SANYA NEWS
سیاسی

سی‌وچهارمین سالگرد ریاست‌جمهوری استاد ربانی؛ ظهور یک چالشگر نظم سنتی

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 10 سرطان 1405
نویسنده: شفیع الله شهزاد عزیزی

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 164


سی‌وچهارمین سالگرد ریاست‌جمهوری استاد ربانی؛ ظهور یک چالشگر  نظم سنتی

سی‌وچهار سال از روزی می‌گذرد که استاد برهان‌الدین ربانی، در یکی از پیچیده‌ترین مقاطع تاریخ معاصر افغانستان، زمام اداره‌ی کشور را به دست گرفت. این سالگرد، فراتر از یک یادآوری تاریخی، فرصتی مغتنم برای واکاوی یکی از بن‌بست‌شکن‌ترین تحولات سیاسی افغانستان است؛ تحولی که در آن، انحصار چندین‌ساله‌ی قدرت مبتنی بر ساختارهای قبیله‌ای، با چالشی بنیادین از سوی گفتمانی نوظهور روبرو شد.

برای سده‌ها، ساختار قدرت در افغانستان بر پایه‌ی روابط قبیله‌ای، میراث‌خواهی و انحصار نخبگان سنتی استوار بود. در این نظام، مشارکت سیاسی نه حقی عمومی، که امتیازی برای طبقات خاص به شمار می‌رفت. اما تحولات نیمه‌‌ای دوم قرن بیستم، به‌ویژه گسترش مراکز علمی و شکل‌گیری جریان‌های فکری نوین، بستر را برای ظهور نسل جدیدی از رهبران فراهم کرد؛ رهبرانی که مشروعیت خویش را نه از تبار یا قدرت نظامی، بلکه از کنشگری سیاسی، اندیشه‌ورزی و اعتماد اجتماعی کسب کردند.

شهید استاد ربانی، به عنوان یکی از برجسته‌ترین چهره‌های این نسل، مسیری پیمود که از تدریس در دانشگاه تا رهبری جریان‌های مقاومت و در نهایت، ریاست دولت را در بر می‌گرفت. حضور او در عرصه‌ی سیاست، تنها ظهور یک فرد نبود، بلکه تجلی اراده‌‌ای جمعی جریان‌هایی بود که خواهان نقش‌آفرینی در تعیین سرنوشت خویش بودند.

به قدرت رسیدن شهید استاد ربانی در سال ۱۳۷۱ خورشیدی، از این منظر، گسستی آشکار در تداوم نظم سنتی محسوب می‌شود. این واقعه، نه فقط انتقال ساده‌ی قدرت که نماد ورود نیروهای فکری و سیاسی برخاسته از متن جامعه به ساختار رسمی حکومت بود. او ثابت کرد که افغانستان دیگر کشوری نیست که صرفاً با معادلات  قبیله‌ای اداره شود، بلکه عصر جدیدی فرا رسیده که در آن، خواست تغییر، بر میراث سکون غلبه پیدا می‌کند.

البته، دوران ریاست‌جمهوری شهید استاد ربانی با چالش‌های طاقت‌فرسایی همراه بود: جنگ‌های ویرانگر داخلی، رقابت‌های فرسایشی گروه‌ها، و مداخلات بی‌امان منطقه‌ای و جهانی. در چنین شرایط آشفته‌ای، او کوشید تا ایده‌‌ای «دولت» را به عنوان نهادی فراتر از جناح‌ها حفظ کند و بر استقلال و مشروعیت نظام سیاسی در برابر هرج‌ومرج داخلی و فشارهای خارجی پافشاری نماید.

با این حال، اهمیت تاریخی استاد ربانی را نباید در همین دستاوردهای ظاهری خلاصه کرد. اهمیت واقعی او در به چالش کشیدن کهن‌ترین الگوهای توزیع قدرت است. او ثابت کرد که دیوارهای بلند انحصار، هرچند کهن‌سال، در برابر سیل تحولات اجتماعی و سیاسی نفوذناپذیر نیستند. در این معنا، او نه فقط یک رئیس‌جمهور، بلکه نماد گذار تاریخی افغانستان از عصر سنت‌محوری به دوران تکاپوی مدرن برای حاکمیت ملی بود.

پیش از او، تاریخ افغانستان چهره‌هایی مانند حبیب‌الله کلکانی را به خاطر دارد که با ظهور خود، نظم مستقر را لرزاند. هرچند تجربه‌ی کلکانی با شکست و سرکوب همراه شد، اما نشان داد که مطالبه‌‌ای تغییر، ریشه‌ای عمیق در تاریخ این مرزوبوم دارد. شصت‌وسه سال پس از آن واقعه، پروفیسور شهید استاد ربانی با بستر و گفتمانی متفاوت، پرسش تکراری تاریخ را از سر گرفت: آیا ساختار قدرت، ظرفیت پذیرش تحول را دارد؟ او پاسخ داد که اراده‌‌ای اجتماعی، نهایتاً بر سنگ‌های تخت سنت پیروز می‌شود، هرچند در مسیرش فرازونشیب‌های بسیار باشد.

فرجام سخن 

سی‌وچهار سال پس از آن رویداد تاریخی، نه تنها خاطره‌‌ای پروفیسور شهید استاد برهان‌الدین ربانی، بلکه پیام نهفته در آن دوران همچنان در تاروپود تاریخ معاصر افغانستان جاری است؛ پیامی که بر این حقیقت تأکید دارد که هیچ قدرتی، به‌رغم کهنگی و استحکام‌اش، نمی‌تواند در برابر اراده‌ی تاریخی ملت‌ها برای تعیین سرنوشت خویش پایدار بماند. میراث استاد شهید، مرزهای یک دوره‌ی سیاسی را درمی‌نوردد و به بصیرتی فراگیر برای آینده‌ی افغانستان بدل می‌شود.

درسی که از زندگی و دوران او می‌توان گرفت، این نیست که قدرت به‌سادگی قابل دستیابی است، بلکه این است که تاریخ تنها در تغییر خلاصه نمی‌شود، بلکه در آمادگی برای تغییر، جرئت به چالش کشیدن نظم‌های سخت‌شده‌معنا پیدا می‌کند. 

در روزگاری که افغانستان بار دیگر در پی یافتن تعریف تازه‌ای از هویت و حاکمیت است، بازخوانی چنین میراثی به ما گوشزد می‌کند که جریان تاریخ، هرگز به سود محافظه‌کاران قدرت جاری نمی‌شود و آینده، از آن کسانی است که با تکیه بر دانش، مشروعیت مردمی و استقامت، گام در مسیر تحول می‌گذارند.

به عبارت روشن‌تر، استاد شهید نشان داد که انحصار قدرت، یک پدیده‌ی پایدار نیست، بلکه یک «حالت موقت» است که اراده‌‌ای جمعی، دیر یا زود، آن را درهم می‌شکند. بنابراین، گرامیداشت یاد او، گرامی‌داشت همین جرئت تاریخی برای گسست از گذشته‌های ایستا و حرکت به سوی افق‌های ناپیدا، اما امیدوارانه‌‌ای آینده است.

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر