیرا مسئله اصلی آن همچنان در جهان امروز نیز بی‌پاسخ مانده است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر